🎴هشدار به خانواده هاداستان ترانه«۴۲۶»لعیا شونهای بالا انداخت که گفتم :دیگه غصه نخور باشه فقط صبر ک…
انتشار: 2026/06/28 20:26 UTC
🎴هشدار به خانواده هاداستان ترانه«۴۲۶»لعیا شونهای بالا انداخت که گفتم :دیگه غصه نخور باشه فقط صبر کن تا این بچه به دنیا بیاد اون وقت دیگه نمیذارم بری خونه اون آشغال عوضی ؛ لعیا با ناراحتی گفت: اگه خونهش نرم به جرم عدم تمکین ازم شکایت میکنه پوزخندی روی لبم نشست و گفتم :اون هوشنگ بیشرف فقط میخواد تو رو بترسونه 😬من با یه وکیل صحبت کردم در صورت تمکین نکردن تو هیچکس مجبورت نمیکنه که برگردی خونه هوشنگفقط نفقهت قطع میشه که اونم فدای سرت خودم خرجی تو میدم😏 لعیا با امیدواری نگاهی بهم کرد و گفت: راست میگی مامان واقعاً همین جوره سرمو تکون دادم و گفتم: آره عزیزم اصلاً نمیخواد نگران باشی !لعیا نفس راحتی کشید و گفت: باز خدا رو شکر که یه خبر خوب بهم رسید😊 @kodaknojavan🌷🌿




