دختر جوان که در ساحل بابلسر سوار اسب شده بود بعد از رم کردن اسب به سرعت و به طرز وحشتناکی به طرف پارکینگهای ماشین کشیده شد و بعد از برخورد با چند ماشین روی زمین افتاد و به شدت آسیب دید. شانس آورده که زنده موندهبعد از غرق شدن تو دریا فوبیا جدید رم کردن اسبهای ساحلی هم اضافه شد@meyguon
شعر از #شیخ_بهایی تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه .... ❣#تمنای_وصال قطعه آوازی با صدای دکتر محمد عبدالحسینی (سروش آیینه) @Meyguonاین شعر از مشهورترین سرودههای عرفانی شیخ بهایی است و در منابع بهعنوان یک مُخَمَّس عرفانی آمده است.نکته مهم این است که «تو» در این شعر، معشوق زمینی نیست؛ در خوانش عرفانی، منظور شیخ بهایی خداوند و معشوق حقیقی است. او با زبان عاشقانه و واژههایی مانند «وصال»، «هجران»، «یار»، «دیدار» و «خانه» رابطه انسان با خدا را بیان میکند.مثلاً وقتی میگوید:«تا کی به تمنای وصال تو یگانهاشکم شود از هر مژه چون سیل روانه»یعنی:تا چه زمانی در آرزوی رسیدن به آن معشوق یگانه باشم و از دوری او اشک بریزم؟و در ادامه، مفهوم شعر کاملاً روشنتر میشود:«هر در که زنم، صاحب آن خانه تویی توهر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تو»یعنی هرجا که انسان به دنبال خدا بگردد، نشانه و حضور او را مییابد.حتی از مسجد و صومعه و میکده و دیر سخن میگوید تا بگوید حقیقت خداوند محدود به یک مکان و شکل خاص نیست:«مقصود من از کعبه و بتخانه تویی تومقصود تویی، کعبه و بتخانه بهانه»این قسمت شاید مهمترین پیام شعر باشد: مقصود، خودِ حقیقت الهی است و مکانها و صورتهای ظاهری تنها بهانهای برای رسیدن به اویند. و در پایان، شیخ بهایی حتی خودش را «بیچاره» و گناهکار میخواند و امیدش را به رحمت خدا میبندد؛ یعنی شعر از عشق، جستوجوی خدا، فراق، طلب وصال و در نهایت امید به رحمت الهی سخن میگوید. بنابراین اگر بخواهم در یک جمله بگویم شیخ بهایی با چه نگاهی این شعر را سروده است:او عشق انسانی را به زبان گرفته تا از عشق الهی سخن بگوید؛ عاشقی که همهجا در جستوجوی خداست و سرانجام درمییابد که «هر جا که روم، پرتو کاشانه تویی تو».@meyguon
شعر از #شیخ_بهاییتا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود، از هر مژه چون سیل روانه خواهد به سر آید، شب هجران تو یانه ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ....❣#تمنای_وصالقطعه آوازی با صدای دکتر محمد عبدالحسینی (سروش آیینه)@Meyguon
اخلاق باید «تکلیفگرا» باشد یا «نتیجهگرا»؟🔹 اخلاق تکلیفگرا میگوید: کاری را باید انجام دهیم چون درست است؛ حتی اگر پیامد خوبی نداشته باشد.🔸 نمونه: هرگز نباید دروغ بگوییم؛ حتی اگر با دروغ بتوان جان کسی را نجات داد.🔹 اخلاق نتیجهگرا میگوید: درستی یک کار را باید از پیامد آن سنجید؛ کاری اخلاقیتر است که نتیجهای بهتر برای بیشترین شمار مردم داشته باشد.🔸 نمونه: اگر دروغ گفتن بتواند جان انسانی را نجات دهد، دروغ گفتن میتواند کاری اخلاقی باشد؛ زیرا پیامد آن بهتر است.-------------------------"اخلاق وظیفهگرا، یکی از نظریات مطرح شده در اخلاق هنجاری بوده و در پاسخ به این پرسش که "معیار بایدها و نبایدهای اخلاقی چیست؟" شکل گرفته است. این نظریه بر ارتباط وظیفه و اخلاقی بودن عمل تاًکید دارد. در نظر افراد معتقد به اخلاق وظیفهگرا، عملی اخلاقی خواهد بود که ذاتاً ویژگی اخلاقی داشته باشد، نه آنکه لزوماً نتیجهای اخلاقی داشته باشد. بر اساس این دیدگاه، ملاک درستی و نادرستی عمل با قطع نظر از نتایج و پیامدهای آن، منوط به خود عمل و ویژگیهای آن است.بهعبارت دیگر، وظیفهگرایان معتقدند که انجام افعال اخلاقی، قطع نظر از نتایجی که به بار میآورند، برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار دارد و نه اینکه مترتب بر فعل و مؤخر از آن باشد. وظیفه گرایان معتقدند درستی یک عمل به دلیل طبیعت خود عمل است نه چیزی ورای آن. کانت مشهورترین چهره وظیفه گرایان، معتقد است که تنها قاعده و قانون اخلاقی است که درستی یا نادرستی اعمال را معین میکند نه نتیجه آن."@meyguon
شگفتی آفرینش؛ مغز انساندر میان همه شگفتیهای آفرینش، مغز انسان یکی از حیرتانگیزترین نشانههای قدرت و حکمت خالق است؛ عضوی کوچک در بدن، اما جهانی بیانتها از اندیشه، احساس، خاطره، خیال و آگاهی.مغز به ما توان دیدن زیباییها، شنیدن صداها، شناختن انسانها، آموختن، پرسیدن و اندیشیدن میدهد. با آن خاطرات سالهای دور را زنده میکنیم، برای آینده رؤیا میسازیم و درباره هستی و راز آفرینش میاندیشیم.چه شگفتانگیز است که خالق، در وجود انسان دستگاهی آفریده که نهتنها جهان پیرامون خود را میشناسد، بلکه میتواند درباره خودِ خالق نیز بیندیشد و در برابر عظمت آفرینش به حیرت فرو رود.هر سلول، هر ارتباط عصبی و هر لحظه از فعالیت این اندام پیچیده، یادآور نظمی است که انسان هنوز در برابر تمام ابعاد آن، با همه پیشرفت دانش، همچنان در حال آموختن است.شاید یکی از زیباترین نشانههای خداوند، همین باشد: مغزی که میاندیشد، قلبی که احساس میکند و انسانی که در برابر این همه عظمت، سرشار از شگفتی میشود.@meyguon