تنِ دیکتاتور، ابزاری سیاسیست. کسی که تا زنده بود زندگی را بر میلیونها ایرانی دشوار کرد، اقتصادِ ک…
انتشار: 2026/07/06 17:53 UTC
تنِ دیکتاتور، ابزاری سیاسیست. کسی که تا زنده بود زندگی را بر میلیونها ایرانی دشوار کرد، اقتصادِ کشور را به ورطهی ویرانی کشاند، سیاستِ خارجی را در چرخهای از تنشهای پرهزینه گرفتار کرد و از سال ۱۳۷۸ به بعد، هزاران هزار جوان ایرانی را در اعتراضات و جنبشهای اجتماعی به خاک و خون کشید، امروز تناش به سرمایهای برای مشروعیتسازیِ حکومتی بهشدت بحرانزده بدل شده است.ارنستو لاکلائو استدلال میکند که دیکتاتور صرفاً یک فرد نیست؛ بدن او کانونِ تمرکز و تجسدِ یک نظم سیاسیست. در لحظههای بحران، قدرتِ مسلط میکوشد تنِ رهبر را به نشانهای فراگیر بدل کند که بتواند شکافهای سیاسی را بپوشاند و انسجامی نمادین بیافریند. از این منظر، بدنِ رهبر، حتی پس از مرگ، از سیاست خارج نمیشود؛ بلکه به عرصهای برای بازتولیدِ اقتدار، برانگیختنِ عواطفِ جمعی و استمرارِ روایتِ رسمیِ حکومت تبدیل میشود.این روزها، میلیونها دلار صرفِ مراسم به خاکسپردنِ پیکری میشود که حتی ممکن است اصلاً وجود نداشته باشد. تنِ دیکتاتور، ابژهای سیاسیست، نه یک جسد؛ نشانهایست که حکومت میکوشد از طریق آن مشروعیتِ ازدسترفتهی خود را بازسازی کند. نمایشِ تنِ دیکتاتور، نمایشی پرهزینه است که هزینهی آن را شهروندانِ گرفتار و سوگوارِ فرزندانِ خود، سالهاست پرداختهاند و میپردازند.#ابراهیم_سلطانی@mahdinakhlahmadi