حضرت آقای ما...دلتنگتان هستیم🔺چند روز پیش مسافر مشهد بودمیکی از دوستانم برای کاری با من تماس گرفت و…
انتشار: 2026/08/13 05:33 UTCدریافت: 2026/08/13 06:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 06:15 UTC
حضرت آقای ما...دلتنگتان هستیم🔺چند روز پیش مسافر مشهد بودمیکی از دوستانم برای کاری با من تماس گرفت و گفت:«هستی؟ یه سر بیام پیشت؟»🔺گفتم:«تو راه مشهدم... نائبالزیارت هستم.»آدم مذهبی و انقلابیای نبود؛ حداقل در ظاهر اینطور به نظر میرسید. از آن آدمهایی که وقتی میدیدیشان، شاید با خودت میگفتی: «ضدانقلاب است.»🔺چند لحظه سکوت کرد، بغضش را قورت داد و گفت:«میشه وقتی رفتی پیش آقا سیدعلی، بگی فلانی سلام رسوند؟»بهشدت تعجب کرده بودم.گفتم: «چشم.»🔺وقتی به رواق دارالذکر رسیدم، تلفنم را برداشتم و با او تماس گرفتم.گفتم:«فلانی، کنار مزار آقام هستم... هرچی دوست داری بهشون بگو.»🔺گریه امانش نمیداد.مدام تکرار میکرد:«آقاجان... بدون شما زندگی سخته، خیلی سخته...آقا جان حلالمون کنید»🔺آقا سیدعلی...میدانم که از بهشت، هوای فرزندانت را داری.دعايمان کنید، حضرت آقای ما...دلتنگتان هستیم.🔗 mehrnews.com 📡 @Mehrnews



