#حکایت_قدیمی♦️روزی دو مسافر در بیابانی خشک به چشمهای کوچک رسیدند.آب آنقدر نبود که هر دو سیراب شون…
انتشار: 2026/08/09 18:32 UTCدریافت: 2026/08/10 05:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 05:15 UTC
#حکایت_قدیمی♦️روزی دو مسافر در بیابانی خشک به چشمهای کوچک رسیدند.آب آنقدر نبود که هر دو سیراب شوند.هر کدام خواست دیگری نخست بنوشد.پیرمردی که از آنجا میگذشت، شاخهای خشک را در آب فرو برد.چند لحظه بعد، شاخه جوانه نزد؛ اما پرندهای بر آن نشست و آواز خواند.پیرمرد گفت:«آب، تنها تشنگی را رفع میکند؛اما گذشت، دلها را زنده میکند.»آن دو لبخند زدند.آب را با انصاف میان خود تقسیم کردند.شگفت آنکه اندکی بعد، از دل سنگهای کنار چشمه، آبی تازه جوشید.از آن روز میان مردم مشهور شد:«دلِ بخشنده، همیشه راهی به سوی برکت پیدا میکند🔻در سایت ، تلگرام ، روبیکا ، بله ، ایتا ، سروش ، اینستاگرام آخرین خبر مازندران همراه ما باشید 🔺




