#داستان_شب ☯️ فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. 🎨استاد به او گ…
انتشار: 2026/08/20 18:34 UTCدریافت: 2026/08/21 00:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 00:40 UTC
#داستان_شب ☯️ فردی چندین سال شاگرد نقاش بزرگی بود و تمامی فنون و هنر نقاشی را آموخت. 🎨استاد به او گفت که دیگر شما استاد شدهاید و من چیزی ندارم که به تو بیاموزم. 🧘♂️شاگرد فکری به سرش رسید،یک نقاشی فوقالعاده کشید و آن را در میدان شهر قرار داد،مقداری رنگ و قلمی در کنار آن گذاشت و از رهگذران خواهش کرد اگر هرجایی ایرادی میبینند یک علامت × بزنند. ✍️❌غروب که برگشت دید که تمامی تابلو علامت خورده است و بسیار ناراحت و افسرده به استاد خود مراجعه کرد. 😔استاد به او گفت: آیا میتوانی عین همان نقاشی را برایم بکشی؟شاگرد نیز چنان کرد و استاد آن نقاشی را در همان میدان شهر قرار داد. ولی این بار رنگ و قلم را قرار داد و متنی که در کنار تابلو قرار داد این بود که:"اگر جایی از نقاشی ایراد دارد با این رنگ و قلم اصلاح بفرمایید" 🖌✨غروب برگشتند دیدند تابلو دستنخورده ماند.استاد به شاگرد گفت:"همه انسانها قدرت انتقاد دارند ولی جرأت اصلاح نه..." 💭@MER30TV 👈💯