چرا فرهاد نیلی پیشنهاد ریاست بانک مرکزی را رد کرد؟ (1/3)فرهاد نیلی در این گفتوگو از سالهای فعالیت…
انتشار: 2026/08/06 11:19 UTCدریافت: 2026/08/07 19:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 19:20 UTC
چرا فرهاد نیلی پیشنهاد ریاست بانک مرکزی را رد کرد؟ (1/3)فرهاد نیلی در این گفتوگو از سالهای فعالیت خود در بانک مرکزی، پیشنهاد ریاست این نهاد در دولت حسن روحانی و دلایل رد آن سخن میگوید. جانمایه حرف او این است که بحران پولی ایران بیش از آنکه ناشی از ضعف اشخاص باشد، محصول نهادهایی است که بانک مرکزی را از استقلال و اقتدار لازم محروم کردهاند.🔹 نیلی میگوید زمانی که در بانک جهانی حضور داشت، دفتر ریاستجمهوری با او تماس گرفت و اطلاع داد که نامش در میان سه گزینه ریاستکلی بانک مرکزی قرار دارد. پاسخ او از همان ابتدا منفی بود: «این انتخاب اشتباه است.»🔹 دلیل نخست او اختلاف بنیادین درباره مأموریت بانک مرکزی بود. دولت از رئیسکل انتظار داشت نرخ ارز و نرخ سود بانکی را کنترل کند؛ درحالیکه نیلی معتقد بود وظیفه اصلی بانک مرکزی، سیاستگذاری پولی، مهار تورم و تنظیم نرخ بهره سیاستی در بازار بینبانکی است، نه تعیین دستوری قیمت ارز و سود سپردهها.🔹 از نظر او، بانک مرکزی باید نرخ سود کوتاهمدت و «دالان نرخ بهره» را مدیریت کند؛ یعنی در شرایط مشخص به بانکهای سالمی که با کسری موقت نقدینگی روبهرو شدهاند وام بدهد، اما همزمان آنها را درباره ضعف مدیریت نقدینگی بازخواست کند.🔹 بانک مرکزی مقتدر نباید به بانکهای ناتراز اجازه دهد بارها از منابع آن استفاده کنند. اگر بانکی چند روز پیاپی نتواند تعهداتش را انجام دهد، باید مدیرانش احضار شوند و در صورت ادامه وضعیت، مدیریت بانک تغییر کند. حمایت نقدینگی بدون نظارت، فقط ناترازی بانکها را به تورم عمومی تبدیل میکند.🔹 نیلی دلیل دیگری نیز برای رد این مسئولیت مطرح میکند: خود را مناسب کشمکشهای روزانه آن مقام نمیدانست. به تعبیر او، ترجیح میداد «روی صندلی کنار راننده» بنشیند، پیچها و موانع را نشان دهد و تصمیمسازی کند؛ نه اینکه پشت فرمان وسیلهای بنشیند که ۹۰ میلیون سرنشین دارد.🔹 او تأکید میکند که انتخابش منتقدبودن نبود، بلکه «تصمیمسازبودن» بود. در دوره فعالیتش در بانک مرکزی کوشید گزارشهای اقتصادی، نظام انتشار دادهها، بانک اطلاعات سریهای زمانی، پیشبینی تورم و گزارشهای هفتگی اقتصاد کلان را تقویت کند تا تصمیمگیران دستکم بدانند اقتصاد به کدام سو میرود.🔹 نیلی میان تصمیمسازی و تصمیمگیری تفاوت میگذارد. در بخش کارشناسی میتوان دادهها را با روشهای علمی تحلیل کرد، اما وقتی گزارش وارد مرحله تصمیمگیری میشود، ملاحظات اقتصاد سیاسی، منافع دستگاهها و خواستههای دولت بر آن اثر میگذارند.🔹 به همین دلیل، حتی اگر کارشناسان بانک مرکزی بهترین تحلیلها را تهیه کنند، ممکن است در نهایت سیاستهایی مانند تثبیت دستوری نرخ ارز، نرخ سود نامتناسب، ارز ۴۲۰۰ تومانی یا دلارزدایی شعاری اجرا شود. به تعبیر مجری، ممکن است در «آشپزخانه» بانک مرکزی غذای خوبی پخته شود، اما آنچه در سالن به مردم میرسد، چیز دیگری باشد.🔹 نیلی برای توضیح نقش کارشناسان از مثال هواپیما استفاده میکند: شاید کارشناس خلبان نباشد، اما میتواند مهندس پروازی باشد که پیچها را درست میبندد و وظیفه خود را با دقت انجام میدهد. ممکن است هواپیما به دلایل دیگری سقوط کند، اما مسئولیت کارشناس این است که سقوط ناشی از خطای بخش او نباشد.🔹 از نگاه او، نباید تمام مشکلات را به رئیسکل یا مدیران بانک مرکزی نسبت داد. مسئله اصلی، کیفیت نهادهاست. حتی اقتصاددانی مانند بن برنانکی نیز اگر در ساختار ایران قرار میگرفت، نمیتوانست مانند رئیس فدرالرزرو عمل کند؛ زیرا قدرت او در آمریکا فقط از دانش شخصیاش نمیآمد، بلکه بر استقلال و قواعد تثبیتشده آن نهاد استوار بود.🔹 در آمریکا ممکن است رئیسجمهور از سیاستهای رئیس فدرالرزرو ناراضی باشد، اما نمیتواند بهآسانی او را برکنار کند یا مستقیماً نرخ بهره را تعیین کند. در ایران، رئیسکل بانک مرکزی در برابر فشارهای سیاسی و خواستههای متعدد دولت، از چنین پشتوانهای برخوردار نیست.🔹 نیلی از محسن نوربخش بهعنوان نمونهای از رئیسکل مقتدر یاد میکند. به گفته او، نوربخش در یکی از جلسات شورای پول و اعتبار با تعیین دستوری نرخ سود مخالفت کرد و هشدار داد در آن نرخ، ناچار خواهد شد ورشکستگی بانکها را اعلام کند. اما حتی چنین اقتداری نیز بیش از چند بار قابل استفاده نیست و فشارهای سیاسی سرانجام مدیر را فرسوده میکند.🔹 او میگوید «انگشت شماتت را بهسوی افراد نگیرید، بهسوی نهادها بگیرید.» افراد مسافران یک کشتیاند؛ مسئله این است که نظام ناوبری کشتی چگونه طراحی شده است. سیاست پولی نیز مانند هدایت کشتی بزرگی است که با یک فرمان ناگهانی تغییر جهت نمیدهد و آثار تصمیمهای امروز آن ممکن است ماهها بعد ظاهر شود.👇🏻ادامه✅@mellimazzhabi


