✉️#ارسالی_شما🔸سلام و وقت بخیر، لطفا این مطلب روشنگر رو تو کانال خوبتون به اشتراک بگذارید، با سپاس.ن…
انتشار: 2026/07/14 16:03 UTC
✉️#ارسالی_شما🔸سلام و وقت بخیر، لطفا این مطلب روشنگر رو تو کانال خوبتون به اشتراک بگذارید، با سپاس.نظام ولایت فقیه پس از مرگ علی خامنهای با شرایطی بیسابقه روبهرو شده است. مجتبی خامنهای به عنوان رهبر جدید، در حالی قدرت را به دست گرفته که جراحات ناشی از حمله به بیت خامنه ای، حضور فیزیکی و تصویری او را محدود کرده است. این مقاله به صورت فشرده به مهمترین پرسشهای رایج درباره موقعیت او، قدرت واقعی، چالشهای درونی و چشمانداز آینده میپردازد.دلیل عدم حضور مجتبی در مراسم مهمعدم حضور فیزیکی، تصویری یا حتی صوتی مجتبی در مراسم بزرگ، مانند مراسم پدرش که یک هفته کشور را تعطیل کردند، احتمالا هم ریشه در جراحات او دارد و به دلایل امنیتی است. مقامات رژیم بهبود او را اعلام کردهاند، اما این غیبت طولانی، دقیقاً بزرگترین نشانه ضعف و تزلزل نظام در انتقال قدرت است.قدرت واقعی دست کیست؟قدرت رسمی و نمادین همچنان در دست مجتبی، به عنوان ولی فقیه، است؛ اما قدرت عملی بیشتر به شورای عالی امنیت ملی، سپاه و نهادهای اجرایی منتقل شده است. نبود حضور آشکار او و نداشتن هژمونی و قدرتی که پدرش داشت باعث شده اداره روزمره کشور با هرج و مرج توسط باندهای مختلف پیش برود. این وضعیت، ولایت فقیه را به رهبری هیئتمدیرهای تبدیل کرده که مجتبی رئیس اسمی آن است و پاسدار تروریستها و اعضای شورا گردانندگان اصلی هستند. این به معنای نفی ولایت او نیست، بلکه نشانه پراکنده شدن قدرت در شرایط بحرانی است.چرا نظام بدون ولی فقیه مقتدر نمیتواند ادامه یابد؟ولایت فقیه، مانند سلطنت پهلوی، مشروعیت خود را از شخص رهبر میگیرد. قانون اساسی رژیم، تصمیمهای کلیدی و نظارت بر قوا همگی به ولی امر گره خورده است. اگر رهبر ضعیف، غایب یا نمایشی شود، مشروعیت ایدئولوژیک فرسوده میشود و ساختمان نظام به لرزه میافتد. هرچند نهادهای موازی مانند سپاه و بسیج ستونهای جانبی محکمی هستند، اما بدون رهبری قوی و آشکار، نظام نمیتواند انسجام بلندمدت خود را حفظ کند. تجربه اخیر نیز همین واقعیت را نشان میدهد.تأثیر وضعیت مجتبی بر باندهای درونیغیبت مجتبی، جنگ قدرت را از اختلافهای معمولی به سطح چالش بر سر خود ولایت فقیه کشانده است. در گذشته همه زیر چتر رهبر واحد قرار میگرفتند، اما امروز دو مسیر متفاوت برای حفظ نظام شکل گرفته است:یکی تأکید بر ولایت مطلقه مجتبی و دیگری تقویت نهادها برای پر کردن خلأ. اظهارات جعفر قائمپناه، علمالهدی، کامران غضنفری و تأکید حاجی صادقی بر فرمانبرداری مطلق از مجتبی، نشانه این شکاف عمیق است. این جنگ گرگها دیگر سگدعواهای معمولی نیست، بلکه به سوی شکافی اساسی حرکت میکند.موضع مجتبی درباره جنگ و مذاکراتموضع مجتبی دوگانه است. در پیام ۱۸ تیر بر «انتقام حتمی» از قاتلان تأکید کرد و بر طبل جنگ کوبید. اما همزمان گروه مذاکرهکننده را توجیه کرده و اجازه تفاهمنامه با آمریکا را داده است. این سیاست دوپهلو برای حفظ تعادل میان باند تندرو و اصلاح طلبان حکومتی طراحی شده، اما نشاندهنده ناتوانی او در حل بنبست جنگ و مذاکره است. او با این رویکرد میکوشد هر دو جناح را زیر چیرگی خود نگه دارد، اما این روش شکننده و ناپایدار است.نقش جنگ در انتخاب مجتبیجنگ و شرایط اضطراری، بزرگترین کمک را به مجتبی کرد. بدون جنگ، مرگ علی خامنهای احتمالاً شدیدترین بحران جانشینی را ایجاد میکرد و انتخاب مجتبی با مقاومت جدی باندها روبهرو میشد. جنگ، فضای وحدت اجباری ایجاد کرد، امکان درگیری علنی را کاهش داد و مجتبی را به عنوان وارث خط آنچه حکومت ولایی مقاومت می نامد معرفی کرد. جنگ، شتابدهنده انتقال قدرت بود، اما پایداری آن را تضمین نکرد.چشمانداز آینده مجتبیچشمانداز مجتبی تاریک و محدود است. او با جامعهای گرسنه، آسیبدیده از جنگ و سرکوب روبهرو است که بخش مهمی از آن آماده قیام سازمانیافته است. نتوانسته باندهای نظام را زیر چیرگی کامل خود متحد کند و غیبتش جنگ قدرت را تشدید کرده است. پژوهشگرانی مانند ژرار وسپیر سقوط رژیم در دوره او را اجتنابناپذیر دانستهاند. مجتبی ممکن است آخرین چهره قابل شناسایی این نظام باشد؛ کسی که قدرت را در شرایط بحرانی به دست گرفت، اما نتوانست آن را تثبیت کند.نتیجهگیرینظام ولایت فقیه امروز بیش از هر زمان دیگری به ستون اصلی خود، یعنی رهبر مقتدر و آشکار، وابسته است. وضعیت مجتبی نشان میدهد که حتی با کمک جنگ برای رسیدن به قدرت، چالشهای ساختاری، شکافهای درونی و نارضایتی مردمی، تداوم رژیم را دشوار کرده است. این دوران، دوران مدیریت بحران و تلاش برای بقای موقت است، نه عصر ثبات و استقرار. آینده بهزودی روشن خواهد کرد که آیا این تعادل شکننده دوام میآورد یا نه.✍️ارمیا ایرانی💯شهروند خبرنگار ما باشید👈 @Payamgir2030
