شما میتوانيد دوباره خود را از نو خلق كنيد و اين كار در هر سنی كه باشيد، امكانپذير خواهد بود. پس د…
انتشار: 2026/08/18 05:28 UTCدریافت: 2026/08/19 15:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 15:55 UTC
شما میتوانيد دوباره خود را از نو خلق كنيد و اين كار در هر سنی كه باشيد، امكانپذير خواهد بود. پس در انتظار نمانيد و هم اكنون تغيير را آغاز كنيد! @masiretoCom
پستهای تلگرام — MasireTo | مسیرِتو
اقا این پیامو که دارم مینویسم درباره یه مشکل متفاوته و واقعا نیاز دارم راهنماییم کنیدیه مشکل که اصولا نه تو جامعه در رابطه باهاش بحث میشه، تازه وقتی هم ملت دربارش میفهمن یا تعجب میکنند یا مسخره میکنند و هیچکس راه حل درستی ارائه نمیده براش ولی واقعا زندگی منو داره سیاه میکنهیه فوبیایی که میدونم شاید براتون عجیب باشه,ولی من فوبیا از پروانه ها دارماینجوریه من واقعا از این حشره میترسموقتی که اونو تو خیابون میبینم ،همیشه باید مسیرمو جوری تنظیم کنم که حداقل ۵ الی ۶ متر باهاش فاصله داشته باشماین حشره رو که میبینم بدنم دچار یه لرزه از درون و ترس زیادی میشه اگه یه دفعه نزدیکم ظاهر بشه یه دفعه بی اختیار وحشت میکنم و بدنم خود به خود سعی میکنه ازش دور بشه(مثلا یه بار کنار خیابون داشتم راه میرفتم که یکی ناگهان از وسط گیاها اومد بیرون و من بی اختیار پریدم وسط خیابون جلوی ماشین!و خدا رحم کرد که تصادف نکردم)هر چیزی که مربوط به این باشه منو عذابم میده و این ری اکشن های ترس و لرز رو فعال میکنه(عکس،فیلم، ایموجی ،نقاشی کارتونی، اکسسوری ، حتی اسمش و حتی فکر کردن و تخیل کردنش)(دقت بکنید توی همین پیام من فقط یکبار اسم اصلی این حشره رو اوردم،چون حتی اسمش هم اذیتم میکنه)اگه یه نفر دیگه اکسسوری هایی با این طرح داشته باشه نمیتونم نزدیکش برم،اگه اسمش این باشه نمیتونم باهاش دوست بشم،تابستونا نمیتونم اصلا بیرون برم،توی جاهایی مثل باغ یا پارک نمیتونم پا بذارم مثلا بعضی وقتا من سایه یا یک شکل مبهم از حشره میبینم و واکنش نشون میدم،حالا تصور کنید که اکثر درختای دانشگاه برگ هایی با اندازه های مشابه اون حشره دارن،هر دفعه که یک برگ از درخت میفته و من یک سایه کلی یا یک شکل مبهم ازش میبینم،ذهنم اونو به عنوان تهدید میشناسه و ری اکشن میده،بعدش میفهمم یه برگه و اروم میشم و این قضیه هر دفعه که یک برگ میفته تکرار میشهیه بار یادمه استتار کرده بود و ناگهان پرید و من بالش رو لمس کردم،یادمه افتادم رو زمین و از شدت ترس و لرز نمیتونستم درست نفس بکشم....و جالبی ماجرا اینجاست که حتی درست دربارش نمیتونم تحقیق کنم،چون هوش مصنوعی که مدام اسم حشره رو به زبون میاره و باعث ازار ذهنی من میشه و نمیتونم مدت طولانی باهاش چت کنمگوگل هم که قشنگ عکسایی نشون میده که فوبیای منو تا سر حد اعلا تحریک میکنهجز خانوادم هم کسی از این موضوع خبر نداره،چون میترسم یه نفر منو با این موضوع اذیت کنه و ازار بده (به بقیه کلا گفتم از همه حشرات بدم میاد، در حالی که مثلا از سوسک و ملخ اندازه ی بقیه ادما میترسم ولی این یکی واقعا منو از زندگی میندازه و هیچ حرکتی نمیتونم بزنم)چیکار باید بکنم واقعا؟ هیچ ایده ای ندارم لطفا اگه میدونید راهنماییم بکنید،مرسی از همه❤️پ.ن:لطفا اگه کسی میخواد راهنمایی بکنه تا حد ممکن اسم حشره رو نگه، پیشاپیش ممنون❤️❤️
یه نگرش غلط، که بدون اینکه بدونیم، کار دستمون میده!🚨 طبقهبندی: تغییرنگرشانه!✍🏼 سامان دیناری«پیوستگی در عملکرد» بهمعنای عدم وجود وقفه در انجام کارها نیست؛ بهمعنای عدم انحراف از مسیر نیست؛بهمعنای دلسرد و خسته نشدن نیست؛بلکه بهمعنای اینه که اجازه ندیم یه وقفهٔ کوتاه تبدیل به یه شکاف بزرگ و طولانی در انجام کارها بشه؛بهمعنای اینه که بعد از هر انحراف، که اجتنابناپذیره، سرعت بازگشتمون به مسیر بالا باشه؛بهمعنای اینه که عملکردمون رو تا حد امکان مستقل از انگیزه بکنیم و حتی وقتی حسوحال انجام کار نیست هم تا حد امکان انجامش بدیم و بدونیم که در اغلب موارد اقدام کردن منجر به ایجاد انگیزه و حال خوب میشه.«پیوستگی» رو در عملکردِ یک روز یا یک هفته نبینیم. پیوستگی رو اگه به عنوان یک هدف میانمدت و بلندمدت بهش نگاه کنیم و دنبال بهدست آوردن «میانگین و معدل» عملکردی مناسب باشیم، شانس رسیدن بهش بالاتر میره. اینجوری، اون کاری که به دنبال پیوستگی در انجامش هستیم به بخشی از هویت ما تبدیل میشه. ما از فردی که چند روز ورزش میکنه، تبدیل میشیم به یه فرد «ورزشکار»، از کسی که چند روز کتاب میخونه تبدیل میشیم به یه فرد «کتابخون» و از فردی که چند روز نظم رو رعایت میکنه، تبدیل میشیم به یه فرد «منضبط».#سامان_دیناری @masiretoCom
سلام، یک نظر میخوام از دوستانی که اینجا هستن.هممون شنیدیم که میگن ازدواج کنید خدا خودش میرسونه. این گفته چقدر درسته؟ لطفا اگه خودتون متاهل هستید یا از تجربه متاهل های اطرافتون خبر دارید نظرتون رو بگید و نظر شخصی ندید.
در دنیای امروز، انقدر فرصت فکر کردن و خلوت با خود و حوصله سر رفتن و عمیق شدن در زندگی از بین رفته که شاید بهتر باشه بگیم «اصلاً متوجه تکه تکه دور ریختن زندگیمون نیستیم!».حوصله سر رفتن رو با دلیل نوشتم. حوصله سر رفتن یکی از مراحل مهم برای فکر کردن و عمیق شدن در زندگیه.و شوربختانه در دنیای امروز این مرحله، بهدلیل وجود گزینههای جذاب و تحریککننده(شبکههای اجتماعی)، تا حد زیادی حذف شده!خیلی از افراد به محض اینکه لحظهای بیکار میشن، مشغول گوشی میشن و نمیتونن در مقابل وسوسهٔ دریافت دوپامینِ راحت مقاومت کنن.به تجربه به این رسیدم که هر چقدر آدم در مقابل وسوسهٔ فضای مجازی کم بیاره و از مدت زمانی که با خودش خلوت کرده زمان بیشتری بگذره، مدت زمانی که باید حوصلهسررفتن رو تحمل کنه تا بتونه افکارش رو منظم کنه و از خلوت با خودش لذت ببره، بیشتره.مثل کسی که ورزش نمیکنه و مراقب تغذیهاش هم نیست و روزبهروز لایههای چربی روی عضلات بیشتر میشه.خیلی حیفه که متوجه گذر زمان نشیم...خیلی حیفه که روزها و شبها با استفاده بیخود از گوشی سپری بشن...#سامان_دیناری @masiretoCom
ما از اینکه نکند تمام زندگیمان به هدر برود وحشت داریم، اما هر روز از تکه تکه دور ریختنِ آن اِبایی نداریم! @masiretoComدر دنیای امروز، انقدر فرصت فکر کردن و خلوت با خود و حوصله سر رفتن و عمیق شدن در زندگی از بین رفته که شاید بهتر باشه بگیم «اصلاً متوجه تکه تکه دور ریختن زندگیمون نیستیم!».
ما از اینکه نکند تمام زندگیمان به هدر برود وحشت داریم، اما هر روز از تکه تکه دور ریختنِ آن اِبایی نداریم! @masiretoCom