"ماسک و الکل" و دولتی که نیست!✍ رحیم قمیشیدر ماههای آغاز دوران سخت همهگیری کرونا، دختر کوچکم تب ک…
انتشار: 2026/08/12 07:52 UTCدریافت: 2026/08/12 13:56 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 13:56 UTC
"ماسک و الکل" و دولتی که نیست!✍ رحیم قمیشیدر ماههای آغاز دوران سخت همهگیری کرونا، دختر کوچکم تب کرده بود. دکترها گفته بودند او احتمالاً کرونا گرفته. دلم حسابی گرفته بود. رفتم داروخانه محلهمان، میدانستم دارویی برای درمان کرونا وجود ندارد. دیدم همان ورودیِ داروخانه، خیلی درشت نوشته شده؛ "ماسک و الکل نداریم، لطفاً سؤال نفرمایید!"توجه نکردم. فقط خودم را آماده کردم اگر همان را تکرار کرد، چه بگویم.دکتر داروخانه که مردی سن بالا، لاغر اندام و قد کوتاه بود با روپوش سفید و تمیز و عینکی بر چشمش، جلو آمد و گفت؛ بفرمایید!گفتم آمدم بپرسم ماسک و الکل دارید؟بی تأمل گفت؛ نوشته را نخواندی؟با بغض گفتم اتفاقاً خواندم. آمدم بگویم از کجا ماسک و الکل باید بخریم؟گفتم آمدم بپرسم اگر داروخانهها نداشته باشند، کجا باید داشته باشد؟آمدم بگویم آخر اگر مواد بهداشتی ضروری را ندارید، اصلاً چرا داروخانهتان را باز کردید. خجالت کشیدید آن را ببندید و بگویید ما که الکل و ماسک نداریم، "هیچ نداریم!"خجالت کشیدید تابلویتان را بردارید!؟بیشتر از پنج سال از آن موقع گذشته، هنوز یک بار هم به آن داروخانه دیگر نرفتهام. من داروخانهای را که الکل و ماسک نداشته باشد، داروخانه نمیدانم به دروغ آن بالایش نوشته شده داروخانه!هیچکس نداند، من که میدانم. وقتی دخترم بیمار بود، وقتی او ماسک میخواست، آنجا نداشت... حالا امروز هزار ماسک داشته باشد، میخواهم چه کار!؟شنیدم شبهای گذشته، ساعتها آقای پزشکیان به مناسبت دومین سال قدرت گرفتنش سخنرانی کرده.مثل خیلیها حوصله شنیدن چند دقیقهاش را هم نداشتم. فقط منتظر بودم بعدش بشنوم آیا بالاخره گفته کی قرار است ما یک زندگی معمولی داشته باشیم، دیدم هیچ نگفته.منتظر بودم بگویند او گفته چطور با بیش از صد درصد تورم، میشود زندگی کرد! دیدم نگفته.منتظر بودم بگویند او گفته آیا یک فضای کوچک در کشور وجود دارد برای بیان آزادانه یک اعتراض مسالمتآمیز، دیدم هیچ نگفته!گفته بودم شاید بگوید قرار شده دیگر هیچ کار غیرقانونی در کشور انجام نشود.شاید گفته دیگر مجبور نیستیم اینترنت را با فیلترشکن برویم. شاید گفته دیگر کسی بهخاطر بیان نظراتش قرار نیست زندان برود، شاید گفته توانسته جلوی تهدیدات جنگ را بگیرد... دیدم هیچکدام را نگفته!شاید گفته این بار که بمباران میشوید، کجا میتوانید پناه بگیرید، شاید گفته پناهگاهها تنها برای مقامات نیستند. شاید گفته بزودی صلح و ثبات و آرامش در کشور برقرار میشود، شاید گفته نمیگذارد باز همه چیز گران شود.اما او نگفته بود.یعنی او نمیداند ما با شنیدن صدای هر رعد و برق، هر صدای بلندی، احساس میکنیم باز حمله هواپیماها و موشکها شروع شد! او نمیداند ما در اوج گرما برقمان میرود، او نمیداند بدون امید به بهتر شدن اوضاع، که نمیشود زندگی کرد.آقای پزشکیان!ما داروخانهای را که ماسک و الکل نداشته باشد داروخانه نمیدانیم، بقالی هم نیست، هیچ نیست.دولتی که نتواند جلوی گرانیهای وحشتناک را بگیرد، نتواند آرامش و امید به کشور بیاورد، نتواند مردم را راضی نگه دارد، نتواند به نفع مردم کار کند، آنکه دیگر دولت نیست... هیچ نیست.ما یک زندگی از شما طلبکاریم.یک زندگی که همهاش به فکر گرانیها و مشکلات نباشیم. به فکر فیلترشکن نباشیم، همهاش تهدید نشنویم، نگران زندان و اعدام نباشیم، نگران بمباران نباشیم...آخر وقتی الکل و ماسک نداریدچرا داروخانه را باز میکنید!فقط بنویسید؛ شرمندهایم، اینجا داروخانه نیستاینجا شلغم فروشی هم نیستدروغ نوشته بودیم داروخانه است...دولتی که دولت نباشدتابلویش را بردارد و بنویسد؛ همهاش یک شوخی بوداینجا دولت نیست!نمایشی از یک دولت بودکه هیچ کاری نمیتوانست بکند!@ghomeishi3
