💥در ادامه پستِ«شریعتی بر ضد دمکراسی»✍️علی مرادی مراغه ای✅از نوشته قبلی «شریعتی بر ضد دمکراسی» برخ…
انتشار: 2026/06/27 20:25 UTC
💥در ادامه پستِ«شریعتی بر ضد دمکراسی»✍️علی مرادی مراغه ای✅از نوشته قبلی «شریعتی بر ضد دمکراسی» برخی دوستداران ایشان ناراحت شده بودند.در آنجا نوشته ام:«یک جامعه دمکراتیک ذاتش بر تکثر استواره، اما شریعتی با تبلیغ جامعه توحیدی و امتی یکدست و دارای یک فکر و یک اندیشه واحد...در تضاد با جامعه دمکراسی قرار دارد.یک شهروند در نظام دمکراتیک، اساسش بر فردیت است اما انسانِ ایده آل شریعتی، مومنی مطیع، ذوب در امامت و رهبر و ضد دمکراسی است..."♦️متاسفانه هم فضای تلگرام محدوده و هم فرصتِ تشریح بیشترِ موضوع را نداشتم.لذا اینجا بیشتر میپردازم که چرا او ضد فردیت و دمکراسی بوده:در فضای چپ زده زمان شریعتی، تأكید بر اصالت جمع، گروه و ذوب گشتن در حزب و نفی استقلال فردی تقریباً جزو خصلتهای تمام گروهها اعم از چریكی و غیرچریکی بوده.هر عضو، فردیت خود را فراموش و در پای یک کلیت واحد باید قربانی میکرد، صرافت طبع و ابعاد وجودی افراد کم کم از بین رفته و در حزب و سازمان ذوب میگشتند. چون هرگونه فردیت و چون و چرا در حکم سمی مهلک و تضعیف سازمان بود. پس، حذف تدریجی ویژگیها و سلائق و نظرات فردی به شدیدترین نحو باید صورت میگرفت.آیا جامعه توحیدی و امت یکدست شریعتی غیر از این بوده یعنی انسانها دارای یک فکر، یک اندیشه واحد و نفی فردیت و ذوب در رهبر...؟!جالبه که در خانه های تیمی، چریکها پس از مدتها زندگی، چنان شبیه هم میگشتند که مجالی برای ظهور خصلتهای فردی و چون و چراهای انتقادی باقی نمی گذاشت چون اینها با انگهایی مانند خصلتهاى روشنفكرى، خرده بورژوازی، ضدخلقى، نفی و طرد میشدند! آنها به مرور زمان، شیبه انواع میوه و خوراکیهایی میشدند که پس از مدتها باقی ماندن در یخچال، وقتی بیرون آورده میشوند، دیگر هرکدام از میوه ها رنگ و بوی خاص خودش را نداشت بلکه رنگ و بوی تک تک خود را از دست داده رنگ و بوی مخرج مشترک یعنی سازمان را به خود می گرفتند! البته برای هر سازمانی غیردمکراتیک، چنین فردی مفید بود چون اگر اهل چون و چرا و افکار فردی و فردیت میبود چگونه حاضر میشد مانند یک عضو داعشی خود را منفجر یا سرمایه دار فاتح را بکشد یا رفیق زخمی اش را که امکان افتادن بدست دشمن میرفته...؟!♦️انسان ایرانی از تاریخ و فرهنگ استبدادی برمی آید که فاقد هرگونه فردیت بوده و هیچوقت مجال نشو و نما و استقلال نیافته، همیشه توسط خداوندان قدرت سركوب و منكوب میشده و در جمع و قبیله مستحیل می گشته. چنین زیستی اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، تقلیدی را موجب شده كه برای اینكه سرِ سبز سلامت باشد، این اصطلاح را آویزه گوشش می کرده:«ره چنان رو كه رهروان رفتهاند»!حالا این انسان ایرانی را با آن گذشته و فرهنگ استبدادی در نظر بگیرید که در عصر و زمانه چپ زده شریعتی، روشنفکرانش نیز بر لگدمال كردن فردیت(تفكر اندیویدوآلیستی) چنان پای میفشردند که حتی گوی سبقت را از خود دستگاه خودكامهی پهلوی میربودند همان دستگاهی که در آستانه انقلاب ۵۷ با ایجاد نظام تك حزبی(رستاخیز) بر نفی و منکوب کردن فردیت به سود تک حزبی رستاخیز تأكید میكرده، كاری كه تمامی حكومتهای خودكامه می کنند! من همیشه به این فکر میکنم که محصولِ مبارزه آن روشنفکران فردیت ستیز با آن حکومت خودکامه ی فردیت ستیز، قرار بوده چه از آب در بیاید؟ً! ♦️اما این تنها مختص شریعتی نبوده، تمامی گروههای چپ لنینیستی، مائوئیستی، چریكی...تفكر اندیویدوالیسم را از مختصات روحیه بورژوازی غربی میدانستند!مثلا تعریف واژه نامه حزب تودهی را بنگرید:«... اندیویدوآلیسم پایه فلسفی سرمایهداری است و بر این پایه، سودجویی و خودپسندی توجیه میگردد... باید با این شیوه فكر و طرز عمل، پیوسته و به موقع مبارزه شود»!در آن فضای چپ زده، هم شریعتی و هم تمامی چپها ندیدند که فردیت نه سودجویی و خوپسندی بلکه، پایه حقوق فرد و آزادی فردی است. ندیدند همرنگی و ذوب در جمع، از بوی مشئوم كلكتویسم و اصالتِ جمعِ خودكامگیِ استالینیستی برمی آید.ندیدند که در مبارزه با آن خودکامه فردیت ستیز، بدون فردیت نمیتوان از حقوق فردی و از آزادیهای فردی سخنگفت!ندیدند که آن فردیت از یادگارهای درخشان عصر روشنگری اروپاست.ندیدند وقتی كانت تأكید میكند: «جرئت دانستنداشته باش»! تأكید بر اهمیت استقلال فكری و خرد فردی دارد. یا وقتی دكارت هستی را بر بنیاد «من میاندیشم، پس هستم» میگذارد یعنی تأكید بر فردیت، نواندیشی و شجاعت فكری در مقابل مفاهیم موهوم مدرسههای وابسته به كلیسا و اسكولاستیك می نهد.ندیدند كه تأكید بر فردیت، مقدمه «فرد مدرن»، «خرد مدرن» و یعنی انتخاب سبک زندگی بدست خود فرد می باشد...◀️فیلمی بهتر از فیلم زیر پیدا نکردم:@meyguon

