♡#یا_حسن_بن_علی🕊نشستم گوشهای از سفره همواره رنگینتچه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینتبه عابرها ت…
انتشار: 2026/08/12 20:25 UTCدریافت: 2026/08/13 05:42 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 05:42 UTC
♡#یا_حسن_بن_علی🕊نشستم گوشهای از سفره همواره رنگینتچه شوری در دلم افتاده از توصیف شیرینتبه عابرها تعارف میکنی دار و ندارت راتو آن باغی که میریزد بهشت از روی پرچینتکرم یک ذره از سرشار، سرشارِ صفتهایتحسن یک دانه از بسیار، بسیارِ عناوینتدهان وا میکند عالم به تشویق حسین امادهانِ خاتم پیغمبران واشد به تحسینتتو دینِ تازهای آوردهای از دیدِ این مردمکه با یک گل کنیزی میشود آزاد در دینتمعزالمومنین خواندن مذل المومنین گفتناگر کردند تحسینت اگر کردند نفرینتبرای تو چه فرقی دارد ای والتین و الزیتونکه میچینند مضمون آسمانها از مضامینتبگو با آن سفیرانی که هرگز بر نمیگشتندخدا واداشت جبراییلهایش را به تمکینتبگو تا آفتاب از مغربِ دنیا برون آیدکه سرپیچی نخواهد کرد خورشید از فرامینتبگو تا تیغ بردارد اگر جنگ است آهنگتبگو تا تیغ بگذارد اگر صلح است آیینتخدا حیران شمشیر علی در بدر و خندق بودعلی حیران تیغ نهروانت، تیغ صفینتبگو از زیر پایت جانماز این قوم بردارندمحبت کن! قدم بگذار بر چشم محبینتتو را پایین کشیدند از سر منبر که میگفتند:چرا پیغمبر از دوشش نمیآورد پایینتدرون خانه هم محرم نمیبینی تحمل کنکه میخواهند، ای تنهاترین تنهاتر از اینتتو غمهای بزرگی در میان کوچهها دیدیکه دیگر این غمِ کوچک نخواهد کرد غمگینتاز آن پایی که بر در کوفت بر دل داشتی داغیاز آن دستان سنگین بیشتر شد داغ سنگینتسر راهت میآمد آنکه نامش را نخواهم بردبرای آنکه عمری تازه باشد زخم دیرینتبرای جاریِ اشکت سراغ چاره میگردیکه زینب آمده با چادر مادر به تسکینتبه تابوت تو زخمِ خویش را این قوم خواهد زدچه میشد مثل مادر نیمه شب بود تدفینتصدایت میزند اینک یتیمت از دل خیمهکه او را راهی میدان کنی با دست آمینتهزاران بار جان دادی ولی در کربلا آخردر آغوش برادر دست و پا زد جان شیرینتکدامین دست دستِ کودکت را بر زمین انداخت؟همان دستی همان دستی که روزی بوده مسکینتدعا کن زخم غمهایت بسوزاند مرا یک عمرنصیبم کن نمک از سفره همواره رنگینت#سید_حمیدرضا_برقعی@managheb_ahlebeyt
