📖 #داستانک 🔲 خطبه امام سجاد(ع) درمسجد اموی▪️دراین مجلس در اثر پافشاری شامیان، یزید موافقت کرد که ام…
انتشار: 2026/07/18 11:31 UTC
📖 #داستانک 🔲 خطبه امام سجاد(ع) درمسجد اموی▪️دراین مجلس در اثر پافشاری شامیان، یزید موافقت کرد که امام(ع) به منبر برود.▪️ایشان پس از حمد وثنای الهی فرمودند:▪️ای مردم! خداوند به ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است،▪️به ما ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را، و ما را بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق (امیر المؤمنین علی ع)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا (حمزه) و امام حسن و امام حسین دو فرزند بزرگوار رسول اکرم (ص) را از ما قرار داد. ▪️هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنانکه مرا نشناختند با معرفی پدران و خاندانم خودرا به آنان می شناسانم▪️ای مردم! من فرزندمکه و منایممن فرزند زمزم و صفایممن فرزند کسی هستم که حجرالاسود را باردای خود حمل و درجای خودنصب فرمودمن فرزندبهترین طواف وسعی کنندگانممن فرزند بهترین حج کنندگان و تلبیه گویانممن فرزند آنم که بربراق سوارشدمن فرزند پیامبری هستم که دریک شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصی سیرکردمن فرزندآنم که جبرئیل او را به سدرة المنتهی بردوبه مقام قرب ربوبی و نزدیکترین جایگاه مقام باری تعالی رسید، من فرزندآنم که باملائکه آسمان نمازگزاردمن فرزند آن پیامبرم که پروردگار بزرگ به او وحی کردمن فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند▪️من پسر آن کسی هستم که برابر پیامبر با دوشمشیر و بادونیزه می رزمید، و دوبار هجرت و دوبار بیعت کرد، و در بدروحنین باکافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر نورزید▪️من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و ازبین برنده مشرکان وامیرمسلمانان وفروغ جهادگران وزینت عبادت کنندگان و افتخارگریه کنندگانم، من فرزند بردبارترین بردباران وافضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبرم▪️من پسرآنم که جبرئیل اوراتأیید و میکائیل اورا یاری کرد، من فرزند آنم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با مارقین وناکثین وقاسطین جنگیدوبا دشمنانش مبارزه کردمن فرزند بهترین قریشم، من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا وپیامبر را پذیرفت▪️من پسر اول سبقت گیرنده درایمان و شکننده کمر متجاوزان و ازمیان برنده مشرکانم▪️من فرزند آنم که به مثابه تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یاری کننده دین خدا و ولی امراو و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهی بود▪️او جوانمرد،سخاوتمند،نیکوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام در مشکلات، شکیبا، دائما روزه دار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نمازگزار بود▪️او رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه احزاب کفر را ازهم پاشیداو دارای قلبی ثابت وقوی واراده ای محکم واستواروعزمی راسخ بودوهمانندشیری شجاع که وقتی نیزه ها درجنگ به هم درمی آمیخت آنها را مانند آسیا خرد و نرم و بسان باد آنهارا پراکنده میساخت▪️اوشیرحجاز و آقا و بزرگ عراق است که مکی و مدنی و خیفی و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، که درهمه این صحنه ها حضورداشت▪️او سیدعرب است و شیرمیدان نبرد و وارث دو مشعر ، و پدر دو فرزند حسن و حسین آری او ، همان او جدم علی بن ابیطالب است▪️آنگاه گفت:من فرزند فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم▪️حضرت سجاد(ع) آنقدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد تاصدای مردم به ضجه وگریه بلندشد▪️یزید ترسید و دستورداد مؤذن شروع به اذان کند و سخن امام سجاد را قطع نمود▪️مؤذن گفت:اللَّهُ أَکْبَرُاللَّهُ أَکْبَرُامام فرمود:چیزی ازخدا بزرگتر نیست▪️هنگامیکه مؤذن گفت:أَشْهَدُأَنْ لَاإِلَهَ إِلَّااللَّهُامام فرمود: مو ، پوست ، گوشت و خون من به یگانگی خدا شهادت می دهند▪️موقعی که گفت:أَشْهَدُأَنَّ مُحَمَّداًرَسُولُ اللَّهِامام سجّاد(ع) عمامه خویش را از سر برداشت و خطاب به مؤذّن گفت: تورا به حقّ محمّدساکت باش تا من سخنی بگویم▪️سپس فرمود:ای یزید! این پیغمبر، جدمن است یا جد تو؟ اگرگویی جدمن است، همه می دانند که دروغ می گویی، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روی ستم کشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیت او را به اسارت گرفتی؟! ▪️حضرت این جملات را گفت و دست برد وگریبان چاک زد وگریست و گفت:به خدا سوگند اگر در جهان کسی باشد که جدش رسول خداست، آن منم، پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟!▪️آنگاه فرمود:ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و بازمیگویی: محمدرسول خداست؟! و روی به قبله می ایستی؟ وای بر تو! در روز قیامت جدوپدرمن در آن روز دشمن تو هستند▪️دراین هنگام یزید فریادزد که مؤذن اقامه بگوید! درمیان مردم هیاهویی برخاست، بعضی نماز گزاردند وگروهی نماز نخوانده پراکنده شدند.📚بحارالانوار جلد 45؛ کتاب نفس المهموم @maarefeahlebeit