جانا حدیث حسنت در داستان نگنجدرمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجدجولانگه جلالت در کوی دل نباشدجلوه گه…
انتشار: 2026/06/27 18:38 UTC
جانا حدیث حسنت در داستان نگنجدرمزی ز راز عشقت در صد زبان نگنجدجولانگه جلالت در کوی دل نباشدجلوه گه جمالت در چشم و جان نگنجدسودای زلف و خالت در هر خیال نایداندیشهٔ وصالت جز در گمان نگنجددر دل چو عشقت آمد سودای جان نمانددر جان چو مهرت افتد عشق روان نگنجدپیغام خستگانت در کوی تو که آردکانجا ز عاشقانت باد وزان نگنجددل کز تو بوی یابد در گلستان نپویدجان کز تو رنگ گیرد خود در جهان نگنجدآن دم که عاشقان را نزد تو بار باشدمسکین کسی که آنجا در آستان نگنجدبخشای بر غریبی کز عشق مینمیردوانگه در آشیانت خود یک زمان نگنجدجان داد دل که روزی در کوت جای یابدنشناخت او که آخر جای چنان نگنجدآن دم که با خیالت دل راز عشق گویدعطار اگر شود جان اندر میان نگنجد



