📖 The Lost Walletکیف گمشدهOne day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she w…
انتشار: 2026/06/19 17:46 UTC
📖 The Lost Walletکیف گمشدهOne day, Sara was walking home from work. The weather was nice, and she was listening to music.🇮🇷 ترجمه:یک روز سارا در حال پیادهروی به خانه از محل کارش بود. هوا خوب بود و او به موسیقی گوش میداد.Suddenly, she saw a wallet on the ground. She picked it up and looked inside.🇮🇷 ترجمه:ناگهان یک کیف پول روی زمین دید. آن را برداشت و داخلش را نگاه کرد.There was some money, an ID card, and a phone number.🇮🇷 ترجمه:مقداری پول، یک کارت شناسایی و یک شماره تلفن داخل آن بود.Sara called the number. A man answered the phone.🇮🇷 ترجمه:سارا با آن شماره تماس گرفت. مردی تلفن را پاسخ داد.He was very happy because he had lost his wallet that morning.🇮🇷 ترجمه:او خیلی خوشحال بود، چون آن صبح کیف پولش را گم کرده بود.They met at a nearby café, and Sara returned the wallet.🇮🇷 ترجمه:آنها در یک کافه نزدیک همدیگر را ملاقات کردند و سارا کیف پول را به او برگرداند.The man thanked her and offered her a reward, but she politely refused.🇮🇷 ترجمه:مرد از او تشکر کرد و به او پاداشی پیشنهاد داد، اما سارا مؤدبانه آن را نپذیرفت.Sara went home with a smile. She felt happy because she had helped someone.🇮🇷 ترجمه:سارا با لبخند به خانه رفت. او احساس خوشحالی میکرد، چون به کسی کمک کرده بود.@lovely_english
