🔥 سقیفه گمراهی !🔥🌑🔥🌑🔥🌑🔥❌ بررسی واقعه غم انگیز سقیفه ❇️ بخش دوم : شرح واقعه 📌ظاهرا روایت اصلی درباره اجتماع در سقیفه بنیساعده به عبد الله بن عباس از عمر بن خطاب برمیگردد. تمام روایات دیگر از این اطلاعات استفاده کرده یا از آن مایه گرفتهاند 📌این روایات را، با اندک تغییری در سلسله راویان مختلف، ابن هشام، طبری، عبد الرزاق بن همّام، بخاری و ابن حنبل نقل کردهاند.[1]📌به دنبال اطلاع عمومی مسلمانان مدینه از وفات پیامبر اسلام (ص) عدهای از انصار برای تصمیمگیری درباره وضعیت خود و همچنین چاره جویی درباره مسئله جانشینی رسول خدا، در سقیفه بنیساعده گرد آمدند. 📌مطابق منابع تاریخی در آغاز این جلسه سعد بن عباده، بزرگ قبیله خزرج به واسطه شدت بیماری به واسطه فرزندش با جمعیت سخن گفت. 📌وی با ذکر دلایلی جانشینی پیامبر اسلام را حق انصار دانست و آنان را به گرفتن اداره امور دعوت نمود. 📌شنوندگان سخنان وی را تأیید کرده و اعلام نمودند که سعد را به عنوان حاکم بر خود انتخاب نموده و تاکید کردند که بر خلاف نظر وی کاری انجام ندهند.[2]📌 اما برخی از حاضرین احتمال مخالفت مهاجران با این تصمیم را مطرح و امکان عدم تسلیم آنان در برابر تصمیم این جمع اجتماع را احتمال دادند. این احتمال پیشنهاد انتخاب امیری از انصار و امیری از مهاجران را در پی داشت.[3]📌گزارش این اجتماع و علت برپایی آن به ابوبکر و عمر میرسد و این دو به اتفاق ابوعبیده جراح به سمت سقیفه حرکت میکنند. با ورود آنان به این جمع، ابوبکر با جلوگیری از سخنرانی عمر، ابتکار عمل را در دست گرفته و طی سخنانی برتری مهاجران و اولویت قریش برای جانشینی پیامبر را ثابت میکند.[4] 📌این سخنان با مخالفت و موافقت حاضرین مواجه شده و برخی نیز به شایستگی علی(ع) و عدم بیعت با غیر از او اشاره میکنند؛[5] 📌ولی در نهایت ابوبکر، عمر و ابوعبیده را به عنوان افراد شایسته برای این مقام اشاره مینماید. این دو تن با سخن با پیشنهاد ابوبکر مخالفت میکنند.[6]📌به گزارش منابع تاریخی، عمر بن خطاب درباره این لحظات گفته است: «در این لحظه سر و صدا و همهمه حاضران از هر طرف برخاست و سخنان نامفهوم از هر گوشه شنیده میشد، تا آنجا که ترسیدم اختلاف، موجب از هم گسیختگی شیرازه کار ما بشود.این بود که به ابوبکر گفتم: دستت را دراز کن تا با تو بیعت کنم؛ اما پیش از آنکه دست عمر در دست ابوبکر قرار بگیرد، بشیر بن سعد خزرجی از رقبای سعد بن عباده، پیشدستی کرده و دست به دست ابوبکر زد و با او بیعت کرد.[7][8]📌پس از این اتفاق، هجوم حاضران در سقیفه برای بیعت با ابوبکر آغاز میشود تا جایی که از شتاب افراد این احتمال وجود داشته است که سعد بن عبادۀ بیمار، زیر دست و پای آنها لگدمال شود. این جریان موجب درگیری تندی بین عمر، سعد و قیس فرزند سعد میشود که این برخوردها با دخالت ابوبکر به پایان میرسد.[9]⏪ ادامه دارد ....📚 پی نوشت :1) مادلونگ، جانشینی محمد، ۱۳۷۷ش، ص۴۷.2) ابنقتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲.3) ابنقتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۲.۴) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،دار صادر، ج۲، ص۳۲۷.5)ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،دار صادر، ج۲، ص۳۲۵.6) طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق ج۳، ص۲۰۶.7) طبری، تاریخ الطبری: تاریخ الأمم و الملوک، ۱۳۸۷ق ج۳، ص۲۰۶.8) ابن اثیر، الکامل فی التاریخ،دار صادر، ج۲، ص۳۲۷.9) ابنقتیبه، الإمامة و السیاسة،۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۲۷@maarefeahlebeit
🔥 سقیفه گمراهی !🔥🌑🔥🌑🔥🌑🔥❌ بررسی واقعه غم انگیز سقیفه ❇️ بخش ششم : واکنش حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س)📌برخی معتقدند پس از واقعه سقیفه علی(ع) با ابوبکر بیعت نکرد [۱] و برخی معتقدند پس از شهادت حضرت زهرا (س) علی(ع) با ابوبکر بیعت کرد. [۲]📌علی(ع) در همان روزهای نخستین که عاملان سقیفه سعی در اجبار وی به بیعت با ابوبکر داشتند در سخنانی خطاب به آنان گفت: «من از شما به خلافت سزاوارترم، من با شما بیعت نخواهم کرد و شما سزاوارترید که با من بیعت کنید، شما خلافت را از انصار گرفتید، و به قرابت و نزدیکی با رسول خدا بر آنها احتجاج کردید و به آنها گفتید: چون ما به پیامبر نزدیکتریم و از اقربای او هستیم به خلافت سزاوارتر از شما هستیم، و آنها نیز روی همین اساس، پیشوایی و امامت را به شما دادند. من نیز با همان امتیاز و خصوصیت که شما بر انصار احتجاج کردهاید با شما احتجاج میکنم (یعنی همان قرابت و نزدیکی با رسول خدا) پس اگر از خدا میترسید با ما از در انصاف درآیید و همان را که انصار برای شما پذیرفتند شما نیز برای ما بپذیرید، و گرنه دانسته به ستم و ظلم دست زدهاید.». [۳]📌به گزارش برخی منابع، علی(ع) مناظرهای ملایم اما مفصّل و صریح با ابوبکر داشته و طی آن ابوبکر را به تخلفش در واقعه سقیفه در نادیده گرفتن حق اهل بیت پیامبر(ع) محکوم نمود، ابوبکر با پذیرش استدلالهای امیر المومنین منقلب شده و تا مرز بیعت با علی(ع) به عنوان جانشین پیامبر نیز پیش میرود که در نهایت با مشورت برخی یارانش از این کار منصرف میگردد. [۴]📌علی(ع) به مناسبتهای مختلف و در سخنان متعددی به قضیه سقیفه اعتراض کرده و حق خود را در جانشینی پیامبر اسلام یادآوری نموده است. خطبه شقشقیه از معروفترین خطبه هایی است که وی در آن به این واقعه اشاره کرده است.📌 وی در ابتدای این خطابه گفته است: «به خدا قسم، فرزند ابوقحافه (ابوبکر) خلافت را مانند پیراهن در بر کرد هر چند که علم دارد، من برای خلافت مانند محور آسیاب هستم که علم و فضیلت از سر چشمه من مانند ساعتقادزیر میشود و پرندگان هوا به اوج مقام من نمیرسند». [۵] 📌به گزارش برخی منابع دیگر علی(ع) پس از واقعه سقیفه و در زمان حیات حضرت زهرا(س) شبها دختر پیامبر را سوار مرکبی نموده و به خانهها و محافل انصار میبرد و یاری میخواست و پاسخ میشنید: «ای دختر پیغمبر!ا با ابوبکر بیعت کردهایم،اگر علی جلوتر آمده بود،از او عدول نمیکردیم، علی(ع) نیز جواب میداد: آیا پیغمبر را دفن نکرده درباره خلافت نزاع میکردم؟ [۶] [۷]📌فاطمه زهرا(س) پس از واقعه سقیفه مخالفتهای بسیاری با آن و نتایج برآمده از این شورا از خود بروز داد و آن را تخلف از سفارشات پیامبر اسلام اعلام کرد. بارزترین این مخالفتها سخنانی است که حضرت فاطمه(س) هنگام وقایع مربوط به گرفتن بیعت از علی(ع) و محاصره خانه وی، ایراد کرد. [۸]📌 و نیز خطبهای معروف به فدکیه که دختر پیامبر در مسجد مدینه ایراد کرد، از دیگر اعتراضات علنی وی به شمار میرود . [۹] 📌بنابر گزارشهای تاریخی حضرت زهرا(س) بار دیگر هنگامیکه در بستر بیماری آخرین روزهای زندگی خود را میگذراند در سخنانی با زنان مهاجرین و انصار که به عیادتش آمده بودند به سقیفه اشاره کرده و آن را خروج از دستورات پیامبر خدا دانست و درباره زیانهایی که در آینده اسلام به بار خواهد آورد، هشداری جدی داد. [۱۰] [۱۱]⏪ ادامه دارد ....📚 پی نوشت :۱)مفید، الفصول المختارة من العیون و المحاسن، قم، ص۵۶.۲) ابنقتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.۳) ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه،مکتبه آیة الله المرعشی، ج۶، ص۱۱.۴) رجوع کنید به: طبرسی، الاحتجاج، نشر المرتضی، ج۱، ص۱۱۵-۱۳۰.۵) ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغة،مکتبه آیة الله المرعشی، ج۱، ص۱۵۱۶) ابن قتیبه،الامامة والسیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۹-۳۰.۷) ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبة آیة الله المرعشی، ج۶، ص۱۳. ۸) ابنقتیبه، الإمامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۳۰-۳۱.۹) تیجانی، مؤتمر السقیفة، ۱۴۲۴ق، ج۱، ص۷۵.۱۰) ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، مکتبه آیة الله المرعشی، ج۱۶، ص۲۳۳-۲۳۴.۱۱) اربلی، کشف الغمة، ۱۳۸۱ق، ج۱،ص۴۹۲.@maarefeahlebeit