*سالیان پیش همیشه فکر می کردم شبها کسی زیر تختم پنهان شده است**نزد پزشک اعصاب رفتم و مشکلم را گفتم**روانپزشک گفت :**تنها یک سال هفتهای سه روز جلسه ای 100 هزار تومن بده و بیا تا درمانت کنم**شش ماه بعد اون پزشک رو تو خیابان دیدم* *پرسید چرا نیومدی ؟**گفتم :**خب جلسهای 100 هزار تومان برای یک سال خیلی زیاد بود**یه نجار منو مجانی معالجه کرد* *خوشحالم که اون پول رو پسانداز کردم* *و یه وانت نو خریدم**پزشک با تعجب گفت :**شگفتا !* *میتونم بپرسم اون نجار چگونه تو را معالجه کرد ؟**گفتم :**آن نجار به من گفت :**اگه پایههای تختخوابت را ببُرم دیگه هیچکس نمیتونه زیر تختت پنهان بشه !!!**هر چه پایه های جهل ، نادانی و خرافاتمان را کوتاه کنیم* *آرامش بیشتری پیدا خواهیم کرد*🌷 @LalunLalehgoon