_خانه ام را باد برد_به رنج باخت عمرخانه ام را باد بردیکز حاصل رنج ام بودساحل دگرگونِ من مامن نهنگ های عاشق بودکه هر شبانه برای نوشیدن شراب مهمانم می شدندسیگار می کشیدند و شعر می خواندند.مرا بیمارگونه رها کردیدر امواج موهای خداشبی پناهی نبود مرادستان خدا داستانِ پناهم شد.باری بیمارگونه بر خدای تو تجاوز کردم.در شبی که پناهم داده بود!آری خاموش نگشتهو در سُرشی لزجخدا را ناله گر شدم.او مثل منی زاییدبیمار!مانی نوری/ آواز کرگدنهاt.me/mani_nouri_versifier