توی کتاب فارسی کلاس چهارم، یک پسری بود که انگشتش رو گذاشته بود توی سوراخ سد تا سد خراب نشه. "پطروس"…
انتشار: 2026/06/20 21:56 UTC
توی کتاب فارسی کلاس چهارم، یک پسری بود که انگشتش رو گذاشته بود توی سوراخ سد تا سد خراب نشه. "پطروس"قهرمانی که با اسم و خاطره اش بزرگ شدیم توی کتاب، عکسی از پطروسِ قهرمان نبود و هیچ وقت تصویرش را ندیدیم. هر کدام از ما یک تصویری از او را در ذهن و دلمان حک و الگو و نمادش کرده بودیم!سالها بعد فهمیدیم که اسم واقعی پطروس٬ هانس بوده. تازه هانس هم یک شخصیت تخیلی بوده که یک نویسنده آمریکایی به نام "مری میپ داچ" آن را خلق کرده است!بعدها، هلندیها از این قهرمان خیالی که خودشان هم نمی شناختنش، یک مجسمه ساختند. هلندیهایی که خبر نداشتند که ما، بچه های چند نسل ایران، با خاطره پطروس بزرگ شدیم !شاید آن وقتها اگر می فهمیدیم که پطروسی در کار نبوده، ناراحت می شدیم اما همان روزها٬ سرزمین من پر از قهرمان بود و پر از قهرمان شد. قهرمانهایی که هم اسمهاشون واقعی بود و هم داستانهاشون:شهید ابراهیم هادی: جوانی که با لب تشنه و تا آخرین نفس توی کانال کمیل ماند و برای همیشه ستاره آنجا شد؛ کسی که پوست و گوشتش، بخشی از خاک کانال کمیل شد!شهید حسین فهمیده: نوجوان سیزده ساله ای که با نارنجک، زیر تانک رفت و تکه تکه شد!شهید حاج محمد ابراهیم همت: سرداری که سرش را خمپاره برد!شهیدان علی، مهدی و حمید باکری:سه برادر شهیدی که جنازه هیچکدام به خانه برنگشت!شهید حسن باقری: کسی که صدام برای سرش جایزه گذاشته بود! شهید ابوالقاسم دماوندی کمالی، جوان هجده ساله ای که از تک پزشک جراحش می خواهد که کاری به زخمهای بدن و پای بریده اش نداشته باشد و به درمان دوستش که زخمهای بیشتر و کاری تری بر بدن دارد، بپردازد.اما خود تا برگشتن پزشک جراح جان به جان آفرین تسلیم می کند. شهید مصطفی چمران: دکترای فیزیک پلاسما از دانشگاه برکلی آمریکا، بی ادعا آمد و لباس خاکی پوشید تا اینکه در جبهه دهلاویه به شهادت رسید.شهید.....شهید.....شهید....🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

