یادم افتاد به این بیت شعر سیمین که همایون شجریان خوانده: ✅ز من هرآنکه او دور، چو دل به سینه نزدی…
انتشار: 2026/08/21 12:36 UTCدریافت: 2026/08/22 01:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:16 UTC
یادم افتاد به این بیت شعر سیمین که همایون شجریان خوانده: ✅ز من هرآنکه او دور، چو دل به سینه نزدیک، به من هر آنکه نزدیک، از او جدا جدا منجنگ با همهی ویرانگریهایش، دلهرههایش، جداییها، خشم و اشک و بیقراریهایش، گاهی آینهای میشود جلوی چشمهایت تا ببینی آن را که سختترین روزهایت را میبیند و رهایت میکند...🚫خوب یادم هست صبح شبی که خبر شهادت رهبر را دادند، او که خود را نزدیکترین دوست من میخواند، چه پیامهایی داد! من که خود شکسته بودم، ویران بودم، میخواست بر آن ویرانه چه بسازد؟ که تلخترین واژهها را بر زبان راند و خوشحالیاش را از مرگ رهبر پنهان نکرد. ادعا میکرد دوست من است و من چنین گمانی داشتم... از اینکه رأیش با من فرق دارد ناراحت نیستم، اما از اینکه در آن سوگ نه تنها با من همراهی نکرد که تلخترین واژهها را گفت. گذشت؛ آن روزهای تلخ گذشت و من مانند ایرانمان همچنان سر پا ایستادم و راندمش؛ هم او را و هم همهی بیغیرتان دیگر را!✅اما دوستی که بیست سال پیش در یکی از سفرهایم به عراق دیده بودمش و در طول این سالها گاهی تلفنی با هم صحبتهایی داشتیم و یکیدوبار در سفرهای بعد همدیگر را دیده بودیم، بعد از شنیدن خبر درگذشت پدرم به همراه خواهر و پدرش به ایران آمد و تنها برای یک روز که عرض تسلیت بدهد و در این اندوه با من همراهی کند رنج و خرج سفر را به جان خرید و با حال مریض تنها برای یک روز آمد. دنیا با بعضی آدمها چقدر زیباتر است. چقدر خوب دستم را گرفت، نفس آمدنش از بغداد به تهران، چقدر حالم را خوب کرد. اینها به نوعی پارهی تن ما بودند که شوربختانه حکومت صفوی... اصلا بغداد یک واژهی پارسیست. اینها در جنگ آمریکا و اسراییل علیه ایران، خلاف دیگر کشورهای عرب خلیج فارس، چقدر همراهی کردند! همین دختر طلایش را فروخت، به قول خودش هدیهای کوچک برای یک صاروخ ایرانی!امروز از میدان کاج سعادتآباد که میگذشتیم عکس شهید تهرانی مقدم را بر دیوار دید، پرسید کیست؟ برایش گفتم؛ چه احترامی به آن عکس گذاشت خودش، خواهرش و حتی به پدرش گفت: این پدر دانش موشکی ایران است. والله اینها غیرتشان بر ایران خیلی بیش از بعضیهاست...ای شرم بر این بعضیها!#مریم_هاشمیمقدم @maryammoghaddam74
