بوستان سعدی :حکایت کنند از بزرگان دینحقیقت شناسان عین الیقینکه صاحبدلی بر پلنگی نشستهمی راند رهوار و ماری به دستیکی گفتش: ای مرد راه خدایبدین ره که رفتی مرا ره نمایچه کردی که درنده رام تو شدنگین سعادت به نام تو شد ؟بگفت ار پلنگم زبون است و ماروگر پیل و کرکس شگفتی مدارتو هم گردن از حکم داور مپیچکه گردن نپیچد ز حکم تو هیچچو حاکم به فرمان داور بودخدایش نگهبان و یاور بودمحال است چون دوست دارد تو راکه در دست دشمن گذارد تو راره این است روی از طریقت متاببنه گام و کامی که داری بیابنصیحت کسی سودمند آیدشکه گفتار سعدی پسند آیدش🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃شرح لغات:»» عین الیقین: چشم یقین بین، مقتبس است از قرآن مجید آیه هفتم از سوره تکاثر «لترونها عین الیقین» در نزد عرفا، یقین سه درجه دارد: عین الیقین- حق الیقین- علم الیقین. »» رهوار: رهوار و راهوار- شایسته راه- سربه راه و منقاد و مطیع. »» هیچ: مسند الیه است براى «گردن نپیچد»، «هیچ» و هیچ چیز و هیچکس از کنایات است. »» طریقت: مراد، روش اهل صفا و سلوک است.🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃t.me/Jame-Imani