از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت تازه شکفتهام هنوز نمیدانم. از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت فعلاً در گرمای وجودش غرقم. از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟ گفت : فعلاً در جلوهی رنگارنگ آن رنگ باختهام.از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟ نزدیکش رفتم به چشمای آبیاش خیره شدم. اونم نگاهش رو تو نگاهم قفل کرد و هر دو باهم گفتیم: مثل برف آرام و بیصدا روی قلبت مینشیند و تو نمیفهمی که او، کی تو را احاطه کرده است.✍ سونیتا عطایی@Loveispublic