༆ #Updateبخش دوم - اما یه چیز از همه بیشتر منو ناراحت میکرد. اون همیشه میرفت اجرای یه گروه موسیقی…
انتشار: 2026/08/05 17:05 UTCدریافت: 2026/08/06 18:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 18:52 UTC
༆ #Updateبخش دوم - اما یه چیز از همه بیشتر منو ناراحت میکرد. اون همیشه میرفت اجرای یه گروه موسیقی رو ببینه که من عاشقشون بودم. مدام بهش میگفتم: "خواهش میکنم منو هم دعوت کن. میخوام باهات بیام. میخوام اون لحظه رو با هم تجربه کنیم." ولی همیشه جوابش "نه" بود. حتی بهم گفت اگه میخوای بری، خودت باید بلیت بخری، چون من قرار نیست اسمت رو توی فهرست مهمانهام بذارم. اما میدونی چیه؟ زندگی راه عجیبی برای سرِ جای خودش گذاشتن همهچیز داره. نه چندان پیش، همون گروهی که اینقدر تحسینشون میکردم، از من دعوت کرد که همراهشون اجرا داشته باشم. و حدس بزن کی بین تماشاگرها نشسته بود؟+ اون.- دقیقاً. اونجا نشسته بود و داشت منو تماشا میکرد. عجیبه که زندگی چطور همهچیز رو سر جای خودش قرار میده. برای من، درس این ماجرا اینه: هیچوقت خودت بودن رو کنار نذار.+ دقیقاً! مخصوصاً نه برای یه مرد. واقعاً چقدر پست. خیلی خوشحالم برات. به پایانهای خوش! چون تو لایق تمام این موفقیتها هستی.- صددرصد. معلومه که اون احمق یه الماس توی دستش داشت و حتی نفهمید.𖣘 #ÁngelaTorres | #ROSALÍA ༔ @LatinCelebrities ༔




