
گوشہ ڪوچڪے از جہانِ آغشتہ بہ رویاے من 📻 🌱آرشیو فیلم هایی که دوست دارم @moon_filmsپلی لیست آهنگام @mah_goush لینک پیغام ناشناس برای من 💌https://t.me/BiChatBot?start=sc-7388358e41
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 88 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 86 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
+بگو ببینم تو بساطت گریه داری؟آخه قربانی آوردم :)#مہ_گوش 🌙#با_من_بشنو 🎶
از میان نامهی #ژرژ_ساند به گوستاو_فلوبر «میروم بخوابم، خرد و خستهام؛ تمام بعدازظهر بیمحابا گریستم؛ تو را بیشتر در آغوش میگیرم تو هم بیش از پیش دوستم بدار، چون غمگینام.» پاریس، ۱۰ نوامبر ۱۸۸۶ #نامه_ها 💌- از نامههای #آنتوان_چخوف و اولگا کنیپر. «نمیدانم چه باید بکنم. و احساس تنهایی میکنم هرچند که همهجا پرِ آدم است.»#نامه_ها 💌
و خب من برای 13 صفر هر چی فکر کردم آرزویی جز تو نداشتم...ولی من واسه شمع کیکم تولدمم تو رو آرزو کردم :)
«حس اینکه "من به اینجا تعلق ندارم" واقعاً وحشتناکه. یه جا نشستی، همه دارن با هم حرف میزنن و خوشوبش میکنن. بعد یهو یه حسی میاد سراغت که میگه: "من اینجا جایی ندارم... به این جمع تعلق ندارم."
میشه کنج حرمت گوشهی قلب من باشه!؟🥺به یادتون بودم و برای تکتکتون از امام رضا خواستم پا درمیونی کنه پیش خدای مهربون واسه رسیدن به آرزوهاتون ✨🤲🏻خیلی التماس دعا و الهی حاجتتون روا ❤️#بابا_رضا ✨
✨ @mahneviis 🌙" قایق های من "فیلم کوتاهی از صفی یزدانیان به رنگ فیلم دوست داشتنی "در دنیای تو ساعت چند است؟"صفی یزدانیان درباره داستان فیلم اش می گوید: " قایق های من " در باره شخصی به نام "فرهاد" است که به خانه تابستان های کودکی اش در شمال باز می گردد و در راه به امیدهایش، به عشق هایش و به قایق کوچک چوبی اش فکر می کند. به چیزهایی که امروز آن چه قرار بود باشند، نیستند.بازیگران: علی مصفا، لیلا حاتمی (صدای مریم)، شایان حسنی، پرنیان سالافزون، رضا توشه، فرزاد پورمهدی، کتایون پایور#قایق_های_من 🎬#با_من_ببین 📹#از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜
✨ @mahneviis 🌙 - یه کاری واسه من بکن. + چی مثلاً؟ - هرچی، چه میدونم، مثلا ساعتت رو باز کن بذار روی میز، بگو برا تو کردم! آدم گاهی واقعاً احتیاح داره به یه حرف محبتآمیز. - فیلم کوتاه #قایق_های_من 🎬 #صفی_یزدانیان ⛵️ #از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜فیلمش و بذارم براتون :)
✨ @mahneviis 🌙بغل وا کن واسه پروانههای پیرهنم شاید بتونم تیکه هامو توی آغوشت بچسبونم 💔#بابا_رضا ✨🦋
بابا جونم...بابای مهربونم،میشه به دختر کوچولوت نگاه کنی...؟!بابا رضا، نذار حس کنم یتیمم، بابا.بابا جون، تو دعا کنی، تو بخوای، تو بگی «خدا نه نمیاره»، ناممکنها رو ممکن میکنه، مگه نه؟تو که میدونی دستای پری کوچولوت کوتاهه از همهچی...بابا جون، مگه توی قصهای که مامان همیشه برام میگفت، نقاشیها رو زنده نکردی؟بابا رضا، تو مگه همونی نیستی که ضامن آهو شدی؟حالا نمیشه دلم منم ببینی؟منِ از آهو کمتر...بابا جون، میگن تو روی قسم به خندههای جوادت خیلی حاجت میدی؛پس تو رو به خندههاش...بابا جونم،بابا فکر کن جوادت یه خواهر کوچولو داشته...بابا...بابا تو که عادتِ جواب ندادن نداری، داری؟از ته دلم، با چشمهایی که به زورِ اشک چیزی نمیبینن، برات مینویسم.بابا، دخترت دیگه جون نداره.دلش جای شکستن نداره.خیلی شکستم، بابا...له شدم.بابا جون، دلم رو گرفتم توی دستام؛تیکهپاره شده آوردم برات.هیشکی قبولش نمیکنه.کسی رو ندارم براش حتی بگم «بابایی»...هیشکی رو ندارم جز تو.تو بلدی.تو میتونی.و من هیچی...بابا، میشنوی؟بابا، من دلم میخواد بغلم کنی.دلم میخواد توی بغلت اونقدر گریه کنم که بیدار نشم.بابا...آدما خیلی باهام بیرحم بودن.همهتنم درد میکنه.سلولبهسلولم میخواد که نباشم و بیام جایی که بتونم واقعاً سر بذارم روی دامنت.بابا...اگه نمیشه، که بشه.منو ببر پیش خودت، خب؟لطفاً بابا رضا...همینجا مینویسم که نزنم زیرش.من قولهام و بهت دادم حتی نوشتم و اینجام میگم بابا، خودت بهم نگاه کن خودت هوای پری کوچولویی که هیچ کسی رو نداره که حتی باهاش دردو دل کنه داشته باش من آدرس هیچ خونهای رو بلد نیستم جز روبهروی گنبد طلات بابا رضا تو که مبدونی کجا پیدام کنی بابا خیلی خستم خیلی میشه بیای پایین؟ میشه بغلم بگیری؟! بابا جون...من که چیز زیادی نمیخوام.نه معجزهای که همهی دنیا رو زیر و رو کنه،نه چیزی که دست هیچکس بهش نرسه.فقط یه گوشهی امن میخوام،یه جایی که بشه چند دقیقه بچه بود،گریه کرد،و نترسید که بعدش کسی بگه «باز شروع کردی...»بابا رضا،من خستهام از اینکه هی خودم رو جمع کنم.از اینکه هر بار تکههام رو از روی زمین بردارم و وانمود کنم چیزی نشده.دلم میخواد این بار یکی بگه:«ولش کن دخترم...خودت رو جمع نکن.بذار من جمعشون کنم.»بابا...من هنوز همون پری کوچولوم که فکر میکرداگر بابا بخواد،حتی ماه هم میتونه از آسمون پایین بیاد.پس اگر میتونی،یه کاری کن دوباره باور کنم.یه نشونهی کوچیک بفرست،یه چیزی که فقط خودم بفهمم.مثلاً همون شاپرکای سفید خونه آقاجونیا یه قاصدک که بیهوا بیفته توی دستم...یا حتی یه خواب کوتاه که توی اون،فقط یه بار بگی:«دخترم، دیدمت.»همین برای امشبم کافیه، بابا.ببین منو هنوز اینجام.با همین دلِ تکهپاره،نشستهام و دارم به گنبدت نگاه میکنم.اشکامو هی با پشت دست پاک میکنم و چشم میچرخونم شاید یه جا ببینمت که برام آغوش باز کردی شاید تو باشی که از پشتش صدام میزنی.#بابا_رضا ✨
دیروز یکی بهم گفت؛ فهمیدم اگه هیچ جا پیدات نکردمتوی حرم دنبالت بگردم.... :)#بابا_رضا ✨
✨ @mahneviis 🌙 شکوفهی کوچک قلبم،انگار خدا جدیجدی چیزهایی را میداند که ما فکرش را هم نمیکنیم.مثلاً من از تمام دوست داشتنها امید بریده بودم. دلم نمیخواست با هیچکس آشنا باشم، جزئیات و تکههای کوچک خیالم را بیاورم، شریک شوم و از دغدغههای کودکانه و حرفهای بیسروتهِ روزم حرف بزنم.اما تو پیدایت شد...سرتقانه فکر میکردم من حوصلهی مختصرِ زندگی روی این کرهی خاکی را ندارم و مشغول گشتن دنبالِ درهای نارنیا وسط این آشفتهبازار بودم.آه... بذرِ کوچکِ امید، تو از جایی که اصلاً خیال نمیکردم، پیدایت شد.پای کوبیدم و گفتم:«من دیگر به دردِ خودم هم نمیخورم.»و هر بار شنیدم:«تو تکهی آخرِ پازلِ دردهای منی... و خیالت جمع.»خیالم جمع نشد... نمیشود...اما کودکانه دوست دارم شاپرکِ سفیدِ توی راهِ خانه را نشانه بگیرم، قاصدکِ کوچکِ توی حرم را باور کنم، روی شجاعتت حساب کنم، دستهای گرمِ تو را بگیرم و این بار با هم دنبالِ سکوی نه و سهچهارم بگردیم...من هنوز به شجاعتِ تو بیشتر از ترسهام ایمان دارم... #ماه_نویس 🌙#فیلم از before sunrise دوست داشتنی 🎬#از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜
من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگیام در سکوت حرف زدهام و در سکوت تراژدیهای زیادی را با خودم زندگی کردهام. آه که چهقدر بدبخت بودهام! همه طردم کرده بودند. مطرود و فراموششده… و هیچکس نمیداند، احدی خبر ندارد! #نازنین #داستایفسکی #از_کتاب_هایی_که_میخوانم…«فیودور داستایفسکی ـ نازنین.»#از_کتاب_هایی_که_میخوانم 📚
✨ @mahneviis 🌙 «تنهاییات را بردار و بیانترس! حوصلهمان سر نمیرود.تنهایی توبا تنهایی من حرف میزند،ما هم سکوت میکنیم.»+برای گم و گور شدن توی شعر و موسیقیِ خوب، من تا همیشه هستم... 🥲✨#مہ_گوش 🌙#با_من_بشنو 🎶
راستش به نظرم کل زندگی در مورد جسارته.جسارت تجربه کردن، جسارت تغییر دادن همه چیز برای رسیدن به شرایط، روزها و آدمهای بهتر، جسارت عاشق شدن، جسارت شکست خوردن، جسارت دوباره بلند شدن، جسارت زیر میز زدن و عصیان کردن.این جسارته که به زنده بودن معنای زندگی میده.|meəm|@Cactos 🌵
Arman Garshasbi – Az To Goftam (Piano Version)از ﺗﻮ دور و ﺑﻰ ﺗﻮ ﻧﺰدﻳﻜﻢ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻧﻰ ﻛﻪ دﻳﮕﺮ ﮔﻔﺘﻰ ﻧﻴﺴﺖﺟﺰ ﺑﺮای ﮔﻢ ﺷﺪن در ﻳﺎد ﺗﻮ اﻳﻦ ﻗﺼﻪ از ﺳﺮ ﮔﻔﺘﻨﻰ ﻧﻴﺴﺖ#من 🧚🏻♀️
@mah_goush 🌧️ ماهِ محبوبِ من؛برای دلهای غمین و گرفته چه نسخهای جز آهنگهایی که غمینتر میکنند آدم را؟
من استاد حرف زدن در سکوتم! کل زندگیام در سکوت حرف زدهام و در سکوت تراژدیهای زیادی را با خودم زندگی کردهام. آه که چهقدر بدبخت بودهام! همه طردم کرده بودند. مطرود و فراموششده… و هیچکس نمیداند، احدی خبر ندارد!#نازنین #داستایفسکی #از_کتاب_هایی_که_میخوانم 📚
✨ @mahneviis 🌙 از نامه های #فروغ_فرخزاد به #پرویز_شاپور 💌 پرویز گاهی اوقات زندگی برایم مثل یک کابوس تلخ و کشنده میشود. دلم میخواهد حرفهایم را باور کنی؛ دلم میخواهد مرا آن طور که دلم میخواهد دوست داشته باشی. حالا که دارم این نامه را برای تو مینویسم…تو زودتر بیا :)
آنقدر عمیق خوابت را دیدمکه توانستم لمست کنم...
تلك المرأة كانت أجمل كارثةٍ حلت عليّ.آن زن زیباترین بلایی بود که به سرم آمد.#لاادری 🪴
عجالتا شما این عکس رو نگاه کنین تا براتون قصهشو تعریف کنم.... و خب منتظر موندن، گاهی قشنگترین شکل دوست داشتنه. ❤️ :)راستش، توی مسیر هر روزم به سر کار، از جلوی مدرسهای رد میشم که حوزهی امتحان نهاییه. هر روز مادرها و پدرهای (عمدتا مامانها) زیادی رو میبینم که پشت در، توی ماشین، روی صندلیها یا روی جدول و... میشینن منتظر، تا دخترخانوم قشنگشون امتحانش رو بده و بعدش کنارش باشن... توی دست بعضیها تسبیحه، بعضیها کتابچهی دعا. یه سری هم با خودشون فلاسک و میوه میارن تا برگشتن بچهشون، هوای خودشون رو داشته باشن.خلاصه... هرکس یه شکلی منتظره و شدیداً مشغولِ پدر و مادر بودن.اما بین همهی اینا، یه بابا رو خیلی دوست دارم.ببین، مشخصه خواب براش مهمه! مشخصه این ساعت از روز، توی خونه خواب بوده. اما دلش طاقت نمیاره. پا میشه، میاد اینجا، یه کم اونطرفتر از مدرسه، روی زیراندازش میخوابه... که وقتی دخترش از امتحان بیرون اومد، همونجا منتظرش باشه.از دور که نگاهش کنی، شاید مثل هر رهگذری فکر کنی یه مرد خسته کنار خیابون خوابیده... اما من که نگاهش میکنم، یه مرد میبینم که بابا بودن و خوب بلده. :) «وای بابااا... بابا، پاشو! همه رو جواب دادم.»سریع از جا بلند میشه، یه کشوقوس میاد، بین یه خمیازه میگه:«سلام بابا... اومدی؟ شیری یا روباه؟»دختر چینی به ابروش میندازه و میگه:«من که میگم برو خونه بخواب. چرا خودتو اینجا توی گرما اذیت میکنی؟»لبخند میزنه و میگه:«اذیت نیستم بابا... اتفاقاً خوبه. یه کم آفتاب گرفتم. دخترکمم اولین نفر برام تعریف میکنه امروز چی کار کرده. پاشو بریم بابا، اینجا گرمه، گرمازده نشی...»لبخند روی صورتم کش میاد...بابای خوب داشتن همین شکلیه.اینکه بتونی اولین نفر بهش پناه ببری... اولین نفر همهچی رو براش تعریف کنی...و مطمئن باشی، هر امتحانی که ازش بیرون بیای... اون، هنوز همونجا منتظرته.#ماه_نویس 🌙
از نامههای #گوستاو_فلوبر به ساند چگونه از اینهمه رنج نمردم؟ عجیب است. هیچکس درماندهتر از من نبود. من دورانهای سختی در زندگیام داشتم. از دل عظیمترین مصائب عبور کردهام. بسیار گریستهام. درد و داغهای فراوان دیدهام. #نامه_ها 💌از میان نامهی #ژرژ_ساند به گوستاو_فلوبر«میروم بخوابم، خرد و خستهام؛ تمام بعدازظهر بیمحابا گریستم؛ تو را بیشتر در آغوش میگیرمتو هم بیش از پیش دوستم بدار، چون غمگینام.»پاریس، ۱۰ نوامبر ۱۸۸۶#نامه_ها 💌
من که بلد نیستم خودت یه کاریش کن بابا رضا ❤️🩹#بابا_رضا ✨
اما ماه امشب جدا قشنگ بود. 🥲 ❤️اونقد که دلم میخواست از اینجا تا آسمون بغلش کنم.
هر آنچه در قلب هست را نمیتوان گفت،پس خدا آه کشیدن، اشک، خوابهای طولانی و خندههای سرد را آفرید.#نزار_قبانی 🌿#من 🧚🏻♀️ + که به یادت بمونه، بعد از گریههای طولانی باز هم زیبایی و ادامه دهنده.
گفت به چیزای خوب فکر کن، من به تو فکر کردم.
16:16
- نگرانی رو ازت بگیرن، چی میمونه؟!+ یه مشت پوست و استخون... 🫠
ومن دريافتهام كه زندگى پنجرهايست براى انتظار كشيدنِ بىانتظارآنگاه پرندگان از هر كجا كه رفته باز مىگردندوبرايت شيراز مىآورندشيراز تمام نمىشودبا خيال راحت غرقش شو و بخوان. سلامِ من به تو يار قديمى ...چه آوازها كه باهم نخوانديم و چه شيرازها كه نرفتيم... راستى گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم؟! #سجاد_افشاريان 🌿
✨ @mahneviis 🌙 |اﻧﺎ ﻻ ﺃﻣﻠﮏ ﻓﯽ ﺍﻟﺪﻧﯿﺎ، ﺇلّا عینيك ﻭ ﺍﺣﺰاني.|من در اين دنیا جز چشمهای تو و غمهایم هیچ ندارم . . .#نزار_قبانی 🌿#مہ_گوش 🌙#با_من_بشنو 🎶
برآورده شدن رو بلد باش، خب؟!
و خب من برای 13 صفرهر چی فکر کردم آرزویی جز تو نداشتم...
Farhad Modares – Mano Baghal Konنمیدونم چرا انقد از گوش دادن بهش خوشم میاد... کل دیروز تا صبح روی پلی بود :)
I wonder if you can feel itWhen I keep thinkingh about you? +عکس از فیلم before sunrise 🎬#از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜
✨@mahneviis 🌙 همه چی میتونه صبر کنه، فقط بیا... #مہ_گوش 🌙#با_من_بشنو 🎶
✨ @mahneviis 🌙 +اگه اون تونسته منو فراموش کنه پس منم میتونم. -میبینی؟ هنوز هم میخوای کارهایی رو انجام بدی که اون انجام داده. #شب_های_روشن 🎬 #از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜رویا: میدونی؟ همه فکر میکنن اگه حس واقعیشون رو نشون بدن همه چی به هم میریزه!هیچکس حرف دلش رو راحت نمیزنه... خب اگه نمیخواد میتونه همون شب اول، همون لحظه اول بیاد و بگه!استاد: فکر نمیکنی آدما واسه مخفی کردن احساسشون دلیل دارن؟رویا: دلیلشون از هم دورشون میکنه، چه دلیلی از عشق مهم تره؟!#شب_های_روشن 🎬#از_فیلم_هایی_که_دوست_دارم 💜
حتی اگه اخلاقم زیاد جالب نیسعوضش همیـشه بوی خوبی میدم!خیلیا همینم ندارن. 🙂↔️🍓
«امیدش را از دست نداده، فقط آن را تا کرده و به کناری گذاشته است.»#آدمکش_کور 📚#مارگارت_اتوود 📝
شاید دلم بخواد گم و گورشم. اما تو بازم میتونی پیدام کنی...
«تو سالها همزاد من بودی»•چقدر قشنگ میخونید آقای اصفهانی :)#مہ_گوش 🌙 #با_من_بشنو 🎶
من چشمهایی را میخواهم که در حاشیهی جهان مرا ببیند، در میان جمعیت مرا بیابد، با همهی جزئیات مرا بشناسد و شکستگیهایم را طوری دوست بدارد که انگار هیچ مرهمی لیاقت زخمهایم را ندارد. #من 🧚🏻♀️ 🌙«أحبيني بعيداً عن بلاد القهر و الكبتبعيداً عن مدينتنا التي شبعت من الموت».دوستم داشته باش دور از سرزمین خشمو سركوب، دور از شهرمان که از مرگ لبریز شده. #نزار_قبانی 🌿#من 🧚🏻♀️ 🌙 + یکی تونسته با ماه عکس یادگاری بگیره :)«أحبيني بعيداً عن بلاد القهر و الكبتبعيداً عن مدينتنا التي شبعت من الموت».دوستم داشته باش دور از سرزمین خشمو سركوب، دور از شهرمان که از مرگ لبریز شده. #نزار_قبانی 🌿#من 🧚🏻♀️ 🌙 + یکی تونسته با ماه عکس یادگاری بگیره :)
✨ @mahneviis 🌙نگفتی که داری میری فقط دیدم که به جای من داری تصمیم میگیری... +یگانه از اوناس که آهنگاش هر چی قدیمیتر بهتر....
نشستم دارم زندگیمو میکنم، یهو هی یادم میاد… هی یادم میاد… هی یادم میاد.
یه روزی میشه دردا تموم.تو به یادم بمون.... #مہ_گوش 🌙#با_من_بشنو 🎶
در نامهی ارسال نشدهاش به او نوشته بود:«آیا شبی هم پیش آمد که تو دلتنگ من بشوی؟»
از قول مرحوم حاج محمّد اسماعیل دولابی خواندم که میگفتند «با آدمها مهربان باش، آدمها چاره ندارند».
✨ @mahneviis 🌙به قلبش نگاه کرد و در سکوت زخمهایش را بوسید.قلبش همانطور که به تپیدنش ادامه میداد گفت: تحمل کردن این زخمها با من و امیدوار ماندن و ادامه دادن با توباشه؟یکبار دیگر یادش افتاد که همیشه قلبش به درستی مسیر را نشان داده بود، همیشه به درستی گفته بود چه میخواهد و چه باید بکند.پس با اندوه اما مصمم گفت: باشه.#مہ_گوش #با_من_بشنو + از قشنگهای اسپانیایی 🌿
+ پری کوچولوی عزیزم؛ من تموم تلاشم رو کردم مراقبت باشم.اما نتوستم، نشد! منو ببخش که مدام دلت شکست و چشمای تیله و درشتت رو نم برداشت. منو ببخش که نتوستم جلوی ترک خوردن های قلبت بلورینت رو بگیرممیدونی من کلی چسبهای رنگی و قشنگ دارم اما متأسفم. تو دیگه شکل قبل نمیشی پَرکِ جونم ❤️🩹
Eroc Badanti – Vals De Rodriguesاز نامههای #گوستاو_فلوبر به ساند چگونه از اینهمه رنج نمردم؟ عجیب است. هیچکس درماندهتر از من نبود. من دورانهای سختی در زندگیام داشتم. از دل عظیمترین مصائب عبور کردهام. بسیار گریستهام. درد و داغهای فراوان دیدهام. #نامه_ها 💌
براش فرقی هم داره؟! کی میدونه...