در ادامه بخشی از این کتاب خواهد آمد: «در اینکه باشگاه شاهین، مردمیترین باشگاه ورزشی ایران بود، کسی…
انتشار: 2026/06/27 14:48 UTC
در ادامه بخشی از این کتاب خواهد آمد: «در اینکه باشگاه شاهین، مردمیترین باشگاه ورزشی ایران بود، کسی شک نداشت. روزهایی که تیم فوتبال ما بازی داشت، هزاران نفر از هر طبقه و از هر قشر، با هر سواد و با هر سلیقه، و از هر فرقه و با هر مرام، روی سکوهای ورزشگاه مینشستند؛ روشنفکرها، زُبدگان، نُخبگان، کارگرها، کارمندها، دانشجوها، بچّه محصّلها، دستفروشها، بیکارهها، هنرمندها، فرهنگیها، اعیان، اشراف، حاشیهنشینها، غربتیها، همه و همه، پهلوبهپهلو مینشستند و با انگیزهها و افکار و احساساتِ متفاوت، با هیجان و هیاهو، ما را به پیش میراندند تا از میدان پیروز و سربلند خارج بشویم. (ص ۳۰۲ و ۳۰۳) ... من و دوستانم در باشگاه شاهین، به اینکه مردم ما را به چشم ورزشکارانی شریف و قهرمانانی ممتاز ببینند، قانع و خرسند بودیم و بیش از این چیزی نمیخواستیم. ما بازیکنان تیم فوتبال شاهین، سعی نمیکردیم خود را برتر و تواناتر و دستنیافتنیتر از آنچه که بودیم، جلوه بدهیم. ما اعضای تیم فوتبال شاهین، سعی نمیکردیم از خودمان تصویری غیرواقعی ارائه بدهیم تا مردم ما را در قالب قهرمانهای سیاسی و اجتماعی ببینند. من و اکثر قریب به اتفاق فوتبالیستهایی که از سال ۱۳۲۱، سال تأسیس باشگاه شاهین، تا سال ۱۳۴۶، سال انحلال باشگاه شاهین، لباس تیم فوتبال شاهین را پوشیدیم، در هیچجایی و در هیچ زمانی، لباس دورنگی و ریا بر تن نکردیم. من و اغلب شاهینیها، عوامفریب نبودیم و هدفمان این نبود که در ذهن مردم هیبتِ افسانهای و تَجَلّی اسطورهای داشته باشیم. ما شاهینیها، از مردم بودیم. ما شاهینیها، با مردم بودیم. ما شاهینیها، همان مردم بودیم. (ص ۳۰۷)» علیرغم تمام زحماتی که مصطفیزمانینیا برای نگارش این کتاب کشیده است، نحوۀ ویرایش متن برای من به عنوان خواننده کمی عجیب بود؛ ویراستار محترم در سرهمنویسی و جدانویسی مطابق شیوۀ رایج عمل نکرده و تقریباً تمام کلمات دوبخشی را از هم جدا کرده است؛ مانند: «دیروز»، «باشگاه»، «فروشگاه» و ... نشست رونمایی این کتاب نیز با حضور مؤلف و تنی چند از اهالی تاریخ و ورزش، اردیبهشت امسال در کتابخانۀ ملی برگزار و نکات مفیدی در آن مطرح شد که فیلم آن در کانال آپارات کتابخانۀ ملی دستیاب است. محمدجواد محمدحسینی
