از مرگ نمیترسیدم، از گیر افتادن میترسیدم. دم را که فرو میدادم تا بازدم نمیدانستم چه بلایی سرم…
انتشار: 2026/08/06 09:10 UTCدریافت: 2026/08/07 18:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 18:15 UTC
از مرگ نمیترسیدم، از گیر افتادن میترسیدم. دم را که فرو میدادم تا بازدم نمیدانستم چه بلایی سرم میآید، در هراس این بیخبری میخواستم از تنم فرار کنم. میخواستم پر باز کنم و یکباره بگریزم، اما توی تنم گیر افتاده بودم.📕 تماما مخصوص👤 #عباس_معروفی 《📚 @lBOOKl 》


