💠 حدیثی بسیار زیبا گوارای وجود عاشقان و دلدادگان حضرت سیدالشهداء ✍نیز روایت است که روزی جبرئیل امین…
انتشار: 2026/08/06 06:57 UTCدریافت: 2026/08/06 21:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 21:32 UTC
💠 حدیثی بسیار زیبا گوارای وجود عاشقان و دلدادگان حضرت سیدالشهداء ✍نیز روایت است که روزی جبرئیل امین به رسول ربالعالمین -صلیاللهعلیهوآله- نازل شد و این آیه را آورد:«وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوعِدُهُمْ أَجْمَعِينَ (و به درستی که جهنم وعدگاه ایشان است) لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابٍ لِكُلِّ بَابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ» (هر یک از این هفت در، گروهی از گنهکاران را در خود جای میدهد).حضرت فرمود: طبقات جهنم را بشمار.جبرئیل عرض کرد: حُطَمَه، لَظی، سَعیر، جحیم، جهنم، هَاوِیه و سَقَر.حضرت پرسید: این طبقات مال چه کسانی است؟جبرئیل پاسخ داد: در طبقه اول یهود، دوم نصاری، سوم مجوس، چهارم ترسایان، پنجم خائنان، ششم جهودان و ترسایان، و اهل یک طبقه را نگفت.حضرت فرمود: چرا عذاب و اهل عقاب این طبقه را نمیگویی؟جبرئیل گفت: عذاب این طبقه از همه طبقات آسانتر است.حضرت پرسید: اهل این طبقه کیستند؟جبرئیل از خجالت سر به زیر افکند و جواب نداد.حضرت تأکید کرد، جبرئیل با دیده گریان گفت: «یا رسول الله، گناهکاران امت تو میباشند.»حضرت نشست، گریان شد و بیهوش افتاد.جبرئیل او را به هوش آورد و برخاست.گریهکنان وارد حجره شد و سه روز تمام شبانهروز از حجره بیرون نیامد مگر وقت نماز.صحابه از این حال مضطرب شدند.سلمان به در خانه فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- آمد و بتول را از این ماجرا خبردار کرد.چون حضرت مطلع شد، دست امام حسین -علیهالسلام- را گرفت و داخل حجره پدر بزرگوار شد.در آن وقت سن شریف امام حسین دو سال بود.او دست مادر را رها کرده به عقب داخل حجره جد بزرگوار گردید و در را حرکت میداد.حضرت رسول -صلیاللهعلیهوآله- متوجه نشد، نزدیک شد که اشک دیدههایش به رخسار جاری شود.جبرئیل امین بر آن حضرت نازل شد و عرض کرد:«یا رسول الله، در را باز کن روی حسین؛ اگر او گریه کند، ملائکه هفت آسمان گریه میکنند.»حضرت برخاست و در را گشود و جناب امام حسین -علیهالسلام- را داخل حجره گردانید و بر زانوی مبارک خود نشاند.پس جناب امام حسین عرض کرد:«یا جدا، سبب چیست که سه روز است به حجره رفته و در شادی به روی خود بستهاید و در غم و الم به روی ما گشودهاید؟»فرمود:«ای نور دیده، جای عاصیان امت من در جهنم است؛ به این سبب میگریم.»جناب امام حسین عرض کرد:«یا جدا، اگر اجازه میدهی در حق امت تو دعا کنم؟»حضرت فرمود: «مختاری، دعا کن.»جناب امام حسین دست برداشت، ملائکه به بیتالمعوّر جمع شدند که ببینند امام حسین در حق گنهکاران امت رسول ربالعالمین چگونه دعا میکند.یک مرتبه دیدند عمامه از سر برداشت و عرض کرد:«خداوندا، به حرمت اول قطره خونی که از گلوی من به زمین کربلا میریزد، از سر تقصیرات امت جدم درگذر.»هنوز دستهای مبارک آن گوهر پاک به درگاه خالق الأرض و السماوات بلند بود که جبرئیل با سر برهنه فوراً نازل شد و عرض کرد:«خداوند عالم میفرماید: ‹بر حسین بگو گریه نکند، جمیع گناهکاران امت را بر حسین بخشیدم›.»📚 سفینه بحرالمصائب، ملا محمد جعفر روضه خوان تبریزی، تالیف سالهای ۱۲۶۶ - ۱۲۹۵ ه.ق، انتشارات طوبای محبت، جلد ۱، صص۱۸۸-۱۸۹@managheb_ahlebeyt
