#حضرت_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام #غزلبه لبِ خشکِ تو انگار که باران می خوردآب میخوردی هِی ظرف به دن…
انتشار: 2026/08/20 02:18 UTCدریافت: 2026/08/20 12:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 12:25 UTC
#حضرت_امام_حسن_عسکری_علیه_السلام #غزلبه لبِ خشکِ تو انگار که باران می خوردآب میخوردی هِی ظرف به دندان می خوردپسرِ کوچک تو مانده چه سازد با توزهر وقتی که بر این سینه سوزان می خوردآه می سوخت از این آه دوتا گونهی اونفست تا که برآن چهرهی گریان می خوردفقط از کنده و زنجیر و فلک خالی بودورنه این حُجرهی پُر درد به زندان می خوردبارها شد که تو پیچیدی و اُفتاد سرتبارها خاک بر این زلف پریشان می خوردپسرت اینطرف و مادرت آنسو افتاددستهاشان به سر از آه حسن جان می خورددیدی از بسترِ خود شام و سَر و آتش راآنهمه زخم که از بام به طفلان می خوردیک به یک با سرِ خود روی زمین می خوردندضربِ شلاق که بر پشت و گریبان می خوردخیره بر چشمِ پدر بود نفهمید که سوختآشتی را که بر آن دخترِ بی جان می خورددخترک زد به لبش گفت که دندانش کوآنقدر سنگ که بر آن لب و دندان می خورد#حسن_لطفی ۹۷/۰۸/۲۴@Meygunghasrebehesht


