برای ماکان نصیری ، کودکی که ازپیکرش هیچ نماند«نصیر»ما شفیع ماست «ماکان»مسجّع می کند این نام ماهانچو…
انتشار: 2026/06/23 16:11 UTC
برای ماکان نصیری ، کودکی که ازپیکرش هیچ نماند«نصیر»ما شفیع ماست «ماکان»مسجّع می کند این نام ماهانچو او شهزاده ی باغ بهشت استکه می گوید شده ، مفقود ماکان؟!ملایک چون به پیش تو رسیدندشدی پرپر ز بمب دیو طغیاناز او کفشی زمین مانده خدایادویده سوی تو چالاک و شادانکنون غایب شده ازچشم مردمولیکن یُرزَقُ مِن عندِ رحمانز بازیگوشی و چابک سواریز چشم ما خودش را کرده پنهان ز تو پیراهنی بر جا نماندهولی بینا کند یاد تو چشمانسبکبال و سبک سیر است و والانموده سوی آن سیمرغ طیرانبه قامت همچو لاله،خود«شجر» بودشد او سالار «طیّب» در دبستانبه یاد چهره ی تو گل بکاردمرند و اردبیل و دشت گرگانسیه چشمش درخشیده ز مینابکند روشن خراسان تا سپاهان کماندارت غزل ریزد به جاممخریدار جمالت ماه کنعانبه شعرم هر کجا پروانه آیدبه جایش می نویسم نام ماکانتمام پایمردان جمع گردندبگیرد دست ما در روز حُسبانز اندوهت سیه پوشیده کعبهدو چشمت کعبه شد در ملک ایرانبنفشه گِل بمالد روی رخساربخواند نوحه ات هر مرغ خوشخوانعلی اصغر به دیدارت شتابدبه خون آغشته و بی تاب و عطشانعلی اکبر به گوش نخل گویدچه پروازی! شده تکتاز میدانهمه آزادگان خونخواه اویندخدایا دادِ ما را زود بِستانگل خندان میهن گریه کن سازز داغ تو بسوزد رندِ گریان💚محمود عمرانی ۴۰۵/۳/۳۱
