روایت است که روزی رسولالله ﷺ کنار قبرستان بقیع نشستند؛ناگهان آنقدر گریه کردند که محاسن مبارکشان…
انتشار: 2026/07/09 10:06 UTC
روایت است که روزی رسولالله ﷺ کنار قبرستان بقیع نشستند؛ناگهان آنقدر گریه کردند که محاسن مبارکشان از اشک خیس شد.صحابه عرض کردند:یا رسولالله ﷺ، چه چیز شما را چنین میگریاند؟فرمودند:«دلم برای برادرانم تنگ شده.»گفتند: یا رسولالله مگر ما برادران شما نیستیم؟فرمودند:«شما اصحاب من هستید؛اما برادرانم کسانیاند که پس از من میآیند؛مرا ندیدهاند، اما به من ایمان میآورند و دوستم دارند ﴿مسند احمد، 12169﴾سپس با اشکی آرام ادامه دادند:«آنها قرآن میخوانند…گاهی میافتند، گاهی بازمیگردند…در فتنههای آخرالزمان ایمانشان را حفظ میکنند…و مرا چنان دوست دارند که شما پس ازدیدن من دوست دارید.»پدر و مآدرم فدایت حبیبمﷺ...!!"🥲❤️🔥.
