تو یک قدم بردار چند وقت پیش، سر نیایش منتظر تاکسی بودم. پس از چند دقیقه انتظار، سوار شدم. چند متر…
انتشار: 2026/07/09 11:09 UTC
تو یک قدم بردار چند وقت پیش، سر نیایش منتظر تاکسی بودم. پس از چند دقیقه انتظار، سوار شدم. چند متر جلوتر آقا پسر جوانی هم گفت جنوب رانندە گفت کجا؟ آقا پسر گفت: ترمینال جنوب راننده گفت: از اینجا نمیبرند باید بیایی سر نیایش، ولیعصر از اونجا بری.و ایشون هم سوار شدند. من اعتراض کردم که چرا بە خاطر کرایەی خودتون این آقا رو دور می کنیدایشون باید یا آریاشهر بروند یا از آزادی .سر این عمل ناجوانمردانهی راننده، من پیادە شدم و گفتم با آدم بی وجدان نمیام. اون آقا پسر جوان هم پیادە شدند. وقتی پرسیدم کە از کدام شهرستان اومدین گفتند از اراک و من راهنمایشون کردم کە از کجا بروند.رانندە سر این موضوع کە من نذاشتم یە غڕیبه رو این مدلی با نامردی سوار کنە، سرش رو از پنجرە بیرون آوردە و منو فحش داد.راستش اولش خیلی ناراحت شدم.ولی یه کم که به خودم اومدم از اینکه نذاشته بودم ناحقی در حق یە هم وطن بشە و بیتفاوت نبودم، خوشحال بودم . در طول روز بارها در بحثهامون از رواج دروغگویی، کلاهبرداری، چاپلوسی و خیانت در جامعه مینالیم و خودمان را در بیرون این دایره تصور میکنیم.سوال مهم اینه؛کدام یک از ما مثل این خانم محترم _که در مقابل یک بی شعوری بی تفاوت نبودند_ در برابر چنین رخدادهایی احساس مسئولیت می کنیم؟بعضی هامون راحت چشممان را میبندیم و رد میشیمبعضی ها سری تکان میدیم و بعد فراموش میکنیمبعضی ها میگذریم اما عذاب وجدان داریم و افسوس میخوریم که چرا بی تفاوت بودیماما بی شک آنان که بی تفاوت نیستند و قدمی مثبت برمیدارند، جامعه را خواهند ساخت.تو یک قدم بردارUnknown@meyguon
