برگی از «قاجارپرستان و قاجارستیزان»✍️علی مرادی مراغه ای✅برخلاف رسانه ها و تاریخنگاری پهلوی از قاج…
انتشار: 2026/08/09 20:25 UTCدریافت: 2026/08/10 05:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 05:55 UTC
برگی از «قاجارپرستان و قاجارستیزان»✍️علی مرادی مراغه ای✅برخلاف رسانه ها و تاریخنگاری پهلوی از قاجاریه، در این نوشته به گوشه ای از محبوبیت ناصرالدین شاه می پردازم تا بدانید که: تاریخ ایران را باید از نو نوشت و خواند!پس از ترور ناصرالدین شاه، نظم و ثبات بکلی از ایران رخت بربست و مردم به دورانش حسرت می خوردند و شاه شهید نامیدند. مانند بسیاری از قتلهای سیاسی، قتل او پیچیده است میرزا رضا کرمانی تنها شلیک کننده بود اما پشت آن دستهای زیادی بود حتی دستهای انگلستان و خلافت عثمانی... آن روز که در جشن پنجاهمین سال سلطنتش، تصمیم گرفت بدون قرق به زیارت شاه عبدالعظیم برود، بلافاصله جاسوسی از درون حرمش، این خبر را در نامه ای به علی اکبر حکیمی که در آن نزدیکی ساعت سازی داشت رساند و او نامه را به تیم ترور و یحیی دولت آبادی آنرا بدست میرزا رضا کرمانی داد و الی آخر...اما برگردم به موضوع اصلی:عنوان شهید را مردم دادند و در مرگش تهران یکپارچه در ماتم شد، عبدالله مستوفى نويسد:«اگر در بستر بيمارى مىمرد خيلى طرف اسف و افسوس واقع نمىشد، به واسطۀ خوردن اين تير، آن هم در حال زيارت در حرم و از همه مهمتر در جشن سال پنجاهم سلطنت اش... وجاهت زيادى پيدا كرد...تمام طبقات مردم براى او ترحيم كردند...»(شرح زندگانی من، ج ۲،ص ۸)شاعران شعرها سرودند و در ذيل تاريخ شهادتش سرودند: خـلـوتـى تـاريـخ قتل شاه را زد اين رقم «شد شهيد كين اعدا چون على شاه جهان»دوبيتى های حاجى صدرالسلطنه(حاجى واشنگتن) زبانزد مردم شد:آن ميرزا رضاى قد كوتولهزد شـاه شـهـيد را گلوله حتی شعرى از شاه نعمت الله آوردند که قرنها پیش، ترورش را پیش بینی کرده بود!روز جـمعه ز ماه ذيقعدهسرش اندر كنار مىبينم افضل التواریخ می نویسد:تمام شهر از ميدان توپخانه تا حضرت عبدالعظيم، كه يك فرسنگ و نيم راه است، در دو طرف خيابان و كوچهها و بالاى بامها و بالاخانهها و غرفهها و روزنهها، ... مردم بدون استثنا، به حالت گريه و اندوه بودند بعضى به سر و سينه مىزدند چنان هنگامهيى كه سنگ جماد به حالت ناله و فرياد مىآمد. در اين چندين سال عمر، چنين شورش و عزادارى ديده نشده بود: محشرى عظيم و قيامتى كبرا برپا بود. آن روز، تعجبها كردم كه مردم چقدر با وفا و شاه پرستند... اگر از ترس ملامت نبود، شايد بعضى خود را هلاك مىكردند».(افضل التواریخ، ص ۶۸) البته بر طبق نوشته عبدالحسین سپهر، حتی برخی از این واقعه از شدت غم خودکشی کردند!«چون خبر شاه شهيد به خراسان رسيد، در صحن مطهر بناى عزادارى نمودند. حسين نام پسر كربلايى حسن ضرابى، از تأسف اين واقعه، حالتش ديگرگون شد و به بام نقارخانه برآمد و از بىاعتبارى دنيا سخن گفت و خود را به زير انداخت و استخوان پهلويش بشكست و بعد از چند ساعت رحلت كرده او را در آستانۀ مقدسه دفن كردند».(مرآت الوقایع مظفری، ج۱، ص۲۵)رضاشاه که همواره در فکر نابودی آثار قاجاریه بود یکی از دغدغه هایش هم محبوبیت ناصرالدین شاه و زیارت قبر او از سوی مردم بود حاج حسن اقاملك در مجله خواندنیها در خاطراتش آورده: «رضاشاه به آیرم رئیس نظمیه می گوید شنیده ام که خیلی از مردم در شاه عبدالعظیم به فاتحه خوانی قبر ناصرالدین شاه میروند کاری کنید که کسی نرود. آیرم آن شب منزل حاج حسن اقاملك مهمان بوده...حاج حسن آقاملک می بیند که سرلشکر آیرم خیلی در فکرست، می پرسد چرا فکر میکنید؟! آیرم میگوید شاه امروز به من فرمودند که مردم خیلی به فاتحه خوانی ناصرالدین شاه میروند. حاج حسن آقا می گوید اگر چیزی به من بدهی من چاره اش را می گویم. پس از اصرار زیاد می گوید اگر رضاشاه را پهلوی قبر ناصرالدین شاه خاک کنی دیگر هیچکس به فاتحه خوانی قبر ناصرالدین شاه نخواهد رفت...!»البته کاری که رضاشاه، آیرم یا حاج حسن آقا ملک با تدبیرش نتوانست انجام دهد، سرانجام حاج آقا خلخالی یک تنه با بولدوزر و بیل مکانیکی انجام داد! هم مقبره ناصرالدین شاه و هم رضاشاه را یکجا محو کرد و پس از نابودی هم در خاطراتش نوشت:«مردم ساده لوح پس از زیارت حضرت عبدالعظیم، بر مقبره ناصرالدین شاه هم فاتحه میخواندند دستور دادیم که سنگ قبرش را بکَنند تا اثری از مقبره او نمانده باشد...»!این سنگ قبر ناصرالدین شاه با حجاری استاد حسین نجار در نوع خود شکاهکاری بوده که پس از تخریب قبرش، یک نفر آنرا 200هزار تومان خریده میخواسته از کشور خارج کند اما خوشبختانه گرفتند و به کاخ گلستان برگرداندند...تاریخِ این کشور را حتی می توان از تاریخ و سرگذشت قبرها و قبرستانهایش نوشت!❇️آنچه آمد برگی بود از کتابِ دستنوشته و منتشر نشده اینجانب: «قاجارپرستان و قاجارستیزان»@meyguon◀️تکه فیلمی از سنگ قبر ناصرالدین شاه:

