#یاعبدالله_بن_الحسن(ع)🏴در رگ رگش نشانهی خوی کریم بوداو وارث کمال پدر از قدیم بوددست عمو به گیسوی ا…
انتشار: 2026/06/19 20:00 UTC
#یاعبدالله_بن_الحسن(ع)🏴در رگ رگش نشانهی خوی کریم بوداو وارث کمال پدر از قدیم بوددست عمو به گیسوی او چون نسیم بوداین کودک شهید که گفته یتیم بود؟وقتی حسین سایهی بالای سر شودکو آن دل یتیم که تنگ پدر شود؟در لحظههای پر طپش نوجوانیاشبا آن دل کبوتری و آسمانیاشبا حکم عمّه، عمّهی قامت کمانیاشبر تل زینبیه بود پی دیده بانیاشاخبار را به محضر عمّه رسانده استدور عمو به غیر غریبی نمانده استخورشید را به دیده شفقگونه دید و رفتاز دست ماه، دست خودش را کشید و رفتاز خیمهها کبوتر عاشق پرید و رفتتا قتلگاه مثل غزالی دوید و رفتمیرفت پا برهنه در آن صحنهی جدالمیگفت: عمّه! جانِ عمو کن مرا حلالدارد به قتلگاه سرازیر میشودمبهوت تیر و نیزه و شمشیر میشودکم کم خمیده میشود و پیر میشودیک آن تعلّلی بکند دیر میشوددر موج خون حقیقت دریا نشسته استدورش تمام نیزه و تیر شکسته است::دستش برید و گفت: که ای وای مادرمرنگش پرید و گفت: که ای وای مادرمدر خون طپید و گفت: که ای وای مادرمآهی کشید و گفت: که ای وای مادرموقتی که ضربه آمد و بر استخوان نشستدر عرش قلب فاطمه چون پهلویش شکستخونش حنا به روی عمویش کشیده استاز عرش، آفرینِ پدر را شنیده استمشغول ذکر بانوی قامت خمیده استتیری تمام قد به گلویش رسیده استتیری که طرح حنجرهاش را بهم زدهآتش به جان مضطر اهل حرم زدهیعقوب را بگو که دو تا یوسفش به چاهماندند در میانهی گرگان یک سپاهفریاد مادرانهای آید که: آه، آهدارد صدای اسب میآید ز قتلگاهده اسب نعل خورده و سنگین تن آمدندارواح انبیا همه با شیون آمدند#محسن_عرب_خالقی@Meygunghasrebehesht

