🩸«آب بیاور تا غبار از گیسوان این دو نور دیدهام بشویم؛ نمیتوانم گیسوان ایشان را غبارآلود ببینم»✍«د…
انتشار: 2026/08/06 17:49 UTCدریافت: 2026/08/07 19:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 19:30 UTC
🩸«آب بیاور تا غبار از گیسوان این دو نور دیدهام بشویم؛ نمیتوانم گیسوان ایشان را غبارآلود ببینم»✍«در مجالس المتقین مسطور است که وارد شده: روزی جناب رسول خدا -صلىاللهعلیهوآله- از مسجد بیرون آمد، در حالیکه حسنین -علیهماالسلام- در خدمت آن حضرت بودند. ناگاه باد شدیدی برخاست و غبار بسیاری برخاست تا جایی که محل گیسوان آن دو نور دیدگان را فرا گرفت. همین که نظر پیامبر به گرد و غبارِ بر گیسوان ایشان افتاد، غمگین شد. به حجره فاطمه -سلاماللهعلیها- آمد و فرمود:«آب بیاور تا غبار از گیسوان این دو نور دیدهام بشویم؛ نمیتوانم گیسوان ایشان را غبارآلود ببینم».پس جناب فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- آب و طشتی حاضر نمود. ناگاه جبرئیل -علیهالسلام- از نزد خداوند نازل شد و گفت:«یا رسولالله! حق تعالی سلام میرساند و میفرماید: چنانکه تو نمیتوانی گیسوان حسنین را غبارآلود ببینی، من نیز نمیتوانم ایشان را به این صورت مشاهده کنم و سزاوار نیست که گیسوان ایشان با آب دنیا شسته شود».پس جبرئیل -علیهالسلام- عرض کرد: «یا رسولالله! من از جانب خداوند مأمورم که برای شستن گیسوان ایشان، آب سلسبیل بیاورم».فرمود: «آنچه مأموری، انجام ده».آنگاه جبرئیل عروج کرد و در همان لحظه بازگشت و با خود طشتی و ابریقی از آب سلسبیل آورد.جناب رسول خدا -صلىاللهعلیهوآله- نخست امام حسن -علیهالسلام- را نزد خود طلبید، عمامه از سرش برداشت، گیسوان او را دو نیم کرد: نیمی را به فاطمه داد و نیمی را خود به دست گرفت.پس جبرئیل آب میریخت و حضرت فاطمه زهرا -سلاماللهعلیها- با پیامبر گرامی میشستند تا کار به پایان رسید.سپس رو به امام حسین -علیهالسلام- کرد و فرمود: «إِلَيَّ إِلَيَّ يا حسين»(«نزد من بیا، نزد من بیا، ای حسین»).چون حضرت حسین -علیهالسلام- به خدمت پدر آمد، عمامه از سرش برداشت و گیسوانش را با دست مبارک خود جمع کرد و این بار فاطمه -سلاماللهعلیها- را شریک نساخت.فرمود: «يا أخي، يا جبرئيل، بریز» (ای برادرم جبرئیل، بریز [آب را]).پس جبرئیل -علیهالسلام- آب سلسبیل میریخت و آن حضرت، با دستان مبارک، غبار از گیسوان آن مظلوم میشست.در این اثنا، نظر پیامبر -صلىاللهعلیهوآله- به جبرئیل افتاد. دید که به گیسوان حسین -علیهالسلام- نگاه میکند و بیاختیار اشک بر رخسارهاش جاری است.پرسید: «یا أخي جبرئیل، سبب چیست؟ در شستن گیسوان حسن مسرور بودی و در شستن گیسوان حسین محزون و گریان شدی؟»عرض کرد: «یا رسولالله! سبب گریستن من آن است که متذکر امری شدم که از اسرار مکنونه و حتمیهای است که بر حسین -علیهالسلام- واقع خواهد شد. از من نخواه که آن را آشکار کنم».فرمود: «مرا از حزن خود محزون کردی. البته کیفیت را بیان نما».جبرئیل -علیهالسلام- عرض کرد:«یا رسولالله! متذکر شدم آنچه بر حسین -علیهالسلام- و محل گیسوانش وارد خواهد شد. یا رسولالله! همین گیسوان که خداوند عالم و شما که پیامبر اویید و من که امین وحی هستم، نتوانستیم آن را غبارآلود ببینیم و با آب دنیا بشوییم، روزی خواهد آمد که همین سر را با تیغ جفا از پیکر جدا کنند و بر سر نیزه نمایند؛ و همین گیسوان به خون حلق حسین آغشته گردد و در اطراف، بر فراز نیزه، افشان شود و باد، گرد و غبار بر آن بپاشد.»📚 سفینه بحرالمصائب، ملا محمد جعفر روضه خوان تبریزی، تالیف سالهای ۱۲۶۶ - ۱۲۹۵ ه.ق، انتشارات طوبای محبت، جلد ۱، صص۲۱۲-۲۱۴اللّٰهُمَــ؏َجِـلْ لِوَلیــِـــڪَ الـْفَرَّج@managheb_ahlebeyt
