شاهنامه آن طور که شنیده اید نیست!روایت شاهنامه با جواد رنجبر درخشیلر ۳ آیا نقالی شاهنامه کتاب دارد؟…
انتشار: 2026/08/18 13:01 UTCدریافت: 2026/08/20 14:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 14:55 UTC
شاهنامه آن طور که شنیده اید نیست!روایت شاهنامه با جواد رنجبر درخشیلر ۳ آیا نقالی شاهنامه کتاب دارد؟t.me/melliiran
پستهای تلگرام — ملی گرایی ایرانی/شاهنامه پژوهی
🔴 روایتهای اندیشهمندانهٔ ایرانشهری در شعر حکیمانهٔ نظامی🔴 جواد رنجبر درخشیلر؛ شاهنامهپژوهنظامی در پنجگنج خود نه عارفی اهلِ سلوک چون مولوی، نه شاعری ناب و گزیدهگو چون حافظ، نه عاشق پیشهای آدابدان چون سعدی است. نظامی شاعری داستانگو چون فردوسی است، اما به جای فلسفهٔ تاریخ، شاهنامه و تبیین خردمندانهٔ هستیشناسانهٔ فردوسی، جهان را از راه داستانگویی میشناسد.داستانهای نظامی در ذیلِ شاهنامهٔ فردوسی طبقهبندی کردنی است و میتوان گفت با داستانگوییهای مرسوم در ادبیات پارسی که اغلب عرفانی است تفاوتهای بنیادین دارد. با مثنوی مولانا اصلاً قابل مقایسه نیست و با منطقالطیر عطار نیز کاملاً متفاوت است. نظامی داستان میگوید ولی عطار داستان را ظرف یا ابزار مفاهیم عرفانی کرده است. نظامی قصهگویی ماهر است و اندیشه و حکمت و عرفان در داستانهای او پس از رسوب در ذهن و دل مخاطب هویدا میشود. به عبارت دیگر در چهار گنج نظامی داستان، اصل و اندیشه، فرع بر آن است. برخلاف برداشتِ عامیانه از ادبیات که آن را به پندنامه فرو میکاهد، ادبیات نخست فُرم است و سپس اندیشه. حتی آثار عرفانی مهم، بیفرم ادبی شاهکار خود، تأثیری در مخاطب نمی توانست بگذارد. ادبیات دستورالعمل زندگی روزمره و محاسبات خوب و بد نیست. آثار نظامی در جایگاه متنهای ادبی شاهکار، داستانهایی زیبا و خیالانگیز هستند. صرف داستانگویی در این سطحِ هنریِ ناب، عمیقترین کار فرهنگی است و از هر نوع اندیشهورزی فراتر میرود. حتی میتوان گفت که اندیشهها لایههای دوم روایتهای داستانی هستند. این گزاره غیرقابل باور مینماید اما کافی است در نظر بگیریم که انسان، جهان را با روایتهای داستانی که صورتبندی اسطورهای جهان بود شناخت. بنابراین نخست داستانها خلق شدند، سپس اندیشهها حول محور داستانها شکل گرفتند. عرصهٔ شناخت دینی و نیز عقل فلسفی و حتی علم تجربی پیوندهایی با داستان دارد. نه تنها دین و اخلاق با داستان همگانیتر و پذیرفتنیتر و به یاد ماندنیتر میشود، بلکه فلسفه و علم تجربی نیز گاه با داستان مفهومتر و پذیرفتهتر میشود. فرمِ اصیل و اولیهٔ داستانگویی اساسِ فرهنگِ بشری است. در اینجا نمیتوان نگفت که ثوابخواهی دینی و تعهد هنری مارکسیستی، نقد ادبی عامیانهای را رایج کرده است که بر اساس آن در هر متن صرفاً به دنبال فایدههای دنیوی یا اخروی هستند و کمتر به اهمیتِ خود روایت توجه میکنند. صرفِ داستانگویی بی هر غرض و هدفی، اصیلترین کار فرهنگی در جهان است. جهان را قصهها ساختهاند و تداوم آن نیز با قصهها ممکن شده است. جهان بیقصهها جهانی انسانی نیست. بنابراین قصهگوها حقی بزرگ بر گردن تاریخ دارند. اندیشهمندان جهان نیز مدیون قصهگوها هستند چون اندیشهها از داستانها متأخرند. بدیهی است قصههایی در سطح شاهکار نظامی اهمیتی صد چندان بیشتر دارد. او ما را با ریشهها آشنا میکند و در سیری خیالانگیز جهان باستانی را با صورتبندیی لطیف و دلانگیز به زمان خود در قرن ششم هجری و به زمان ما پیوند میدهد. میتوان جرأت کرد و نوشت که نظامی داستانهای باستانی ایران را جاودانه کرده است.🔴 دنبالهٔ یادداشت را در بخشِ «مشاهدهٔ فوری» بخوانید:👇👇@IranDel_Channel💢
🔵 به مناسبت یکصدمین سالگرد درگذشت ادوارد براوننشست بازخوانی زندگی و آثار ادوارد براون در کتابخانه ملی ایران🔹 به مناسبت یکصدمین سالگرد درگذشت ادوارد براون، ایرانشناس و شرقشناس بریتانیایی، نشست «بازخوانی زندگی و آثار ادوارد براون» یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵ در اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران برگزار میشود.🔹 ادوارد براون از چهرههای اثرگذار در گسترش مطالعات زبان، ادبیات و تاریخ ایران در دانشگاه کمبریج بود. مجموعه چهارجلدی «تاریخ ادبی ایران»، «یک سال در میان ایرانیان» و «انقلاب ایران ۱۹۰۵–۱۹۰۹» از مهمترین آثار او به شمار میروند.🔹 در این نشست، چارلز ملویل و مجید تفرشی با پیام تصویری و مقصود فراستخواه، بهرام پروین گنابادی، جواد رنجبر درخشیلر، حمیدرضا نمازی، حمید شاکری و داریوش رحمانیان سخنرانی خواهند کرد. دبیری نشست را محمدعلی نیازی بر عهده دارد.🗓 یکشنبه ۱ شهریورماه ۱۴۰۵🕓 ساعت ۱۶ تا ۱۹📍 اندیشگاه فرهنگی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران🔸 ورود برای عموم علاقهمندان آزاد است.🌐 مشاهده خبر کامل#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران#دولت_پای_کار_مردم🆔 @nali_ir
روایت شاهنامه با جواد رنجبر درخشیلر ۴ آیا می دانستید که در شاهنامه اصل درخشان «می بخشم ولی فراموش نمی کنم!» هست؟اسفندیار این اصل را به زیبایی در شاهنامه به زبان آورده!اسفندیار رنج خود را به گنج مردم تبدیل می کند!t.me/melliiran
بزرگترین دروغ درباره ۲۸ مرداد نه کودتا که دموکراسی خواهی است. در دو سال حکومت دکتر مصدق دموکراسی، به همان معنایی که فهمیده می شد، تعطیل شد و هفتاد و سه سال است که ایران زیر دیکتاتوری وحشتناک مصدقیسم قرار دارد. دل شیر می خواهد با قوم کودتا در افتادن. نابود می کنند مخالفان را!t.me/melliiran
سعدی تجسم عشق و ادب ایرانی است. چگونه شاعری می تواند هم تجسم عشق باشد و هم نماد ادب اجتماعی و از سوی دیگر چگونه سعدی هم استاد نثر است و هم خدای شعر؟ سعدی نابغه ای بی همتاست و زبان پارسی سخت منعطف و تواناست. زبان پارسی در دست سعدی به بالاترین سطح پیچیدگی و لطافت و تاثیرگذاری و زیبایی شناسی می رسد که نمونه اش کم وجود دارد.مفتخرم که گلستان و بوستان و بخشی زیاد از غزلیات حضرت سعدی را در ۴ سال گذشته در ۵۰۰ فایل ۲۰ دقیقه ای به زبان الکن خود خوانده و به قدر فهم ناقص خودم شرح کرده ام. سعدی را باید در دل فرهنگ ایرانشهری فهمید، من چنین کرده ام.گلستان سعدی ۱۵۹ فایل ۲۰ دقیقه ای بوستان سعدی ۲۲۴ فایل ۲۰ دقیقه ای غزلیات سعدی ۱۰۸ فایل ۲۰ دقیقه ای ثبت نام و اطلاعات بیشترپیام به شماره تلگرام۰۹۳۹۰۱۷۱۸۳۷@AknaserionlineT.me/melliiran
کارگاه شاهنامه خوانی تبریز تعطیل است!بعد از تعطیلی کارگاه شاهنامه خوانی تبریز بنده هیچ گونه همکاری با کلاس های شاهنامه در تبریز ندارم. متاسفانه فردی شاهنامه نخوانده و شاهنامه ندیده که به اعتبار حساب بانکی شاهنامه خوانی آیینی ایرانی را به بزم های سخیف فروکاسته است مدعی شده است که مدرس کلاس شاهنامه اش معرفی شده از طرف من است. یعنی کارگاه شاهنامه خوانی تبریز که ۱۰۹ نشست علمی و پرشور برگزار کرده است هنوز ادامه دارد!چند بار به خودش و چند بار از راه دوستان تذکر دادم که آن خانم شاهنامه نخوانده را که بابت هر جلسه پول خوبی هم می گیرد من معرفی نکرده ام و تایید این قشر قشری گرا کار من نیست.متاسفانه فرد مذکور به قاعده «نخواهم فهمید تا بسوزی!» ادعای تایید شدن مدرس بزمش را تکرار می کند تا اعتباری برای خود دست و پا کند.همین جا اعلام می کنم که من هیچ ارتباطی با محافل شاهنامه خوانی ندارم و هیچ فردی را تایید نکرده ام. اگر این رویه زشت ادامه پیدا کند مجبور خواهم شد با نام افراد موضوع را مطرح کنم. علاقه مندان به شاهنامه پیشتر از آنکه نشست برگزار کنند و مدعی شوند و خرقه بر دوش افکنند باید شاهنامه را بخوانند و یاد بگیرند. البته، در جایی که بتوان با چند کیلو هلوی شندآباد و خیار باسمنج و قرابیه اصل تبریز کل دانشکده های ادبیات را جذب و جلب و به صف کرد، دیگر چه جای خواندن و فهمیدن و کوشیدن؟ای کاش جایی، استادی، نهادی می بود و از مدرسان شاهنامه از همان بیت هایی که تدریس می کنند امتحان می گرفت تا میزان دانش آنان هویدا می شد.۲۶ مرداد ۱۴۰۵جواد رنجبر درخشیلر

