⭕️ افسردگی؛ اختلال روانشناختی یا واکنشِ منطقی به واقعیت؟⏺حسین عباسی اقدم، دکتری جامعهشناسی، معتقد…
انتشار: 2026/08/23 06:15 UTCدریافت: 2026/08/23 09:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 09:00 UTC
⭕️ افسردگی؛ اختلال روانشناختی یا واکنشِ منطقی به واقعیت؟⏺حسین عباسی اقدم، دکتری جامعهشناسی، معتقد است افسردگی در میان قشر تحصیلکرده و اصحاب علم را نمیتوان صرفاً یک اختلال روانشناختی فردی دانست و باید ریشههای اجتماعی و ساختاری آن را نیز بررسی کرد.⏺او با اشاره به دیدگاههای میشل فوکو درباره قدرت و تعریف مرزهای سلامت و بیماری، میگوید نظامهای مدرن گاهی با تعریف استانداردهای خاص، تلاش میکنند فرد را به چرخه سازگاری و بهرهوری بازگردانند؛ در حالی که ممکن است بخشی از رنج روانی، واکنشی به شرایط نامناسب اجتماعی باشد.⏺از نگاه این جامعهشناس، فشارهای اقتصادی، بیثباتی آینده، فرسایش ارزشهای مدنی و تضعیف عاملیت فردی میتواند زندگی را برای افراد تحصیلکرده به تجربهای همراه با اضطراب و بیمعنایی تبدیل کند.⏺او با استفاده از مفهوم «زندگی مایع» زیگمونت باومن، بر بیثباتی روابط، آینده و موقعیت اجتماعی در دنیای امروز تأکید میکند و معتقد است فرد تحصیلکرده ممکن است میان نیاز به تأمین زندگی و حفظ اصالت فکری خود گرفتار شود.⏺با تکیه بر مفهوم بیگانگی در اندیشه کارل مارکس، این دیدگاه مطرح میشود که پژوهشگران و دانشگاهیان ممکن است میان کاری که برای بقای مادی انجام میدهند و معنایی که از کار و جستوجوی حقیقت انتظار دارند، دچار شکاف شوند؛ شکافی که میتواند به احساس بیگانگی و فرسودگی منجر شود.⏺بر این اساس، نویسنده معتقد است تمرکز صرف بر درمان فردی افسردگی، بدون بررسی عوامل اجتماعی و ساختاری، کافی نیست. اگر شرایطی که به ایجاد رنج منجر شده تغییر نکند، درمان صرفاً میتواند بخشی از پیامدهای مشکل را کنترل کند.⏺با این حال، این دیدگاه به معنای نفی عوامل زیستی و روانشناختی افسردگی نیست؛ بلکه بر ضرورت توجه همزمان به عوامل فردی، اجتماعی و ساختاری تأکید دارد.medistU.t.me


