شب و شعـــــرنردبان میخواست یا اندیشه ی دینار داشتنفعِ خود را دید تنها، هر که با ما کار داشتگر لبا…
انتشار: 2026/06/22 20:00 UTC
شب و شعـــــرنردبان میخواست یا اندیشه ی دینار داشتنفعِ خود را دید تنها، هر که با ما کار داشتگر لباسِ پاره می بینی تنم، از فقر نیستآستینم را بریدم بس که در خود مار داشت!عقلِ من میگفت از معشوقِ عاقل دور باشعقل من میگفت اما قلبِ من اصرار داشتهرچه از «دوری» گذشتم باز «دوری» سررسیدوصلِ او_دورش بگردم_ شیوه ی پرگار داشتاز حیا میگفت و زلفش چشمها را می ربودزیر لب اما دمادم ذکرِ یا ستّار داشتآن صنم گرچه مسلمان بود از عمق وجودگیسوانش نسبتی پیچیده با کفار داشت!غیرتم جای خود اما گاه میگویم به خویشتا که قدرم را بداند کاش قبلا یار داشت...حسین نادری@konarsand

