تاچر بــه درسـتی تشخیص داده بـود کــه بــرای رقبای سوسیالیستش، هــدف بالا کشـیدن دیگــران نیســت، ب…
انتشار: 2026/01/05 16:50 UTCدریافت: 2026/08/22 02:58 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:58 UTC
تاچر بــه درسـتی تشخیص داده بـود کــه بــرای رقبای سوسیالیستش، هــدف بالا کشـیدن دیگــران نیســت، بلکه پایین کشـیدن برخی دیگـر اســت. مسـئله، بهبـود زندگی فقـرا نیســت، بلکه گرفتــن از ثروتمنـدان اسـت. و ایـن، شـاخصۀ اصلی حسـادت اســت. زمانــی کــه هــدف، ارتقـای شخص بــه سطح دیگـری نیســت، بلکه پایین کشـیدن آن دیگـری اسـت.
پستهای تلگرام — LiberTorch
قبل از آنکه مشروطه به مملکت ما تشریففرما بشود، همه کس به خیال استخدام دولت نمیافتاد. نه! جماعتی دنبال کسب و تجارت میرفتند، عدهای ذاکر و طلبه و روحانی و معرب میشدند، جمعی به شعر و خوشمزگی و ندیمباشیگری میپرداختند. و طبقه نوکرباب [یعنی کارکنان دولت]، تا اندازهای محدود بود. مشروطه که آمد، خدمت دولتی بهترین کارها شد؛ سهل و بیزحمت و بالنسبه پرحاصل. از حجره و مسجد و منبر و بازار همه به ادارات دویدند. همان مرد خدایی که در کنج مدرسه به ماهی پانزده قران میساخت، امروز به سی یا چهل تومان حقوق دولتی قانع نیست...این ترتیب-بدیهی است-عاقبت ندارد. هیچ دولتی در هیچ جای عالم قادر نیست هر سال یک دو سه چهارصد مستخدم تازه بگیرد.یادداشت علیاکبر داور در روزنامه "مرد آزاد" مورخ جمعه ۱۹ عقرب ۱۳۰۲.طنز ماجرا این که خود نگارنده به زودی در تضاد کامل با این نوشته عمل کرد، اما توصیف او از پدیدهای که اخلاق اجتماعی و اقتصاد را در ایران به مفهوم حقیقی گنداند، و از افراد جمع بزدلان وابسته به رانت دولتی ساخت، ساده و گیراست.از اینجا@qajarnameh
⭕️قانون ناقض «حق و خرد عام» قانون نیست✍🏻جیم پاول▪️چرا آزادیهای مدنی نخست در انگلستان ریشه دواندند؟ یک دلیل مهم جوشش و رویش اصول قانون عامه (یا حقوق عرفی؛ common law) مستقل از اصحاب حکومت بود.▪️ادوارد کوک بیش از هر کس دیگری در این مهم نقش داشت. مورای روتبارد[۱] مورخِ اندیشه او را «لیبرال بزرگ اوایل قرن هفدهم» خوانده است. وینستون چرچیل[۲] هم دربارهی او گفته است که «دانش او دربارهی قانون عامه بینظیر بود.» جرج مکولی ترولینِ[۳] مورخ او را «از مهمترین طلایهداران آزادیهای ما» به شمار آورده. فردریش هایکِ برندهی نوبل نیز از وی به «منبعِ بزرگ اصولِ ویگ (Whig)» یاد کرده.▪️کوک در صورتبندی و بیان اصول قانون عامه در اشکال فراموشنکردنی استعدادِ غریبی داشت. او نوشت، «قانون عامه بهترین و عامترین حق مادرزاد مردمان عادی است که هم از داشتهها، زمینها و عایداتشان حراست میکند و هم از همسر، فرزندان، جسم، شهرت و حیاتشان … هیچ مردی، چه مقام روحانی یا آدمیزاد دنیایی نباید از راز درونِ قلباش مورد سؤال قرار بگیرد … خانهی هر انگلیسی بهسانِ قلعهی او است.»▪️ترولین، کوک را به «کف نفس، فراگیری خستگیناپذیر علم حقوق، حافظه و هوشاش … در زمانهای که منازعه در باب بنیانگذاری اساس قانون انگلیسی اهمیت حیاتی داشت» میشناسد، «او بود که ابتدا این نظریه را مطرح کرد که قانون ابزاری در دست مقام سلطنت نیست، بلکه قیدوبندی بر اختیارات او است؛ نه آنگونه که رقیباش [فرانسیس] بیکن میگفت، قضات: «محافظانِ تاج و تختاند»، بلکه کار قضات داوری میانِ پادشاه و اتباع او است.»▪️کوک در مقامِ یک وکیل و قاضی استدلالهایش را همیشه بر رویههای از پیش موجود قضایی بنا میکرد. شاید تصور شود با این محدودیتِ خودتحمیلی اگر نمیتوانست به رویههای قضایی استناد کند، قادر به اقامهی دلیل و صدور حکم نمیبود. اما او در کشفِ رویههای قضایی برای آزادی سرآمد بود، و همیشه در نشان دادن قدمت رویههای قضایی و دلالتهای آنها، پیش و بیش از آنچه دیگران تصور میکردند، موفق بود و تقریباً دربارهی اصول اساسی همواره حق با او بود.▪️دو رسالهی مشهورش یعنی «گزارشها» (Reports) و «نهادها» (Institutes) انگلیسیها را صاحب ِیک قانون اساسی منسجم کرد. حتی بیکن اذعان داشت: «اگر به خاطرِ گزارشهای آقای ادوارد کوک نبود … تا به امروز قانون تقریباً بهسان کشتی بدون سکان میبود؛ چرا که در روزگار ما احکام دادگاهها بر احکام قدیم استوار اند.»▪️اگرچه کوک پذیرای باورهای مذهبی مرسوم روزگار خود بود، اما پشتیبان مدارای مذهبی بود. او در مقامِ ارشدترین قاضیِ دادگاههای قانون عامه تلاش میکرد تا بسیاری از دادخواستها را خارج از دادگاههای کلیسایی نگه دارد که مخالفان مذهبی را به شکنجه، زندان یا سوزانده شدن محکوم میکردند. او در کلیساهای تحت اختیارش کشیشهای پیوریتن منصوب میکرد. و منشیای بهنامِ راجر ویلیامز داشت که بیپرده ذهنی مستقلاندیش داشت، و بعدتر از رودآیلند امریکا مأمنی برای مدارای مذهبی برپا ساخت.▪️نقش کوک در برپایی حکومتِ مبتنی بر نمایندگی از نقش او در مقام یک حقوقدان شایانتوجهتر است. تحت حکومت الیزابت اول، پارلمان در پیشگاه سلطنت جایگاهی نداشت. اعضای پارلمان فاقد بینش ایدئولوژیک و تجربهی عملی برای تدارک جناح مخالف یا رهبری مؤثر بودند. در سالهای ۱۶۲۱، ۱۶۲۴، ۱۶۲۵ و ۱۶۲۸ پارلمان خواستار آن شد که وزرای حکومت در مقابل اعمالشان پاسخگو باشند. پارلمان اصول قانونی اساسی را مشخص نمود و در تدوین سیاستها ابتکار عمل را در دست گرفت. کوک بیش از هر کس دیگری در تعیین آن چارچوب نقش داشت، او بیشترین مشارکت را در کمیسیونهای مختلف داشت و گزارشها و سخنرانیهای بیشتری ایراد کرد.▪️به گفتهی استیون دی. وایت[۴]، استاد تاریخ دانشگاه وسلیان، «نفوذ بسیار کوک هم در مجلس عوام و هم در کل پارلمان [اعم از مجلس اعیان] و آوازهی حقوقی خیرهکنندهاش برایش احترامِ دیگر نمایندگان را به همراه آورده بود. او در حکومت مرکزی و محلی مناصبِ بسیاری عهدهدار شده بود... آثار منتشرشده و سالها خدمتاش در مقامِ قاضی دادگاه قانون عامه و دادگاه سلطنتی، آوازهاش به عنوان برجستهترین مرجع حقوقی دوران را تثبیت کرده بود.»▪️کوک در امریکا نفوذ بسیار داشت. برنارد شوارتز[۵]، مورخِ قانون اساسی اظهار داشت، «مردانِ انقلاب امریکا با آثار کوک پرورش یافته بودند، کوک در نظر ایشان غولِ معاصر حقوق بود.» بزرگترین هدیهی کوک به امریکا این بود: قوهی قضاییهای مستقل و این اصل که قضات میتوانند قوانین موضوعهای را که مغایر با قانون اساسی هستند، ملغا کنند.#مقاله #قانون #حقوق #کامنلا #عرف #قانون_اساسی #آزادی #حقوق_طبیعی #استبداد #ادوارد_کوک #انگلستان♟ #liberty🔻ادامه مطلب را از اینجا بخوانید🔻🗞@andishee_noo 🍃
یک پادشاه حق ندارد تاج و تخت خود را به قیمت ریختن خون هممیهنانش حفظ کند. یک دیکتاتور میتواند حکومت را به نام ایدئولوژی و مرامی که مدافع آنست با خونریزی نگه دارد؛ اما پادشاه یک دیکتاتور نیست. میان شاه و ملت پیوندی ناگسستنی وجود دارد؛ یک دیکتاتور تنهاست و به خود میاندیشد؛ یک پادشاه تاج و تخت را از دیگری به ارث برده و باید آن را به فرزندانش انتقال دهد.پاسخ به تاریخ، محمدرضاشاه پهلوی
«ملت ایران» و «رسالت جهانی»گویا باز داریم به لحظات ملکوتی «ما همه یک ملتیم» و «ای ایران» و «بیحجاب و باحجاب همه با هم هستیم» نزدیک میشویم، لحظاتی که باز ملیگرایی ایرانی به کار خواهد آمد! نیز، به زودی دوباره سر و کله دوستان خیلی وطندوست پیدا خواهد شد که از همه ما خواهند خواست تا اختلافات خود را کنار بگذاریم و یکصدا و متحد تجاوز دشمن خارجی را به شدت محکوم کنیم! اما کیست که نداند که جنگی که به احتمال زیاد در شُرُف ورود به آنیم، جنگی نیست که به دلیل ملاحظات «ملی» و ملیگرایی ایرانی وارد آن شده باشیم، بلکه دلیل اصلیش آن است که صبغهای از امتگرایی با ترکیبات چپی را اتخاذ کردهایم که در آن باید به تنهایی متحمل جبران غرور شکستخورده مسلمانان، به خصوص عربها، شویم!شخصی میگفت اسرائیل مجازات خداوند برای مسلمانان، به خصوص عربها و ترکها بود که در دو قرن گذشته خود را به انواع ایدئولوژیهای مدرن از جمله ناسیونالیسم و سوسیالیسم آلودند (اگرچه صهیونیسم خود نیز یک ایدئولوژی انحرافی بود). در هر صورت، شکستهای پیدرپی از اسرائیل، جریحهای در غرور مسلمانان و به خصوص عربها ایجاد کرد. بیشتر از ظلم تاریخی به فلسطینیان، این غرور جریحهدار شده است که موجب نفرتی عمیق از اسرائیل شده است.منتهای مطلب، عرب عمانی یا اماراتی یا اردنی، یا حتی عراقی و مصری، الان دوست دارند که در کافه بنشینند و قلیانشان را دود کنند و به کنسرت خوانندگان زیبارو و خوشالحان لبنانی بروند و پیشرفت اقتصادیشان و صنعت توریسمشان و روابط خوبشان با غرب را داشته باشند، و کس دیگری جور آن غرور شکستخورده و هزینه مبارزه با اسرائیل را بدهد. و چه کسی بهتر از ایرانی ابله!پس جای شگفتی ندارد اگر میبینید عرب عمانی و اردنی و مصری و تونسی و ترک ترکیه، ایران را برای پایداری و مقاومت جلوی آمریکا و اسرائیل تحسین میکنند. اینها حاضر نیستند برای چنین آرمانی به اندازه یکدهم قیمت اتوموبیلشان خرج کنند، ولی خوشحالاند که ابلهانی پیدا شدهاند که تمام این هزینه را به دوش مردم خود انداختهاند.مثلاً مصریها را در نظر بگیرید! علیرغم تمام احساسات ضداسرائیلیشان، در جریان قیام موسوم به «بهار عربی»، از خواستههایشان مبارزه دولت با اسرائیل نبود، و حتی وقتی اخوانالمسلمین برای مدتی کوتاه حاکم شدند، کار مهمی در مورد اسرائیل نکردند. یا ترکیه، که سالهاست حزب اسلامگرای حاکم بر آن همیشه شعار میدهد، ولی به اندازه یک اسکناس هزار لیری متحمل هزینه واقعی برای مقابله با اسرائیل نشده است. ترکها هم همه راضی!القصه، در سالهای گذشته کسی از من نپرسید که آیا دوست دارم هزینه غرور جریحهدار شده عربها را بدهم! حالا چرا از من میخواهند که «به دلایل ملی» خود را سهیم آن تصمیم بدانم؟!
بــه گفتـۀ بنجامین کنستانت:«صاحبــان قدرت آمادهاند که ما را از شر هـر نوع زحمتی راحت کنند، بـه جز زحمت پرداخت مالیـات! آنها به ما خواهند گفت: مگر نمیخواهید در زندگی خوشبخت باشید؟خب، این را بـه ما بسپارید ومـا آن را بـه شـما خواهیـم داد. اما باید گفت نه آقایان، مـا نباید آن را بـه شما واگذار کنیـم. هـر چقدر هم کـه نیت خیر داشته باشد. بیایید از صاحبان قـدرت بخواهیم که در وظیفۀ خود که عادل بودن است بمانند و مسئولیت خوشبختی ما را به خودمان واگذار کنند.»
🔹آیتالله بروجردی در برابر اصلاحات ارضی، موضع شدیدی گرفتند و فرمودند: «من در این مملکت غصبی، نمیتوانم بمانم. گذرنامه بدهید، میخواهم بروم. شاه هم بلافاصله گذرنامه را فرستاد. در این میان، بین مردم شایع شد، آقا میخواهند بروند و بر اثر سخنرانی یکی از وعاظ در قم در سال ۱۳۳۹، حوزه و بازار تعطیل شد و تهران هم تعطیل شد و دستههای عزاداری و سینهزنی و زنجیرزنی به راه افتاد. مردم مثل روز عاشورا زنجیر زدند! رژیم به وحشت افتاد و کسی را پیش آقا فرستاد و عذرخواهی کرد. از طرفی آقای بروجردی مسائل سیاسی را علنی نمیکردند.»🔸غلامرضا کرباسچی📚تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی (تاریخ حوزهی علمیهٔ قم)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ص ۲۰۲، چاپ اول، ۱۳۸۰.t.me/ReligiousSchool


