این ویدیو درباره خاطرات آشنایی و عشق ناصر ممدوح به همسر مرحومش و دلتنگی برای اوست.🖤ناصر ممدوح در یک برنامه تلویزیونی درباره نحوه آشناییاش با همسرش صحبت میکند و میگوید چگونه با بهانهجویی و رفتن به درب منزلشان با او آشنا شد. 💞💞او توضیح میدهد که ۵۰ سال زندگی مشترک بسیار عاشقانه و پر از محبتی را با هم تجربه کردند. وی با احساسی عمیق اشاره میکند که همسرش مادری فداکار و مدیری توانمند در زندگی بوده است. در نهایت نیز از حس دلتنگی ناگهانی خود پس از فوت همسرش و تصور حضور او در خانه میگوید💔ناصر ممدوح متولد سال ۱۳۲۱ در تهران، دوبلور، صداپیشه برجسته و بازیگر سرشناس ایرانی است. او فعالیت هنری خود را از دهه ۱۳۴۰ در زمینه دوبله آغاز کرد و با صدای خاص، گیرا و فاخرش به یکی از ماندگارترین صداهای ایران تبدیل شد.👌@MER30TV 👈💯
#داستان_شب 📝✨خشم، عشق و ارزش آدمها📝✨▫️مردی مشغول تمیز کردن اتومبیل تازهاش بود؛ ماشینی که برایش ارزش و اهمیت زیادی داشت.پسر ششسالهاش، بیخبر از دنیای بزرگترها و ارزشهای مادی آنان، تکهسنگی از زمین برداشت و با آن چند خط روی بدنهی اتومبیل کشید.▫️مرد، ناگهان از خشم برافروخته شد.آنقدر عصبانی بود که دیگر نه کودک ششسالهاش را میدید و نه معصومیت چهرهاش را. دست پسر را گرفت و چندین بار محکم بر پشت دستهای کوچک او کوبید؛ بیآنکه در هیاهوی خشم متوجه باشد آچاری که در دست گرفته، چیزی بسیار فراتر از یک تنبیه ساده است.خشم، گاهی چنان چشم انسان را میبندد که در چند ثانیه، میتواند چیزی را نابود کند که سالها برای ساختنش زمان لازم بوده است.▫️ در بيمارستان به سبب شكستگی های فراوان انگشت های دست پسر قطع شد .ساعتی بعد، وقتی پسر چشمان غمگین و شکستهی پدر را دید، با همان سادگی و پاکی کودکانه پرسید:«بابا... انگشتهای من کی دوباره درمیاد؟»پدر هیچ پاسخی نداشت.بعضی سؤالها را نمیتوان با کلمات پاسخ داد؛ چون پاسخشان چیزی جز حسرت و پشیمانی نیست.▫️مرد، به سمت اتومبیلش برگشت. با پا چندین بار به آن کوبید و سرانجام خسته و درمانده، روبهروی ماشین نشست.نگاهش به خطوطی افتاد که پسرش با آن سنگ روی بدنه کشیده بود.این بار دیگر آن خطوط برایش خراش روی یک اتومبیل نبودند؛آنها زخمهایی بودند که بر روح خودش حک شده بودند.با دستانی لرزان، به نوشتهی کودک خیره شد.پسر نوشته بود:«دوستت دارم، پدر.»🥀💔▫️مرد فهمید که تمام آن چیزی را که دوست داشت، به خاطر چیزی که فقط «داشت»، در آستانهی از دست دادن چیزی قرار داده که باید «دوست میداشت».او اتومبیل را میتوانست تعمیر کند؛اما دستهای پسرش را نه.میتوانست بدنهی ماشین را رنگ کند؛اما نمیتوانست خاطرهی آن چند لحظهی تلخ را از ذهن خود پاک کند.و این شاید یکی از تلخترین حقیقتهای زندگی باشد:🔸گاهی انسان، در لحظهای کوتاه،برای حفظ یک شیء،چیزی را نابود میکند که تمام عمرحسرت بازگشتش را خواهدخورد.🔸▫️خشم، تنها چند ثانیه دوام میآورد؛اما گاهی بهایش یک عمر پشیمانی است.اشیاء برای استفاده شدناند،و انسانها برای دوست داشته شدن.اما ما گاهی جای این دو را عوض میکنیم؛برای اشیاء دل میسوزانیم و برای آدمها خشم میریزیم،برای خط و خش روی ماشین نگران میشویم،اما خط و خشهایی را که با کلماتورفتارمان بر قلب عزیزانمان میاندازیم، نمیبینیم.@MER30TV 👈💯
این تکنیک بهت کمک میکنه عشق رو تو زندگیت بیشتر کنی🤞همه ما دوست داریم زندگیمون پر از ارامش و حال خوب باشه ولی راهشو بلد نیستیم🤔👈اینجا هر روز یه نکته یادمیگیری که روز به روز کیفیت زندگیت رو بیشتر کنی🌱........#همسرانه@MER30TV 👈💯