📚 روزی از روى جهل جوانى بر سر مادرم فرياد كشيدم، خاطرش آزرده شد و در گوشه ای نشست و در حال گريه گفت…
انتشار: 2026/07/10 18:44 UTC
📚 روزی از روى جهل جوانى بر سر مادرم فرياد كشيدم، خاطرش آزرده شد و در گوشه ای نشست و در حال گريه گفت مگر خردسالى خود را فراموش كرده ای كه درشتى مى كنى؟🔸چه خوش گفت زالى به فرزند خويش🔹چو ديدش پلنگ افكن و پيل تن🔸گر از عهد خرديت ياد آمدى🔹كه بيچاره بودى در آغوش من🔸نكردى در اين روز بر من جفا🔹كه تو شير مردى و من پيرزن (۱)۱_ اگر امروز که مانند جوانی نیرومند در مقابل مادری پیر و ناتوان ایستاده ای می توانستی دوران ناتوانی خود را به خاطر بیاوری هرگز بر من تند خویی نمی کردی@konarsandal


