کارل اشمیت در ایران؛ از مصدق و غربزدگی تا ولایت فقیه و شورای نگهبان 1/3در چهاردهمین بخش از مجموعه…
انتشار: 2026/08/08 10:08 UTCدریافت: 2026/08/09 10:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 10:05 UTC
کارل اشمیت در ایران؛ از مصدق و غربزدگی تا ولایت فقیه و شورای نگهبان 1/3در چهاردهمین بخش از مجموعه بحثهای «مشروعیت در عصر مدرن»، موضوع ورود و بازتاب اندیشههای کارل اشمیت در ایران بررسی میشود؛ متفکری آلمانی که مفاهیمی چون «وضعیت استثنایی»، «تصمیم حاکم»، «الهیات سیاسی» و تمایز میان «دوست و دشمن» در مرکز اندیشه سیاسی او قرار دارند.🔹 بررسی منابع موجود نشان میدهد پیش از انقلاب ۱۳۵۷، سند روشنی در دست نیست که ثابت کند متفکران ایرانی مستقیماً درباره کارل اشمیت نوشته یا از او تأثیر پذیرفتهاند. حتی درباره چهرههایی چون احمد فردید، جلال آلاحمد و علی شریعتی نیز نمیتوان با اطمینان گفت که با آثار اشمیت آشنایی مستقیم داشتهاند.🔹 بااینحال، بسیاری از مسائل مهم تاریخ معاصر ایران بهطرز چشمگیری با مفاهیم اشمیتی همپوشانی دارند: مشروعیت قانون در عصر مشروطه، نسبت اقتدار شاه و مجلس، نقش شرع در قانونگذاری، انحلال مجلس در دوران مصدق، انقلاب ۱۳۵۷، ولایت فقیه و تعیین مرز میان دوست و دشمن.🔹 به همین دلیل، باید میان «تأثیر مستقیم اشمیت» و «بازخوانی تاریخ ایران با مفاهیم اشمیتی» تفاوت گذاشت. شباهت یک اندیشه با نظریات اشمیت لزوماً به این معنا نیست که گوینده آن مستقیماً از اشمیت الهام گرفته است.🔹 بخش بزرگی از آنچه درباره نسبت فردید، آلاحمد یا شریعتی با اشمیت گفته میشود، نوعی تفسیر پسینی است؛ یعنی پژوهشگران پس از انقلاب، آثار این متفکران را با واژگان و مفاهیمی بازخوانی کردهاند که بعدها از طریق ترجمه آثار اشمیت وارد فضای فکری ایران شد.🔹 بااینهمه، تاریخ صد و پنجاه سال اخیر ایران زمینهای بسیار مناسب برای استفاده از «لنز اشمیتی» فراهم میکند. در مقاطع مختلف، جامعه ایران با بحرانهایی روبهرو شده که در آنها قواعد عادی حقوقی و سیاسی ناکافی به نظر رسیده و این پرسش مطرح شده است: در لحظه بحران چه کسی حق تصمیمگیری نهایی دارد؟🔹 این مسئله را میتوان در چهار پرسش اساسی خلاصه کرد:آیا اعتبار قانون از رأی مردم و نمایندگی سیاسی ناشی میشود؟آیا اقتدار دینی، فقه و ولایت میتوانند منشأ مشروعیت سیاسی باشند؟آیا فرمان شاه یا حاکم در شرایط بحرانی بر قانون تقدم دارد؟چه کسی میتواند وضعیت عادی را پایانیافته اعلام کند و قانون را موقتاً کنار بگذارد؟🔹 یکی از مشهورترین گزارههای اشمیت این است: «حاکم کسی است که درباره وضعیت استثنایی تصمیم میگیرد.» منظور این است که حاکم واقعی را نه صرفاً از روی عنوان رسمی، بلکه باید در لحظه بحران شناخت؛ یعنی زمانی که یک فرد یا نهاد میتواند قانون عادی را معلق کند و تصمیم نهایی را بگیرد.🔹 این مفهوم برای فهم مسئله «حاکمیت دوگانه» در جمهوری اسلامی اهمیت فراوانی دارد. رئیسجمهور از رأی مردم مشروعیت میگیرد، اما در لحظات بحرانی تصمیم نهایی الزاماً در اختیار او نیست. در اینجا این پرسش مطرح میشود که حاکم واقعی کیست: مقام انتخابی یا ولی فقیه که میتواند با حکم حکومتی از قواعد عادی فراتر رود؟🔹 برخی مدافعان ولایت فقیه، آگاهانه یا ناآگاهانه، استدلالی نزدیک به اشمیت ارائه میکنند: جامعه در شرایط عادی با قانون اداره میشود، اما هنگام تهدید و بحران به اقتداری نیاز دارد که بتواند برای حفظ کلیت نظام، قانون را موقتاً تعلیق کند.🔹 مفهوم مهم دیگر اشمیت «الهیات سیاسی» است. اشمیت معتقد بود بسیاری از مفاهیم اساسی دولت مدرن، صورت سکولارشده مفاهیم الهیاتیاند. برای مثال، همانگونه که در الهیات خداوند قادر است در نظم طبیعی مداخله کند، حاکم نیز در سیاست میتواند در لحظه استثنا نظم حقوقی عادی را کنار بگذارد.🔹 این بحث پس از انقلاب برای ایران جذابیت ویژهای پیدا کرد؛ زیرا جمهوری اسلامی از ابتدا با پرسش نسبت میان دین، قانون، حاکمیت و اراده مردم روبهرو بود. آیا قانون اساسی مشروعیت خود را از رأی مردم میگیرد یا از اسلامیبودن انقلاب و اقتدار فقهی ولی فقیه؟🔹 یکی از نمونههای مهم برای بازخوانی اشمیتی تاریخ ایران، دولت محمد مصدق است. لیلا چمنخواه، مترجم برخی آثار اشمیت، مصدق را نمونهای از «حاکم در وضعیت استثنایی» میداند: نخستوزیری قانونی که در میانه بحران نفت، رویارویی با بریتانیا و نزاع با دربار، تصمیم به انحلال مجلس گرفت.🔹 معمولاً درباره این تصمیم پرسیده میشود که آیا مصدق طبق قانون اساسی حق انحلال مجلس را داشت یا این اختیار متعلق به شاه بود. اما از منظر اشمیت، مسئله اصلی چیز دیگری است: در شرایطی که نظم مشروطه وارد بحران شده بود، چه کسی قدرت تصمیمگیری نهایی و تعلیق قواعد عادی را داشت؟👇🏻✅@mellimazzhabi


