📚 سالی، با گروهى از حاجیان به سوى مكه حرکت می کردیم که بین پیادگان درگیری صورت گرفت، داعی(۱) هم جزو…
انتشار: 2026/07/06 20:15 UTC
📚 سالی، با گروهى از حاجیان به سوى مكه حرکت می کردیم که بین پیادگان درگیری صورت گرفت، داعی(۱) هم جزو پیادگان بود. به سر و صورت هم افتادیم و دعوا بالا گرفت. يكى از کجاوه نشینان(۲) به همتای خود گفت: عجبا! پياده سرباز هنگامی که خود را به آخر خط می رساند به مقام وزيری نایل می شود، ولى پيادگان راه حج كه بيابان را به پايان مى رسانند حالشان بدتر از قبل مى شود.🔸از من بگوى حاجى مردم گزاى را (۳)🔹كو پوستين خلق به آزار مى درد.🔸حاجى تو نيستى شتر است از براى آنک🔹بيچاره خار مى خورد و بار مى برد۱_داعی: کسی که مردم را به دین خود دعوت می کند۲_کجاوه: نشيمنی روپوش دار که از چوب می سازند و يک جفت آن را به يکديگر بسته بر شتر بار می کنند و در هر يک از آن دو کسی می نشيند.عدیل: دو کس که هر دو جانب یک کجاوه نشینند هر کدام از آنها عدیل یکدیگرند.۳_از قول من به حاجی مردم آزاری که باعث آزار دیگران می شود بگو ای بیچاره، تو حاجی نیستی بلکه حاجی، آن شتری است که خار می خورد و تو را با خود تا خانه خدا حمل می کند(کنایه از این است که او هم این راه را با تو طی می کند اما تفاوت این است که شتر فقط خار می خورد و آزاری نمی رساند.گلستان سعـــدی@konarsandal


