از زبان حضرت سجاد علیه السلاممیخواهم از درد صدا امشب بگویماز مقتل نادیده با زینب بگویمدرد مرا زینب…
انتشار: 2026/06/25 16:02 UTC
از زبان حضرت سجاد علیه السلاممیخواهم از درد صدا امشب بگویماز مقتل نادیده با زینب بگویمدرد مرا زینب تو میدانی چه دردی استجان داشتن در اوج بیجانی چه دردی استزینب تو دیدی داغ را من میشنیدممن کربلا را مثل دیدن میشنیدمتا بشنوی این درد را از دردمندیباید که اول چشمهایت را ببندیدرد شنیدن مثل در بستر دویدنهنگام هل من ناصرِ او را شنیدنسخت است از دست تو کاری برنیایدلبیک گویی و صدایت درنیایددرد صدا مثل صدای اذن اکبروقتی به میدان میرود جایت برادروقتی صدا میزد پدر آه ای جوانانهی خواستم برخیزم افتادم به قرآندرد صدا مثل صدای العطشهاوقتی عمویت بین دشمن رفته تنهازینب نمیدانی چه دردی میکشیدممن نالهٔ ادرک اخا را هم شنیدموقتی پدر برگشت با قدی خمیدهوقتی که آمد خیمه با رنگ پریدههرچه شنیدم را در او با چشم دیدمطعم یتیمی را همان لحظه چشیدمبابا وداعم گفت و من در خویش مُردممیگفت زینب را به دست تو سپردمحالا چرا تا آب میبینم نگریم؟وقتی پدر را خواب میبینم نگریم؟گوشم پر است از کربلا و چشمم از شامهرچه شنیدم هرچه دیدم داغ و دشنامکوچه به کوچه خستهی جنگیم زینبما نیز دل داریم و دلتنگیم زینببگذار امشب سر بر این شانه بگرییمشام غریبان را غریبانه بگرییمدرد مرا زینب تو میدانی چه دردی استجان داشتن در اوج بیجانی چه دردی است#انسیه_سادات_هاشمی@meygunghasrebehesht

