⭕️ امنیت غذایی را نمیتوان بر واردات بنا کرد / لزوم توقف روند خطرناک وابستگی به دشمن در واردات غذای…
انتشار: 2026/07/02 13:19 UTC
⭕️ امنیت غذایی را نمیتوان بر واردات بنا کرد / لزوم توقف روند خطرناک وابستگی به دشمن در واردات غذای اساسی🔹در جهان امروز، امنیت غذایی فقط یک مسئله اقتصادی یا تجاری نیست؛ یک مسئله راهبردی و در مواردی، همسنگ امنیت ملی است. تجربه دو قرن اخیر نشان میدهد کشورهایی که تامین غذای اساسی خود را به واردات گره زدهاند، در زمان جنگ، تحریم، اختلال لجستیکی یا جهش قیمت جهانی، بیش از دیگران در معرض قحطی، بیثباتی اجتماعی و فشار سیاسی قرار گرفتهاند. این واقعیت برای کشورهایی که با خصومت پایدار آمریکا یا متحدانش مواجهاند، اهمیت دوچندان دارد.🔹مثالهای تاریخی زیادی شاهد روشنی برای این ادعاست. قحطی بزرگ ایرلند در دهه ۱۸۴۰ فقط نتیجه بیماری سیبزمینی نبود؛ ساختار وابسته، سیاستهای تجاری و ناتوانی در تضمین دسترسی داخلی به غذای کافی، فاجعه را تشدید کرد. در بنگال ۱۹۴۳ نیز مشکل صرفاً کمبود فیزیکی غذا نبود، بلکه اختلال در دسترسی، سیاستگذاری نادرست و اولویتهای جنگی امپراتوری بریتانیا بحران را به قحطی بدل کرد. در قرن بیستم و بیستویکم نیز کشورهایی که به واردات غلات وابسته بودند، در بحران غذایی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ و شوک ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، با جهش قیمت، محدودیت صادرات و ناامنی عرضه روبهرو شدند. گزارشهای FAO، IFPRI، World Bank و UNCTAD بارها تأکید کردهاند که وابستگی بالا به واردات غلات، بهویژه در کشورهای کمدرآمد یا درگیر تنش سیاسی، یک ریسک ساختاری است.🔹در بسیاری از محافل سیاستی، واردات غذا همچنان با منطق ساده «ارزانتر است، پس بهتر است» توجیه میشود. این منطق با فرض صحت که البته "ارزان بودن" کاملاً مناقشه برانگیز است، در سطح راهبردی حتما ناقص و خطرناک است. غذا با کالاهای غیراساسی نظیر لوازم آرایش، لوازم دیجیتال و ... فرق دارد. اگر واردات خودرو متوقف شود، رفاه افت میکند؛ اما اگر واردات گندم، برنج، ذرت یا روغن مختل شود، موجودیت اجتماعی و سیاسی کشور به خطر میافتد. بازار جهانی غذا نیز «بازار آزاد کامل» نیست؛ در شرایط بحران، کشورها به سرعت به محدودیت صادرات، اولویتدهی داخلی و استفاده سیاسی از غذا روی میآورند. نمونههای اخیر آن در ممنوعیتهای صادراتی هند، محدودیتهای غلات در دوره کرونا، و اختلالات صادرات دریای سیاه کاملاً آشکار بود.🔹این به معنای نفی تجارت نیست. هیچ کشوری حتی قدرتهای بزرگ کاملاً خودکفا نیست. اما میان «تجارت مکمل» و «وابستگی راهبردی» تفاوت بنیادین وجود دارد. تجربه کشورهایی مانند چین، هند و تا حدی روسیه نشان میدهد دولتهایی که امنیت غذایی را جدی میگیرند، بر تولید داخلی غلات و کالاهای پایه، ذخایر استراتژیک، تنوع مبادی وارداتی و حمایت هدفمند از کشاورزی سرمایهگذاری میکنند. چین علناً امنیت غله را «خط قرمز» میداند. هند، با وجود حضور در تجارت جهانی، در کالاهای اساسی رویکرد مداخلهگرانه و ذخیرهمحور دارد.🔹برای کشورهایی که در معرض تحریم، فشار مالی و یا دشمنی دیرینه آمریکا قرار دارند، وابستگی بالا به واردات غذای اساسی یک خطای راهبردی است. حتی اگر غذا روی کاغذ از تحریم معاف باشد، محدودیت بانکی، بیمه، حملونقل، ریسک اعتباری و فشار سیاسی میتواند همان معافیت را بیاثر کند. بنابراین، سیاست درست نه شعار خودکفایی مطلق، بلکه کاهش وابستگی در اقلام اساسی از طریق افزایش بهرهوری، حمایت هوشمند از تولید داخلی، کاهش ضایعات، ذخایر راهبردی، و واردات متنوع و پشتیبان است. در نهایت، کشوری که نان مردمش به اراده بازارهای خارجی و رقبای ژئوپلیتیک وابسته باشد، امنیت غذایی ندارد؛ فقط «امید به تامین» دارد. و تاریخ نشان داده است که امید، جایگزین امنیت نیست.منابع منتخب:FAO (The State of Food Security and Nutrition reports)؛ World Bank (Food Security Updates)؛ IFPRI (Global Food Policy Reports)؛ UNCTAD (food, trade and vulnerability briefs)؛ Amartya Sen, Poverty and Famines؛ Cormac Ó Gráda, works on famine history.#امنیت_غذایی📢 کانال واحد امنیت غذایی مؤسسه مصاف 🆔 @masaf_foods



