تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کردفارغم از خدمت استاد و جور پیر کردآب حیوان در لب لعل تو و ما خشک…
انتشار: 2026/08/17 21:32 UTCدریافت: 2026/08/18 16:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:45 UTC
تا مرا عشق تو با دیوانگان زنجیر کردفارغم از خدمت استاد و جور پیر کردآب حیوان در لب لعل تو و ما خشک لبحسرت آن لب مرا از جان شیرین سیر کردروز اول بر وصالت دل نمیبایست بستکار چون از دست رفت کی میتوان تدبیر کردمن ندانستم که خونریز است عشقت های هایبهر قتل من قضا دیدی چها تدبیر کردعاقبت صبح وصال دوست رو خواهد نمودگرچه این شام فراق او مرا دلگیر کرددو بدم آید نسیمی آورد بوئی ز دوستاهل دلرا، اهل دل این را چنین تقریر کردیک نشانهای وصالش می رسد هر دم بدلاین نشانها پای دل در حلقهٔ زنجیر کردروز وصل او نیابم جز بآه نیم شبعاشقان را رهنمائی نالهٔ شبگیر کردگفت هان رو مینمایم جان فشان ای فیض نیززین بشارت جان فشاندم من ولی او دیر کردفیض کاشانی @Meygunghasrebehesht

