
دفتر یادداشتی برای نوشتههای اقتصادی و بازاریمن یه وجب از خاکمو با هیچ چیزی تو این دنیا معامله نمیکنم.مشاور تامین مالی ارتباط با من : @Raveintorپیج اینستای من :Instagram.com/amirhosein_beheshti
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 5 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/13 تا 2026/08/08
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 5 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🏦 بررسی سالانه بانکداری جهانی مککینزی ۲۰۲۶ — خلاصه و تحلیل فارسیچند رقم شگفتانگیز که شاید باور نکنید:🔹 رولوت با ۱۲ هزار کارمند، یازدهمین بانک باارزش اروپا شده است.🔹 نوبانک بهتنهایی بهاندازه جمعیت کل مکزیک مشتری دارد.🔹 هوش مصنوعی در ۲ سال به همان میزان نفوذ رسید که بانکداری دیجیتال در ۱۵ سال رسیده بود.🔹 بانکها بیشتر از هر صنعت دیگری روی فناوری هزینه کردند، اما همچنان یکی از کمبازدهترین صنایع از نظر بهرهوری هستند.در این گزارش میخوانید:🔸 چرا نقشه جهانی بانکداری در حال بازآرایی است.🔸 چطور فینتکها و نئوبانکها دارند مالکیت بانکها بر مشتری را میگیرند.🔸 چرا اینبار برای بانکها «دوره فرصتی» برای عادتکردن وجود ندارد.🔸 راهکار مککینزی: مدل سازمان «سهسرعته».
📊 گزارش بدهی جهانی OECD خلاصه و تحلیل فارسیبدهی جهانی دولتها و شرکتها به اوج تاریخی رسیده و همزمان، غولهای فناوری برای اولین بار بهطور جدی وارد بازار بدهی شدهاند تا هزینه ساخت زیرساخت هوش مصنوعی را تأمین کنند.در این گزارش میخوانید:🔹 چرا دولتها به سمت اوراق کوتاهمدتتر و پرریسکتر میروند🔹 نقش غولهای فناوری در تغییر چهره بازار بدهی شرکتی🔹 چرا بانکهای مرکزی از بازار اوراق عقب مینشینند🔹 نقش تازه استیبلکوینها در تأمین مالی دولت آمریکا
بعضی ها فکر میکند تحلیلگرن؛ در حالی که فقط روابط عمومی پورتفوی خودشان هستند!تا سهم میخرند، هر خبر مثبتی را با آبوتاب منتشر میکنند و هر خبر منفی را «کماهمیت» میخوانند. اما کافی است نقد شوند؛ همان آدمها ناگهان از حباب، ریزش، بحران و اصلاح سنگین بازار میگویند، چون ترجیح میدهند چند درصد پایینتر خریدار باشند.مالی رفتاری این پدیده را سوگیری تأیید (Confirmation Bias) مینامد؛ یعنی ابتدا تصمیم میگیری، بعد فقط اخباری را میبینی و بازنشر میکنی که همان تصمیم را تأیید کند.تحلیل واقعی باید مستقل از این باشد که سهامدار هستی یا نقد. اگر با تغییر موقعیت معاملاتی، تحلیل هم ۱۸۰ درجه تغییر میکند، احتمالاً آنچه تغییر کرده تحلیل نیست؛ منافع شخصی است.اگر با خرید و فروش شما، روایتتان از بازار هم عوض میشود، احتمالاً در حال تحلیل بازار نیستید؛ در حال دفاع از موقعیت معاملاتی خودتان هستید.@soodpaydar
🌍 اقتصاد جهانی در تقاطع جنگ و فناوریگزارش تازه صندوق بینالمللی پول (ژوئیه ۲۰۲۶)چند تا نکته خوندنی ازش:🔹 اقتصاد جهانی این روزها بین دو نیروی متضاد گیر کرده: فشار جنگ خاورمیانه روی انرژی، و موج فناوری/هوش مصنوعی که داره معادلات رشد رو کاملاً به هم میریزه🔹 تقریباً کل غافلگیری مثبت رشد جهانی در ابتدای سال، فقط توی مشت چند کشور صادرکننده سختافزار هوش مصنوعی بوده؛ بقیه دنیا عملاً همونجایی موند که انتظار میرفت🔹 چشمانداز ایران هم توی گزارش هست، همراه با هشدار صریح صندوق درباره اینکه هر پیشبینی درباره ایران، عدم قطعیت خیلی بالاتری نسبت به بقیه کشورها داره
تامین مالی در محیط Higher for Longerهر مدل مالی، در واقع یه داستانه که درباره آینده به خودمون میگیم. فقط این داستان رو بهجای کلمه با اعداد، نرخ تنزیل و جریان نقدی تعریف میکنیم.سوال اینجاست: چند وقته که داریم همون داستان قدیمی رو تعریف میکنیم، درحالیکه واقعیت داره یه چیز دیگه میگه؟برای سالها، داستان غالب در دنیای تامین مالی این بود: نرخ بهره بالا یه انحراف موقته، نه یه قاعده. کافیه صبر کنیم تا فشار تورمی فروکش کنه، بعد همهچیز به همون معادلات آشنای چند سال قبل برمیگرده. این داستان، آرامبخش بود. به ما اجازه میداد بدون بازنویسی بنیادی مدلهامون، فقط منتظر بمونیم.اما تورم بهجای مسیر نزولی و مطیع، چسبندگی نشون داده. شوکهای قیمت انرژی ناشی از تنشهای ژئوپلیتیک، هر بار که امیدواری برای کاهش فشار قیمتی شکل میگیره، دوباره تغذیهش میکنن. و بار سنگین بدهی دولتها در اقتصادهای پیشرفته، بانکهای مرکزی رو در یه دوراهی واقعی گیر انداخته که راه فراری از اون نیست: کاهش زودهنگام نرخ، ریسک بازگشت تورم رو زنده میکنه؛ نگهداشتن نرخ در سطح فعلی، هزینه تامین مالی بدهیهای دولتی و شرکتی رو سنگینتر میکنه. نتیجه، تعویق مکرر تصمیمه؛ نه یه چرخش قاطع.اینجا یه سوال ناراحتکنندهتر مطرح میشه: اگه این تاخیر صرفاً یه اتفاق موقت نباشه، بلکه نشونه یه تغییر عمیقتر در قواعد بازی باشه، چند تا از تصمیماتی که همین حالا داریم میگیریم، دارن روی یه فرض غلط بنا میشن؟جایی که اشتباه، خودش رو دیر نشون میدهفرض کنید یه پروژه با افق سرمایهگذاری چندساله دارید، و نرخ تنزیلتون رو با این پیشفرض کالیبره کردید که هزینه سرمایه ظرف یکیدو سال به سطوح پایینتر برمیگرده. مشکل اینجا نیست که این پیشفرض ممکنه غلط باشه؛ مشکل اینه که اگه غلط باشه، همین امروز متوجهش نمیشید. ارزش فعلی خالص پروژه بهطور سیستماتیک بیش از واقع محاسبه شده، اما این خطا آروم و بیصدا حرکت میکنه؛ دو یا سه سال بعد، وقتی جریان نقدی واقعی با پیشبینی اولیه فاصله میگیره، تازه خودش رو نشون میده. جایی که دیگه فرصت اصلاح تصمیم از دست رفته.این نوع ریسک، ترسناکتر از نوسان معمولی بازاره. چون خودش رو در قالب یه بحران آنی نشون نمیده؛ در قالب یه فرسایش آروم، تا وقتی که دیگه خیلی دیر شده.وقتی هزینه بدهی از یه پارامتر موقت به یه ورودی ساختاری تبدیل میشه، این فقط یه تنظیم عددی در مدل نیست؛ یه بازتعریف کامل از چیزیه که «ریسک قابل قبول» معنا میده. شرکتی که ساختار سرمایه سنگینتری داره، همین حالا داره این فشار رو حس میکنه، حتی اگه هنوز اسمش رو نذاشته باشه.و شاید عمیقترین سوال این باشه: در دنیایی که مسیر نرخ بهره اینقدر غیرقابلپیشبینی شده، آیا هدف واقعی ما باید «پیشبینی درستتر» باشه؟ یا اینکه باید بپذیریم پیشبینی درست، ذاتاً یه هدف غیرقابلدستیابیه، و بهجاش باید ساختاری بسازیم که حتی وقتی پیشبینیها اشتباه از آب درمیان، شرکت و ساختارش سرپا بمونه؟این تفاوت، بین دو نوع سازمانه: اونی که تلاش میکنه آینده رو درست حدس بزنه، و اونی که خودش رو برای اشتباه بودن حدسها آماده میکنه. تاریخ اقتصادی، همیشه به نفع دومی تموم شده.