جانان🎶🎵حمید هیراد🎶🎵#موسیقی@MER30TV 👈💯
انتشار: 2026/08/22 05:32 UTCدریافت: 2026/08/22 09:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 09:10 UTC
پستهای تلگرام — مرسی تی وی🌿🌺
شب که میشه آدم یاد همه کسایی میفته که دوستشون دارهولی بهشون نگفتهامشب بگو، فردا دیر نشهشب بخیر💫✨💫@MER30TV 👈💯
#قسمت_دویست_و_هفتاد_و_نهم #شاهنامه_خوانی_به_نثر ▪️آغاز جلد سوم▫️قسمت اول: از داستان بیژن و منیژه تا پایان جنگ دوازده رخ▫️داستان بیژن و منیژه▪️دادخواهی ارمانیان از خسروبه نام خداوند گردان سپهرخداوند تیر و خداوند مهرچو کیخسرو آمد به کین خواستنجهان ساز نو ساخت آراستنز توران زمین گم شد آن تخت و گاهبیامد به خورشید بر، تخت شاهبپیوست با شاه ایران سپهربر آزادگان بر، بگسترد مهرزمانه چنان شد که بود از نخستبه آب وفا روی خسرو بشستبه جویی که بگذشت یک روز آبنسازد خردمند ازو جای خوابز گیتی دو بهره برو گشت راستکه کین سیاوش همی باز خواستبه بگماز بنشست یک روز شادز گردان لشکر همی کرد یادبه دیبا، بیاراسته گاه شاهنهاده به سر بر، زگوهر کلاهیکی جام یاقوت پر می به چنگدل و گوش داده بر آوای چنگبه رامش نشسته بزرگان به همفریبرز کاووس با گستهمچو گودرز کشواد و فرهاد و گیوچو گرگین میلاد و شاپور نیوشه نوذر آن توس لشکر شکنچو رهام و چون بیژن رزم زنهمه باده ی خسروانی به دستهمه پهلوانان خسرو پرستمی اندر قدح چون عقیق یمنبه پیش اندرون لاله و نسترنپریچهرگان پیش خسرو بپایسر زلفشان بر سمن مشک سایهمه بزمگه پر ز رنگ و نگارکمر بسته در پیش سالار باردر همین موقع حاجبی وارد شد و نزد سالار بار رفت و گفت: "ارمانیان از مرز ایران و توران بر در بارگاه ایستاده اند و به دادخواهی آمده، بار می خواهند." وقتی سالار بار چنین شنید با شتاب وارد بارگاه خسرو شد و آنچه شنیده بود، گفت و اجازه گرفت و ارمانیان را آن چنان که سزاوار بود، وارد بارگاه کرد. همه با زاری و گریان و دادخواه با اجازه ی شاه وارد شدند و دست و روی برزمین گذاشتند و گفتند: "ای شاه! پیروز و جاوید زندگی کن که زندگی جاوید سزاوار توست. از سرزمین دوری به دادخواهی آمدیم که ایران در یک طرف و توران زمین در طرف دیگرش است. نام آنجا ارمان است و ما از ارمانیان برای شاه پیام آوردیم. شاه همیشه تا ابد زندگی کند و در هر سرزمین بر بدان دست یابد. تو پادشاه هفت کشور هستی و هر بلایی که بر هر شهری برسد، تو یار آنها خواهی بود. مرز توران در شهر ماست و همیشه از تورانیان برما بلا می رسد. طرف ایران زمین بیشه ای بود که ما همیشه به فکر آن بیشه بودیم. چه قدر در آن بیشه کشت و کار کردیم تا درخت هایی همه میوه دار برآورد. آنجا چراگاه و بنیاد ما بود. ای شاه ایران زمین! داد ما را بده. حال گرازان بی شماری به آنجا آمده، بیشه و جویبارش را تسخیر کرده اند. دندان های آنها مانند عاج پیل و همه کوه پیکرند و شهر ارمان از دست آنها به ستوه آمده است. آنها بر چارپایان و کشتزارهای ما بسیار زیان می رسانند. درختانی را که ما کِشته بودیم، با دندان هایشان به دو نیم کرده اند. سنگ سخت بر دندان های آنها کارگر نیست. گویی به یک باره بخت از ما برگشته است."وقتی کیخسرو حرف های مردم دادخواه را شنید، از غصه برخود پیچید. آنها را با دلی دردمند نواخت و به پهلوانان سرافراز خود گفت: "ای نامداران و پهلوانان من! چه کسی در این میان طالب نام است؟ به آن بیشه برود و با نام آوری بجنگد و سر آن گرازها را با شمشیر ببرد که در آن صورت من از بخشیدن گنج و گوهر به او دریغ نمی کنم."برگردان به نثر: #سیدعلی_شاهری@MER30TV 👈💯
#قصه_کودکانه هر شب ساعت 20:30 یک قصه جذاب و آموزندهبرای کودکان دلبند شما🥰در کانال مرسی تی وی😊🌸🍃@MER30TV 👈💯
💠در حقوقِ حاکم بر روابطِ کلان، «صمیمیت» گرانترین و پرریسکترین متغیر است.💠برخلاف تصورِ عموم، خطرناکترین ضربهها نه از سوی «دشمنِ هوشمند»، بلکه از جانبِ «خودیِ غیرقابلتحلیل» وارد میشود. چرا که در برابر یک « غریبه »، تمامِ سنگرها بنا شده و دیدهبانها بیدارند؛ اما در برابرِ «آشنا»، ما آگاهانه سلاحِ احتیاط را زمین میگذاریم.💠بسیاری از شکستها، نه حاصلِ « قدرتِ » طرف مقابل، بلکه نتیجهٔ « اعتمادِ » بیمحابای ماست.آنجا که باید تضمین میگرفتید، تعارف کردید.آنجا که باید مکتوب میکردید، به اعتبارِ رابطه سکوت کردید.💠و همانجا، نقطهٔ آسیب شکل گرفت.قانون برای غریبهها ساخته نشده؛ قانون را برای مهارِ کسانی نوشتهاند که بیش از حد به شما نزدیک شدهاند .💠باید بپذیریم که در هر مراوده مالی یا تجاری، هر چقدر دایره پیوندها نزدیکتر باشد، نیاز به «دقتِ ریاضیاتی» در مکتوباتِ حقوقی بیشتر است.💠تأکید می کنم ؛ قانون دقیقاً برای مهارِ زیادهخواهیهای احتمالیِ کسانی است که ما خود به آنها «اعتبار» دادهایم.@MER30TV 👈💯