شرمندهام که همت آهو نداشتم شصت و سه سال راه به این سو نداشتم اقرار میکنم که من – این های و هوی گن…
انتشار: 2026/08/12 21:10 UTCدریافت: 2026/08/13 07:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 07:25 UTC
شرمندهام که همت آهو نداشتم شصت و سه سال راه به این سو نداشتم اقرار میکنم که من – این های و هوی گنگ- ها داشتم همیشه ولی هو نداشتم جسمی معطر از نفسی گاه داشتم روحی به هیچ رایحه خوشبو نداشتم فانوس بخت گمشدگان همیشهام حتی برای دیدن خود سو نداشتم وایا به من که با همهی هم زبانیام در خانواده نیز دعاگو نداشتم شعرم صراحتیست دلآزار، راستش راهی به این زمانهی نه تو نداشتم نیشم همیشه بیشتر از نوش بوده است باور نمیکنید که کندو نداشتم؟! میشد که بندگی کنم و زندگی کنم اما من اعتقاد به تابو نداشتم آقا شما که از همهکس باخبرترید من جز سری نهاده به زانو نداشتم خوانده و یا نخوانده به پابوس آمدم؟ دیگر سوال دیگری از او نداشتممحمد علی بهمنی @meygunghasrebehesht
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — میگون قصر بهشت
پنجشنبه است و ياد درگذشتگان🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ التماس دعا پنجشنبه و یادی از اموات، پدران و مادران آسمانی و شهدای والامقام با فرستادن فاتحه و صلواتیاد عزیزان را گرامی می داریم .خدایا عزیزان مارا قرین رحمت خود قرار ده روحشان شاد و یادشان گرامی@meygunghasrebehesht
گـــــر برود جـــــــان ما در طلب وصل دوســتحیف نباشد که دوست دوست تر از جان ماستسعدی💠 @meygunghasrebehesht
خدایا مرا از من آزاد کنضمیرم به عشق خود آباد کنسرم را به یاد خودت زنده کنروان مرا منبع یاد کنبه روی خودت باز کن دیدهامدلم را به نظارهات شاد کنخرابم کن از مستی و بیخودیوجودم به ویرانی آباد کنبه فردوس اعلام راهی نمابه علم لَدُنیم ارشاد کندرونم به اسرار معمور داربرونم به طاعات آباد کنز شیطان و نفسم پناهی بدهز جور اعادیم آزاد کنبس اندوه و غم بر سر هم نشستگشادی بده، سینه را شاد کنبُود فیض در بند خود تا به کی؟!خدایا دلی از من آزاد کنفیض کاشانی @meygunghasrebehesht 🌸🍂🌸🍃🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨🍃🍂🌸🍃🍂🌸✨
در سفر عاشقی، هر که سبکبارتر قافله عشق را قافله سالارتر گر به تولای دوست، جان بفشانی نکوست هدیه به جانان رواست، هر چه سزاوارتر هر که به طوفان عشق، سینه به دریا زند گوهر اسرار را هست خریدارتر بر در دل حلقه زدن، پاسخ جانان شنو رمز ولا را مگوی جز به نگهدارتر«استاد حمید سبزواری» @meygunghasrebehesht
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۹ امرداد زادروز هوشنگ چالنگی( زاده ۲۹ امرداد ۱۳۲۰ مسجدسلیمان ) شاعرهوشنگ چالنگی " برادر جمشید چالنگی" در کنار شاعرانی چون احمدرضا احمدی، بهرام اردبیلی، مجید فروتن، پرویز اسلامپور و بیژن الهی «شعر موج نو» و در ادامه آن «شعر دیگر» را پایهگذاری کردند.وی بهمدت ۳۰ سال در آموزش و پرورش مسجدسلیمان مشغول تدریس بود ونخستین بار توسط «احمد شاملو» در مجله خوشه بهجامعه ادبی ایران معرفی شد، اما پس از تقابل با شعر شاملو بهجرگه شعر دیگر پیوست و این باعث شد شعر او دچار تغییرات نحوی زبان شده و تمامیت معماری آن را تحت تأثیر قرار دهد.دوران تحولات اجتماعی جامعه ایران در دهه ۱۳۶۰ شعر او را نیز تحت تأثیر قرار داد و او را بهسکوت کشاند و در آن دوره نسبت به دوران جوانیاش کار خاصی ننوشت.در شعرهای او نوعی معماری تصویری وجود دارد که معنا را در متن شعرها بهتعویق میاندازد و باعث از بین رفتن مشخصههای تکمعنایی واژگان میشود.این نوع رفتارهای شعری را بیشتر در آثار یداله رؤیایی و بهرام اردبیلی شاهد بودهایم.چالنگی در مورد رابطه مدرنیسم و شعر معتقد است شیوه شعر طوری است که مدرنیسم مورد علاقه ما شاید در آن اتفاق نیفتد و در لایههای درونی شعر حضور کلی پیدا نکند.وی در مورد شعر دیگر معتقد است شعر ناب یعنی مردم کشورش و معتقد است مخاطبان شعر در بهترین نقطه شناسایی شعر قرار دارند و در این میان مخاطب متبحر و باهوش میتواند در تعیین تکلیف وضعیت شعر حضور تأثیرگذار داشته باشد.چالنگی اشرافیت فرهنگی - فلسفی را در شعر محکوم میکند و معتقد است: «اگر شعر فقط یک تأویل فلسفی داشته باشد، نمیتواند موجودیت پیدا کند.»آثار:هوشنگ چالنگی که از اعضای اصلی حلقه شعر دیگر بود، در دهه ۱۳۴۰ کارهای خود را در قالب دوجلد کتاب «شعر دیگر» همراه دیگر شاعران این گروه منتشر کرد. وی پیش از انقلاب برای انتشار هیچ کتابی اقدام نکرد و انتشار کتابی مستقل از خود را، تا چهل سال پس از سرودن مشهورترین شعرهایش، یعنی تا سال ۱۳۸۳ که «زنگوله تنبل» به چاپ رسید، عقب انداخت. این کتاب در نشر سالی بهچاپ رسید.پس از این کتاب، کتاب آبی ملحوظ را در سال ۱۳۸۷ با همان ناشر منتشر کرد. این کتاب نخستین بار در سال ۱۳۸۴ مجوز نشر را دریافت کرده بود اما با تأخیری سهساله و با اضافه شدن شعرهایی به آن در چند مرحله بهچاپ رسید. یک کتاب دیگر وی نیز که تاکنون در بازار نشر دیده نشده و به احتمال بسیار زیاد اصولاً به چاپ نرسیده، با عنوان «نزدیک با ستاره مهجور»، در سال ۱۳۸۱ از سوی انتشارات صمد اهواز تا مرحله فهرستنویسی پیش رفتهاست. همچنین نشر سالی، در سال ۱۳۸۰، نخستین بار کتابی از چالنگی را با عنوان «آنجا که میایستی» تا مرحله فهرستنویسی پیش برد. به نظر میرسد این کتاب، شکل اولیه همان کتاب «زنگوله تنبل» باشد که سه سال بعد، در سال ۱۳۸۳، با افزودهها و نامی جدید از سوی همین نشر بهچاپ رسید.آنجا که میایستی، تهران: نشر سالی ۱۳۸۰نزدیک با ستاره مهجور، اهواز: انتشارات صمد ۱۳۸۱زنگوله تنبل، تهران: نشر سالی ۱۳۸۳آبی ملحوظ، تهران: نشر سالی ۱۳۸۷گزینهٔ اشعار، تهران: انتشارات مروارید ۱۳۹۱🆔 @bargi_az_tarikh#برگی_از_تقویم_تاریخ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘
☘ ☘ برگی از تقویم تاریخ ☘ ☘۲۹ امرداد سالروز درگذشت محمود طلوعی(زاده ۱ آبان ۱۳۰۹ میانه – درگذشته ۲۹ امرداد ۱۳۹۴ تهران) نویسنده، مترجم، روزنامهنگار و تاریخنگار.طلوعی تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و دوران دبیرستان را در مدرسه دارالفنون سپری کرد. این پژوهشگر تاریخ، مدرک کارشناسیاش را در رشته ادبیات فرانسه از دانشگاه تهران دریافت کرد و همزمان با تحصیل، در مطبوعات آن دوران فعالیت داشت. او ۱۰ سال، سردبیر نشریه «خواندنیها» بود. وی در سال ۱۳۵۰ وارد مجلس شورای ملی شد و پس از انقلاب به حرفه نویسندگی پرداخت.مجله خواندنیها، که دوره انتشارش نزدیک چهار دهه ادامه داشت، از سال ۱۳۲۷ تا سال ۱۳۳۵ زیر نظر علیاصغر امیرانی با سردبیری محمود طلوعی منتشر میشد. او پس از یک دوره ترک موقت، دوباره همکاریاش را با این مجله از سر کار گرفت و تا آذر ۱۳۴۶ به این کار پرداخت.او در رادیو و تلویزیون هم برنامه سیاسی اجرا میکرد و از سال ۱۳۵۰ شخصاً مبادرت به انتشار مجله ماهانهای به نام «مسائل جهان» کرد و چندین سال آن را انتشار داد. او اکثر مطالب مجله را شخصاً تهیه میکرد و به نامهای مستعار درج میکرد. وی در جوانی وارد وزارت فرهنگ شد. مدتی دبیر دبیرستانها بود، بعد شغل اداری گرفت و به وزارت دارایی انتقال یافت. اولین شغل او در وزارت دارایی، مشاور وزیر بود، بعد مدیرکل روابط عمومی آن وزارتخانه شد. او در دوره بیست و سوم قانونگذاری در سال ۱۳۵۰ از طرف حزب ایران نوین کاندیدای شهر میانه شد و به مجلس راه یافت. بعد از خاتمه دوره مجلس، به وزارت دارایی بازگشت و دوباره عنوان مشاور وزیر را گرفت. وی به زبانهای فرانسه و انگلیسی تسلط داشت و به زبانهای عربی و ترکی استانبولی آشنا بود.او در سالهای اخیر بیشتر در آمریکا بهسر میبرد و حضور کمرنگی در مطبوعات ایران داشت و بیشتر مشغول تألیف و ترجمه بود. محمود طلوعی بر اثر تصادف بهشدت مجروح شد و پس از انتقال به بیمارستان در ۸۵ سالگی درگذشت.آثار:فرهنگ جامع سیاسیاز طاووس تا فرح: جای پای زن در مسیر تاریخ معاصر ایرانمصدق در پیشگاه تاریخزن بر سریر قدرتهفت پادشاه (۲ جلد)پدر و پسر؛ ناگفتهها از زندگی و روزگار پهلویهازیبای تنها؛ سرنوشت ثریابازیگران عصر پهلوی از فروغی تا فردوست (۲ جلد)آئینه تاریخحدیث نیک و بداز لنین تا پوتین (ویرایش قدیم با نام از لنین تا گورباچف)خواندنیهای تاریخیداستان انقلابروزی که جهان دگرگون شدآفت جهانیاز تزار تا شاهغول افلیج: سیاست دوگانه آمریکا در ایرانچهرهها و یادهانبرد قدرتها در خلیج فارستاریخ و تصویرغولهای قرنصد روز آخرنامهها و نامهابازنگری تاریخ ایران از عهد باستان تا امروزمعماهای تاریخیخاطرات دو سفیرصدسال - صد چهرهچهره واقعی علمچهره واقعی آمریکازنان نامدارزیبای تنهاخاطرات دو سفیرتهران در آینده زمانراز بزرگپدر و پسرناگفتهها از روزگار پهلویسرنوشت دیکتاتورهانسیم آزادیبهشت خیالی: ایرانی در غربتدو قرن نیرنگترجمه:کاترین کبیر (زویا اولدنبورگ)تمدن درخشان ایرانیان (ماریا بروسیوس)🆔 @bargi_az_tarikh#برگی_از_تقویم_تاریخ☘☘☘☘☘☘☘☘☘☘

