تاملی پیرامون مصادره یک ترانه / فردین صادق ایوبیاخیراً در فضای مجازی ترانهای با شعر و ملودی کُردی…
انتشار: 2026/08/22 10:21 UTCدریافت: 2026/08/22 17:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 17:50 UTC
تاملی پیرامون مصادره یک ترانه / فردین صادق ایوبیاخیراً در فضای مجازی ترانهای با شعر و ملودی کُردی و گوشآشنای مردم و با صدای زندهیاد (حسن زیرک) در مقام حجاز (چهارگاه) با شعری بازگونه و متخاصم بازخوانی شده است.ترانهای که در اصل وصف زیباییهای شهر (کرماشان - کرمانشاه) است، شهری که همواره هر ایرانی و کردی به آن بالیده است، وارث طاق بستان و اسطوره عشق شیرین و فرهاد و صدای تیشه از کوه بیستون، برگی درخشان از فرهنگ و تمدن ایران که قلب پر احساس حسن زیرک در آن سکنی میگزیند و آرزوهایی میکند که از هر گزندی بدور باشد.این ملودی ماندگار سالیان سال است، در خودآگاه و ناخودآگاه مردم کرد به حیات زیبای خویش ادامه داده است، اما در اشعار جعل شدهی این ترانه بناگاه شنونده بجای واژه (کرماشان - کرمانشاه) با واژه (اورشلیم) روبرو میشود، اورشلیمی که در جغرافیای زمانی - مکانی و هستیشناسی دیگری قرار دارد.واژه (اورشلیم) بمعنای: سرزمین سلامت و صلح و تقدس است، اما این معنا در فراشدی تاریخی تبدیل به نماد اشغالگری، جنگ و کشتار و خشونت شده است.عامل این تغییر، تاسیس دولت اسرائیل با تبانی کشورهای بزرگ به دلایل و اهداف کاملاً سیاسی، اقتصادی و امنیتی انجام گرفت.مهاجرت یهودیان و کشتار فلسطینیها توسط سازمانهای تروریستی یهودیان مانند هاگانا و اشترن از «کَفَر قاسم» تا «دیر یاسین» و غزه و اشغال روستاها و شهرها و اراضی، شهرهای ویران و کشتار و هزاران قلب مجروح از ترکش و زخم و خشونت و آوارهگی هزاران فلسطینی در جهان که آیینه ی تمام نمای حقوق بشر جهان استاز ذات رسانه معاصر بیش از این انتظار نیست، که از تباه شعر و موسیقی و فرهنگ رویگردان نباشد، که در تبلیغاتی اینچنین موریانهای با همتراز کردن دو شعر چالشی پدید آورد و سعی در رنگ باختن تعلق سرزمینی ما به نفع خود دارد.و تمام تلاش تحمیل صورت کاذبی بر ماده تاریخی ترانهای است، که در اعماق جان مردم این دیار جای دارد. گشودن راهی برای از خود بیگانگی فرهنگی و بر باد دادن مواریث آن در شعریدستمالی شده، جهان سلطه امروز تنها چیزی که ندارد فرهنگ است، صنایع نظامی و غیر نظامی و کتاب و چگونه میلیارد شویم و ملت عشق و عضلات آرنولد عین بیفرهنگی است.اما در چنین شرایطی پخش این ترانه در پی چه خواستی است؟و چرا حال در میان اقوام ایرانی قرعه فال به نام کردها افتاده است؟ زیرا کردها سکولارترین مردم خاورمیانهاند، همین امر میتواند عامل سرمایهگذاری فرهنگی برای اهداف سیاسی بلند مدت باشد. اسرائیل سالهاست به دلیل نداشتن عمق استراتژیک در بیگسترش جغرافیای زمینی خویش است چراکه در جنگهای مدرن نمیتوان برای پنهان کردن ضعف نظامی تنها به نیروی هوایی اکتفا کرد. در حالیکه وجه اشتراک رنجهای تاریخی کردها از حلبچه گرفته تا انفال و ویران کردن چهار هزار روستا به غزه، دیر یاسین و کفر قاسم نزدیکتر است و رنج مشترکی دارد.این ترانه لایههای تاریک دیگری نیز دارد مهندسی حافظه شنیداری مردم کرد زبان برای فراموشی اصل ترانه و سادهسازی مشروعیت خویش تا حد جدی تلقی شدن / یکسان سازی دو ترانه تا به یک مقدار اهمیت پیدا کنند / شبیه سازی زبان بمثابه خانه هستی در حد کالایی قابل تملک، برای دو قطبی سازی ذهن مردم. کارآنان فقط اشغال جغرافیا نیست، بلکه اشغال تخیل و ادراک است تا نگاه خویش را به جهان دیکته کنند.شاید در نظر آنان توهم نیل تا فرات هنوز اعتبار دارد، اما واقعیت جنگ رمضان را باید در این جمله ترامپ جستجو کرد: کردها وقتی خوبند که جنگ کنند. درست، شبیه جمله استعمارگران آمریکایی در مواجهه با بومیان محلی است که: سرخپوست خوب، سرخپوست مرده است. در جهان معاصر دیگر کسی نیست که از طوفان نااهلان تمدن جدید آسیب ندیده باشد، در موقعیت کنونی نیز قوم یهود نیاز به نجات دارد، اما نجات قوم یهود، مستلزم [نجات بشریت از یهودیت است] عرصههای فرهنگی شبیه تانکی است که با گل استتار شده باشد و در عرصهی تاخت و تازهای فرهنگی ظلم و ستمی مستقیماً مشاهده نمیشود. در خاتمه آنچه میماند هوشیاری فرهنگی در جهت حفظ و اعتلای فرهنگ خویشاوندی اقوام ایرانی در راستای وحدت دینی و ملی است، و باید بطور جد به هنر پسا جنگ بیاندیشیم، بیانیه آفرینشهای جدید در صور مختلف هنری از دل حضور بلاواسطه مردمی در جنگ رمضان شکل گرفته است.@KurdPressCom





