ایران صدای خسته ام را بشنو ای ایرانشکوای نای خسته ام را بشنو ای ایرانمن از«دماوند»و«سهندت»قصّه میگ…
انتشار: 2026/07/16 16:30 UTC
ایران صدای خسته ام را بشنو ای ایرانشکوای نای خسته ام را بشنو ای ایرانمن از«دماوند»و«سهندت»قصّه میگویماز کوه های سربلندت قصّه می گویماز رودهایت، اشک های غرقه در خونتاز رود،رود«کرخه»زاری های«کارونت»از«بیستون»کن عاشقانِ تیشه دارانتوآن نقش های بی گزند از باد و بارانتاز دفتر فال و تماشایی که در «شیراز»«حافظ»رقم زد،جاودان در رنگ و در پروازاز«اصفهان»باغ خزان نشناسی از کاشیاز «میر»و از«بهزاد»یعنی خط و نقاشیاز نبض بی مرگ«امیر» وخون جوشانشکه می زند بیرون هنوز از «فین کاشانش» ایران من! آه ای کتاب شور و شیداییهر برگی از تاریخ تو فصلی تماشاییفصلی همه تقدیر سرخ مرزدارانتفصلی همه تصویر سبز سر به دارانتفصل ستون های بلند تخت«جمشیدت»در سر بلندی برده بالاتر ز خورشیدتاز سرخ جامه چون کفن پوشندگان تووز خون دامن گیر «بابک »در رگان تو آواز من هر چند ایرانم! غم انگیز استبا این همه از عشق،از عشق تو لبریز استدیگر چه جای باغ های چون بهشت توای در خزان هم سبز بودن سرنوشت تودر ذهن من ریگ روانت نیز سرسبز استحتا کویرت نیز در پاییز سرسبز استمی دانمت جای به مرداب اوفتادن نیستمی دانمت ایثار هست و ایستادن نیستگاهیت اگر غمگین اگر نومید می بینیمناچار ما هم با تو نومیدیم و غمگینیمبا این همه خونی که از آیینه ات جاری استرودی که از زخم عمیق سینه ات جاری استمی شوید از دل های ما زنگار غم ها راهمراه تو با خود به دریا می برد ما را.#حسین منزوى

